روش ها و آموزش ها - ترفندها و تکنیک های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
بررسی گفتمان های توسعۀ اجتماعی از منظر اعضای هیأت علمی گروه های علوم اجتماعی دانشگاه های دولتی استان تهران- قسمت ۲۵
ارسال شده در 21 مهر 1400 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

آخرین عاملی که در بحث « توسعۀ اجتماعی» نقش مداخله‌گر دارد مفهوم « عزم ملی » است. ‌‌‌این مفهوم به حالتی از توسعۀ اجتماعی اشاره دارد که پیچیدگی، چندبعدی بودن و گسترده بودن آن را مطرح می‌کند. از آن جایی‌که توسعۀ اجتماعی با اخلاقیات، رفتارها و افکارآدمی‌ در ارتباط است به تنهایی نه از طریق دولت می‌تواند انجام گیرد، نه بوسیله مردم و نه از طریق نهادهای مدنی حتی اگر نهادهای مدنی قوی‌ای داشته باشیم. توسعۀ اجتماعی نیازمند هم افزایی و هم‌کناری آگاهانه تمام اجزاء و عناصر اجتماعی از روی میل و اشتیاق با تکیه بر ارزش‌ها و اخلاقیات مشترک جهت نیل به اهداف والای ملی است. عزم ملی یعنی ‌‌‌این‌‌که تمام کنشگران اجتماعی به‌ اندازه توانایی‌ها و استعدادهای خود جهت سربلندی کشور تلاش کنند؛ رسانه‌‌ها، اقوام و اقلیت‌ها، جوانان، زنان، سیاستمداران، روستاها و شهرها، دانشجویان و دانش آموزان… همه و همه باید تلاش خود را به کار بیندازند. ‌‌‌این عاملی است که باعث می‌شود که ما بتوانیم سریع تر به توسعه برسیم. بدون ‌‌‌این عامل توسعۀ اجتماعی کاری بسیار سخت و طاقت فرسا است.
۴-۳-۳ راهبردهای پدیده « توسعۀ اجتماعی»
برای‌ ‌‌این که « توسعۀ اجتماعی » را به دست بیاوریم به راهبردها و استراتژهایی نیاز داریم. اولین راهبرد « گسترش رقابت رسانه‌‌‌ای» است. همان طورکه در قسمت‌های قبل توضیح داده شده ‌گسترش رسانه‌‌ها نقش بسیار مهمی ‌در توسعۀ اجتماعی دارد. اگر رسانه‌‌ها به نحو مطلوبی در سطح جامعه گسترانیده بشوند رسیدن به توسعۀ اجتماعی آسان تر خواهد بود. راهبرد دوم « نگاه کلان و ملی» است. هرچه قدر ما بتوانیم در زمینه مسائل و مشکلات اجتماعی درون کشور از مباحث قومی‌ و قبیله‌ای و به دور از تعصب و جانبداری حضور پیدا کنیم بهتر می‌توانیم مراحل توسعه را پشت سر بگذاریم. ما باید از سطح منطقه نگری، قوم و خویش نگری و بخشی نگری فاصله بگیریم و به سمت یک نگاه کلان و ملی جهت حل مسائل حرکت کنیم. باید مسائل را همه جانبه ببینیم و همه جانبه نگاه کنیم.
دانلود پروژه
راهبرد سوم « استراتژی توسعۀ نیازمحور» است. همانطوری که در پارادایم « توسعۀ نیازمحور» توضیح داده شد طرح ‌‌‌این نوع توسعه حلال بسیاری از مشکلات و مسائل است. می‌تواند موجب به صحنه آوردن همه پتانسیل‌ها و نیروها گردد. می‌تواند سرمایه‌گذاری منطقی و عاقلانه را موجب شود. همچنین استفاده بهینه از منابع و امکانات را موجب می‌گردد. استراتژی بعدی « توسعه فراگیر و پایدار » است. امروزه توسعۀ پایدار از جمله مهمترین انواع توسعه است. در مفهوم توسعۀ پایدار به رابطه بین محیط طبیعی و انسان توجه می‌شود. یکی از اجزاء و عناصرتوسعۀ اجتماعی بحث محیط زیست و منابع طبیعی ‌است. ‌‌‌این نوع توسعه بین نیازهای فعلی و نیازهای‌‌‌ آینده انسان‌ها سازگاری و تعادل ‌‌‌ایجاد می‌کند. آیندگان در بحث توسعۀ پایدار نقش مهمی‌دارند.
راهبرد چهارمی‌که در این‌جا باید مورد نظرقرار گیرد «الگوی توسعه بومی« است. به عبارت دیگر باید یک الگوی توسعه‌ای متناسب شرایط جامعه خودمان در نظر بگیریم که از طریق آن ضمن حفظ ارزش‌های و سنت‌‌ های جامعه بتوان در زمینه‌‌های مختلف با جامعۀ جهانی داد وستد داشته باشیم. ‌‌‌این الگو که امروزه در کشور ما به عنوان « الگوی اسلامی-اسلامی ‌پیشرفت» معروف است باید بتواند موانع توسعه را برای پیشبرد آن از سر راه خود بردارد. اگرچه کاری بسیار سخت و نیاز به گذشت زمان دارد. عنبری[۱۴۴] معتقد است « اگر ‌‌‌این الگو نتواند با پاسخی مناسب به مشکلات هویتی بدهد نمی‌تواند موفق باشد و دقیقاً مثل قبل می‌شود. باید ابعاد مختلف هویت ‌‌‌ایرانی، اسلامی ‌و مدرن را با هم ادغام کنیم. هویت کلید همین اصول توسعه است. اگر مسائل هویتی حل شود توسعۀ اجتماعی خواهیم داشت. توسعۀ اجتماعی باید رضایت روحی و روانی تولید کند».
آخرین راهبرد در زمینه پدیده مرکزیِ « توسعۀ اجتماعی» مفهوم « مدیریت منابع» است. ‌‌‌این مفهوم حاکی از ‌‌‌این است که مدیریت و نظارت بر منابع هم انسانی و هم طبیعی یک معضل و چالش هست. مدیریت منابه عبارت است از فرایند بکارگیری مناسب منابع و امکانات طبیعی، سازماندهی توانایی‌‌های انسانی و مدیریت استعدادهای طبیعی. ‌‌‌این فرایند از به هدر رفتن منابع و هزینه‌‌های نابجا در موارد کم بازده جلوگیری می‌کند. مدیریت منابع به هدایت درست و هدفمند کردن توانایی‌‌ها و استعدادهای جامعه و شکوفایی آن‌ ها اشاره دارد. مدیریت منابع می‌تواند در زمینه چگونگی جمع‌ آوری، ذخیره سازی، بکارگیری، به روز رسانی و ‌‌‌ایجاد دانشِ مدیریتِ مناسبِ منابع تأثیر گذار باشد.
۴-۳-۴ پیامدهای پدیده مرکزی
راهبردهای مختلفی‌که اعضای هیأت علمی ‌برای توسعۀ اجتماعی عنوان کرده‌اند پیامدهایی دارند. ‌‌‌این پیامدها عبارت‌اند از: اولین پیامد آن ‌‌‌این است که همه اقوام و شهروندان جامعه احساس توفیق و اهمیت در خود می‌کنند. آن‌ ها از ‌‌‌این‌که خود را متعلق به جامه می‌دانند حس کامیابی در آن‌ ها رشد و پرورش می‌یابد. ‌‌‌این پیامد اشاره به وضعیتی دارد که در آن همه کنشگران اجتماعی در حوزه‌‌های مختلف احساس تعلق به جامعه کنند و اطمینان خاطر در آن‌ ها به وجود بیاید. پیامد دیگری که توسعۀ اجتماعی می‌تواند به بار بیاورد تقویت اتحاد و همبستگی در سطح ملی و کلان است. یعنی حالتی که در نتیجه آن بین تمام نیروهای اجتماعی همبستگی و انسجام رشد یافته باشد. یعنی همه کنشگران احساس کنند در یک هدف و آرمان مشترک با هم متحد و هم دل هستند. پیامد دیگر استفاده ازهمه ظرفیت‌ها و پتانسیل‌ها در جامعه است. توسعۀ اجتماعی باعث می‌شود که کاربران و متولیان توسعه به همه نیروها و توانایی‌‌ها توجه کنند و همه را مورد استفاده قرار دهند. در این حالت سرمایه‌‌های انسانی، اجتماعی و طبیعی نادیده گرفته نمی‌شوند بلکه هرکدام از ‌‌‌این سرمایه‌‌ها به موقع و درجای مناسب مورد استفاده قرار می‌گیرند. توجه به همه مناطق و نیروهای اجتماعی پیامد دیگر توسعۀ اجتماعی در کشور است. اگر ما به توسعۀ اجتماعی برسیم دیگر شهر و روستا نخواهیم داشت. بلکه هم شهر و هم روستا در نتیجه سیاستگذاری‌‌های منطقی و عقلایی به پیشرفت می‌رسند. توجه به نقش و اهمیت روستاها در توسعۀ اجتماعی مورد توجه قرار می‌گیرد. در این صورت اکثر نیروهای ‌اجتماعی‌ و طبیعی‌که در بخش روستایی هستند مورد بهره‌برداری مناسب قرار می‌گیرند. از‌‌‌ این طریق یکی از پیامدهای غیرمستقیم توسعۀ اجتماعی یعنی کاهش مهاجرت‌ها را خواهیم داشت. در نتیجه آسیب‌‌های اجتماعی شهری که در نتیجه افزایش بی‌رویه مهاجرت به شهر به وجود آمده‌اند از بین می‌روند. پیامد دیگر برنامه‌‌هایی که برای توسعۀ اجتماعی در نظر گرفته شده‌اند جلوگیری از دستکاری محیط زیست و توسعۀ پایدار است. یعنی حالتی که در آن انسان‌ها قدر محیط زیست را می‌دانند و تلاش دارند که رفتار خود با محیط زیست و پدیده‌های طبیعی را در چارچوب یک برنامه منطقی و دوطرفه قرار دهند. در توسعۀ پایدار که بحث مهمی‌ در توسعۀ اجتماعی است رابطه انسان با طبیعت همچنین رابطه معاصران با ‌‌آیندگان در نظر گرفته می‌شود. یعنی توسعه اکنون نباید خطری برای آیندگان ‌‌‌ایجاد کند زیرا آن‌ ها متعلق به این جامعه هستند و در منابع و امکانات سهیم هستند. آخرین پیامدی که باید به آن اشاره کنیم حفظ سنت‌ها در کنار توجه به تکنولوژی مدرن است. در توسعۀ اجتماعی نه سنت‌‌ها فدای مدرنیته می‌شوند و نه مدرنیته به بهای سنت‌‌ها کنار گذاشته می‌شود. توسعۀ اجتماعی بین آن‌ ها آشتی ایجاد می‌کند، هر دوی آن‌ ها را با ارزش و لازم و ملزوم هم می‌داند. کارگزارن توسعۀ اجتماعی می‌دانند که باید بافت فرهنگی و اجتماعی جامعه را در کنار تجربیات و دستاوردهای مدرن قرار داد تا هم رضایت اجتماعی به وجود بیاید و هم از پیشرفت‌‌های و تغییرات مدرن عقب نیفتد.
فصل پنجم
نتایج تحقیق
۵-۱ بحث و نتیجه گیری
در سده‌های اخیر برنامه‌ریزان، کارشناسان و متصدیان توسعه در ‌‌‌ایران در ابعاد مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی برای فراهم کردن زمینه توسعه و توسعۀ اجتماعی درکشور با چالش‌های متعددی روبه رو بوده‌اند. به طوری که در مواجهه با هر یک ازگفتمان‌های توسعه-گفتمان نوسازی، گفتمان وابستگی، گفتمان اقتصادی، گفتمان تکاملی، گفتمان‌ مارکسیستی، گفتمان‌ نظم ‌جهانی- دیدگاه‌های مخالف و موافق‌ گوناگونی وجود داشته است. در این تحقیق هدف براین بود که با درنظرگرفتن دیدگاه علمی ‌اعضای هیأت علمی‌گروه‌‌های علوم اجتماعی‌نسبت به بکارگیری‌گفتمان‌های ‌مختلف ‌مطرح‌شده در دستگاه‌ فکری و علمی‌متصدیان ‌امرتوسعۀ اجتماعی نظر آن‌ ها را نسبت به موفق/ناموفق بودن ‌‌‌این گفتمان‌ها جویا شده و از این طریق ضمن شناسایی موانع و محدودیتها بتوانیم از راهکارها و پیشنهادهای آن‌ ها در‌آینده توسعۀ اجتماعی استفاده‌کنیم.
امروزه رابطۀ بین سطح توسعه یافتگی هر کشور و رفاه، آسایش، رضایت اجتماعی، سلامت روحی و روانی و احساس کامیابی شهروندان آن بر هیچ کس پوشیده نیست و همه صاحب نظران توسعه بر این ‌‌‌ایده توفق نظر دارند. از دهه‌‌های قبل صحبت توسعۀ اجتماعی در محافل سیاسی و علمی ‌‌‌ایران زیاد به گوش می‌رسید اما به توفیق آنچنانی نرسیدیم. عامل نرسیدن به توسعه اجتماعی در ایران با فاکتورهای اجتماعی و فرهنگی متعددی در ارتباط است.
در این نوشتار تلاش کردیم که گفتمان توسعۀ اجتماعی از نظر صاحب نظران علوم اجتماعی بررسی کنیم. از آنجایی‌که توسعۀ اجتماعی با باورها و رفتارهای انسان‌‌ها سر کار دارد بسیار پیچیده و گسترده است. بعد از انقلاب صنعتی که کشورهای اروپایی توانسته‌اند در نتیجه انقلاب علمی‌در حوزه‌‌های اجتماعی و اقتصادی تغییر و تحولات گسترده‌ای ‌‌‌ایجادکنند دیگرکشورها هم به واسطه ارتباط تجاری یا به واسطه حضور استعمارگران در جامعه آن‌ ها نسبت به پیشرفت و ترقی تمایل پیدا کرده‌اند. بنابراین آن‌ ها شروع به ‌‌‌ایجاد نوسازی در جامعه کردند. ‌‌‌این نوسازی از حوزه اقتصادی و اجتماعی شروع شد. از جمله جوامعی که در این فرایند قرار گرفته ‌‌‌ایران است. نزدیک به یک و نیم سده است که ‌‌‌این شرایط بر ‌‌‌ایران حاکم است. اگر چه جامعه نسبت به آن موقع در معرض تغییر و تحولات زیادی در همه حوزه‌‌ها قرار گرفت اما باید اذعان کرد تا رسیدن به توسعه یافتگی اجتماعی فاصله بسیار داریم. به تعبیر جمشیدی‌‌ها « امروزه ظاهر دنیا عوض شده ولی باطن آن ثابت مانده است. باطن دنیا ظلم، بی‌عدالتی، فساد، فقر، تبعیض علیه زنان، لشکرکشی بدون مجوز قانونی علیه جوامع… است که مثل قبل پابرجا است. ‌‌‌اینها در دنیا قدیم وجود داشته‌اند الان در دنیای جدید هم وجود دارند. صورت دنیا شیک شده ولی محتوا و ذات دنیا عوض نشده است».
در این نوشتار برای جمع آوری اطلاعات از تکنیک مصاحبه استفاده کردیم. درتحقیقاتی که با گراندد تئوری انجام می‌گیرند معمولا از روش نمونه‌گیری اشباع نظری استفاده می‌کنند. در این جا بعد از انجام هر مصاحبه آن را به صورت متن پیاده ‌کرد سپس کدگذاری آن را انجام می‌گرفت. در ابتدا کداگذاری خرد و خط به خط انجام گرفت که با ۱۱۳۱ داده خام پایان یافت. از طریق دو رویه پرسش کردن و مقایسه کردن داده‌ها ۵۲۸ مفهوم را کدگذاری شدند که بدیهی است کار با‌‌‌ این‌اندازه مفهوم بسیار زمان بر است. در نتیجه با مقایسه و پرسش مجدد تعداد مقوله‌های انتزاعی ما به ۵۴ رسید که آن‌ ها را در ۸ مدل پارادایمی ‌و یک مقوله مرکزی بررسی و ارزیابی‌شده‌اند. هشت مدل پارادیمی‌عبارت‌انداز سنت‌گریزی، بی‌برنامه‌گی و بلاتکلیفی، بدبینی و بی خیالی مردم، طرداجتماعی و محروم سازی، توسعه نیافتگی فرهنگی، فقدان مشارکت اجتماعی، توسعۀ نامتوازن و توسعۀ نیازمحور. مقوله ‌مرکزی که در این تحقیق به آن از داده‌ها بیرون آمد پدیده « توسعۀ اجتماعی» است. به دو دلیل‌‌‌این‌‌‌ پدیده به عنوان پدیده هسته‌ای انتخاب شد. یکی به دلیل تاکید فراوان همه ‌‌‌مصاحبه‌شوندگان به اعتبار و اهمیت آن و دیگری بخاطر ‌‌‌این که‌‌‌این مفهوم موضوع تحقیق حاضر بود. بعد از ترسیم مدل پارادایمی‌هر مقوله انتزاعی شرایط علّی و شرایط مداخله گر آن با توجه به زمینه و بستر آن بررسی و ارزیابی شده‌اند. سپس راهبردهایی آن پدیده و پیامدهای احتمالی‌‌‌این راهبردها آورده شدند.
شرایط علّی‌ای که بر مقوله هسته‌‌‌ای یعنی توسعۀ اجتماعی تأثیرگذار بودند عبارت‌اند از: پذیرش اجتماعی یعنی پذیرفتن همه گروه‌ها و کنشگران به عنوان شهروند فارغ از جنس، رنگ، نژاد و زبان آن‌ ها)، توانمندسازی یعنی قدرت دادن و توانمندکردن مردم به طوری که هرکسی بتواند نیازهای اولیه‌اش را خودش برطرف کند، عدالت اجتماعی یعنی تقسیم عادلانه و منصفانه شرایط، فرصت‌ها، امکانات و منابع بین همه شهروندان جامعه بدون پیش داوری و پیش فرض، عدالت جنسیتی یعنی وضعیتی‌که درآن بین زنان ومردان در زمینه دستیابی به مشاغل و فرصت‌ها و برخورداری از منابع و امکانات بواسطه جنسیت‌آن‌ ها تفاوتی قائل‌نشویم، جامعۀ مدنی یعنی حضور نهادها و تشکل داوطلبانه مستقل در جامعه که در کنار دولت و مردم وظیفه توسعۀ اجتماعی را برعهده دارند، نظم اجتماعی یعنی حالتی از جامعه که درآن قانون و اقتدار اخلاقی هماهنگ کنندۀ روابط اجتماعی در جامعه باشد نه نظم سیاسی از بالا، امنیت و اعتماد یعنی شرایطی که کنشگران اجتماعی با فراغ بال و با اظمینان خاطر در آن دست به انتخاب می‌زنند و هیچ مورد خارجی بجز قانون انتخاب آن‌ ها را به خطر نمی‌اندازد و نگاه دانش بنیاد یعنی حضور پر رنگ دانش و شناخت علمی‌ در فعل و انفعالات اجتماعی و تعاملات انسانی.
شرایط مداخله گر پدیده مرکزی ما عبارت‌اند از : تعامل باخارج یعنی صادرات و واردات با بقیه کشورها و جوامع در راستای پیشرفت و تعالی جامعه، رسانه‌های خصوصی یعنی حالتی که در آن گروه‌ها، اقوام و احزاب مختلف جامعه دارای رسانه‌‌های صوتی و تصویری مختلف جهت بیان مطالبات و خواسته‌‌های خود هستند)، توسعۀ پلکانی یعنی وضعیتی که در آن برای توسعه جامعه، مسائل و مشکلات اجتماعی را به تدریج و مرحله به مرحله از سر راه برداریم تا به توسعۀ اجتماعی برسیم، دولت کوچک و هوشمند در مقابل دولت بزرگ قرار می‌گیرد. یعنی حالتی که در آن دولت بخشی از وظایف و اختیاراتش را به نهادهای غیردولتی و جامعۀ مدنی واگذار می‌کند و عزم ملی یعنی وضعیتی که درآن تمام افراد، کنشگران، گروه‌ها، اقوام و اقلیت‌‌ها در اهداف و آرمان‌های مشترکی سهیم باشند و به این نتیجه برسند که از طریق همبستگی و انسجام با هم دیگر می‌توانند راحت‌تر و بهتر بر مسائل و مشکلات پیروز شوند.
راهبردهای که در این تحقیق برای توسعۀ اجتماعی در نظر گرفتیم عبارت‌اند از : گسترش رقابت رسانه‌‌‌ای یعنی حالتی که در آن رسانه‌‌های مختلفی در جامعه وجود دارند، و‌‌‌ این رسانه‌‌ها دارای استقلال هستند و می‌توانند بدون اجبار در زمینه مسائل مختلف به اظهار و نظر بپردازند و‌‌‌ این رسانه‌ها با هم رقابت دارند، نگاه کلان و ملی یعنی حالتی که ما در تبعیض‌‌ها و پیش‌داوری‌های جانبدارانه قومی، زبانی و محلی قرار نمی‌گیریم و در وهله اول نگاه ملی به مسائل و امکانات جامعه داریم، توسعۀ نیازمحور یعنی شرایطی که به کنشگران، اقوام، مناطق و بخش‌‌های جامعه بر اساس نیازها و ظرفیت‌‌هایی که دارند نگاه می‌شود، توسعه فراگیرو جامعه در مقابل تقلیل‌گرایی توسعه قرار می‌گیرد یعنی پرهیز از یک جانبه نگری و تقلیل توسعه به یکی از ابعاد آن و در نظر گرفتن همه پتانسیل‌‌های موجود برای حصول توسعۀ اجتماعی و مدیریت منابع یعنی حالتی که منابع، امکانات و داشته‌های یک جامعه به شیوه‌های مناسب مدیریت شوند تا از افراط و تفریط در مصرف آن‌ ها جلوگیری شود.
گفتمان‌های توسعه را از منظر خاستگاهی به سه دسته می‌توان تقسیم کرد: (۱) رویکردهایی که از مکاشفه‌های تاریخی_ فلسفی و استدلال‌های نظری سرچشمه می‌گیرند؛ (۲) رویکردهایی که از باورهای ایدئولوژیکی تاثیر پذیرفته ‌اند؛ (۳) و رویکردهایی که از تجربه زیستۀ صاحب نظران مایه می‌گیرند. ذخیرۀ اصلی دانش توسعه مرکب از گفتمان‌های دستۀ اول است که از تأملات نظری و نگرش‌های خلاقانۀ دانشوران و صاحب‌نظران به فلسفۀ پیشرفت و استدلال‌های نظری در این زمینه ساخته شده‌اند. در این گفتمان‌ها که مثلادیدگاه نوسازی رامی‌توان الگوی نمونه‌ای آن تلقی‌کرد، دلبستگی به آرمان‌های روشنگری و تعلق خاطر به مدرنیته زمینۀ اصلی و تعیین‌کننده است. در حالی ‌که در گفتمان‌های ایدئولوژیکی یا برآمده از تجربۀ زیستۀ رویکردهای انتقادی و آرمان‌شهری یا رویکردهای نشأت گرفته از آزمون و خطا برجستگی دارند.
ارزیابی گفتمان‌های توسعه اجتماعی در دیدگاه‌های اعضای هیأت علمی در چارچوب داده‌های این تحقیق بازگوی آن است که گفتمان‌های این استادان بیشتر در حوزه‌ دسته دوم و سوم قرار می‌گیرند. این گفتمان‌ها یا بازنمای باور ایدئولوژیکی ‌اند و یا از رویکردهای آرمان‌شهری مبتنی بر تعادل وضع موجود یا جمعبندی‌های متکی به تجربۀ زیسته الهام می‌گیرند. به سخن دیگر میان عناصر اصلی موجود در دیدگاه‌های این مدرسان دانشگاهی و ذخیرۀ دانش توسعه دادوستد و رابطۀ ارگانیکی قابل احرازی وجود ندارد. با این حال از آنجا که اغلب این دیدگاه‌ها از تجربۀ زیسته الهام پذیرفته‌اند، در تبیین شرایط علّی و مداخله‌گر و نیز تعیین راهبردها بالنسبه قوی و قابل تأمل به نظر می‌آیند.
تحلیل و ارزیابی‌های دیدگاه مصاحبه شوندگان بیانگر آن است‌که جامعۀ ایران هنوز نتوانسته سطوح قابل قبولی از توسعۀ ‌اجتماعی را ‌پیاده‌ کند و موانع توسعۀ احتماعی در کشور پر رنگ ‌تر و تاثیرگذار تر از عوامل توسعه‌اند. موانعی مانند فقدان جامعۀ مدنی، فقدان مشارکت اجتماعی، فقدان احزاب مستقل، پایین بودن سطح امنیت و اعتماد در جامعه، حضور پر رنگ دولت در همۀ عرصه ‌ها، توسعه نیافتگی فرهنگی، تقابل بین سنت و نوگرایی، فاصله بین شهر و روستا، توجه نامساوی به اقوام و اقشار، نابرابری‌های اجتماعی و خویشاوندی‌نگری از جمله موانعی ‌هستند که از داده‌ها بیرون کشیده شده‌اند. این موانع به مثابه سدی محکم در مقابل توسعۀ اجتماعی عمل می‌کنند. لازمۀ رسیدن به توسعۀ اجتماعی برداشتن این موانع و ‌کم‌کردن درجۀ تاثیرگذاری آنها است.
تحلیل دیدگاه‌ها مبین آن است که برای رسیدن به توسعه باید بین ابعاد آن از اجتماعی گرفته تا سیاسی، اقتصادی و فرهنگی رابطه و پیوند وجود داشته باشد. توسعه هنگامی محقق می‌گردد که بتوان در همۀ مراحل توسعه با توجه به شرایط و اولویت‌های جامعه نگاه همه جانبه داشت. تجربه چند دهۀ اخیر در کشور نشان می‌دهد که یکی از موانع اصلی توسعه آن است که نگاه جامع و فراگیری نسبت به توسعه وجود نداشته است و در هر دوره‌ای به یکی از ابعاد توسعه بیشتر توجه شده است. یافته دیگر این ‌است که عدم توجه به حوزۀ اجتماعی در برنامه‌های توسعه‌ای و در نگاه کارگزاران مربوط عاملی مهم و تاثیرگذار در نرسیدن به توسعۀ اجتماعی است. عدم توجه کافی به حوزۀ اجتماعی و بستر فرهنگی جامعه باعث شکست اکثر برنامه‌ها و به نتیجه نرسیدن آنها شده است در حالی‌که رسیدن به توسعۀ ‌اجتماعی نیازمند توجه‌ جدی به بافت فرهنگی و اجتماعی جامعه است زیرا این نوع توسعه فقط در ارتباط‌ با نیازها، آداب و رسوم و ساختارها و نیز روابط و مناسبات اجتماعی جامعه امکان پذیر است.
داده‌های تحقیق نشان می‌دهند که در دو دهۀ اخیر در کشور در زمینه توسعۀ احتماعی برنامه‌ها و چشم اندازهای متنوعی در نظر گرفته شد. در هر سه دورۀ ریاست جمهوری سال‌های پس از جنگ مدل‌های مختلفی انتخاب شده‌اند. بنابراین در هر دوره نگاه متفاوتی به توسعۀ اجتماعی شده است. در ابتدا به علت مبارزه با مشکلات به وجود آمده در اثر جنگ مسئولان و برنامه‌ریزان بیشتر درگیر مبارزه با فقر و کاستی‌های ناشی از جنگ بودند. در دورۀ‌ سازندگی بخش کثیری از سرمایه‌ها و هزینه‌ها در زمینه‌های ساختاری، اجرای پروژه‌ها و زیرساخت‌های بزرگ مقیاس صرف‌ ‌شد و در نتیجه حوزه‌ها‌ی فرهنگی و اجتماعی به ناگزیر چندان مورد توجه قرار نگرفتند. در این دوره برنامه‌های توسعه تحت تاثیر فشارهای صندوق بین‌المللی پول به سمت برنامه‌های تعدیل ساختاری رفتند. ‌‌‌ایمانی جاجرمی می‌گوید « در دوره‌‌هاشمی ‌از نظر من‌اندیشه‌‌های دیدگاه نوسازی قرار داشته‌اند یعنی ساخت پروژه‌‌ها از طرف دولت با سرمایه‌های دولتی برای مردم. در اینجا مردم هیچ‌کاره و کاملاً منفعل هستند و هیچ نقشی در تحرک پروژه‌ها، اجرا و نظارت بر آن‌ ها ندارند و همچنین بر بهره‌برداری از آن‌ ها». اما مدل بکاربسته شده نتوانست چندان مفید افتد زیرا چند سالی بیش نگذشت که شرایط اجتماعی در کشور وخیم تر شد و مشکلاتی برای انسجام و نظم اجتماعی به وجود آمد.
در دوره اصلاحات شرایط تا اندازه‌ای تغییر کرد و سمت‌وسوی توسعه از توجه صرف به امور اقتصادی به توجه بیشتر به بعد سیاسی تغییر جهت داد گوآن‌که تا اندازه‌ای ابعاد اجتماعی و فرهنگی توسعه نیز مورد توجه قرار گرفت اما این توجه آنقدر تاثیرگذار و کارساز نبود که بتوان تأثیر آن را مشاهده کرد. در این دوره هیچ کدام از گفتمان‌های مورد استفاده قرار نگرفت. البته فضای سیاسی نسبتا مثبتی‌‌‌ایجاد شد و پاسخ‌گویی بیشتری به نیازها و مسائل مردم می‌شد دلیل آن « بازشدن‌اندک فضای سیاسی و حضور مطبوعات است که تاحدودی می‌توانند مسائل را منعکس کنند ». در دوره نهم و دهم ریاست جمهوری وضعیت نسبتا متفاوتی در قیاس با گذشته حاکم شد. در این دوره‌ها همۀ گفتمان‌های توسعه تقریباً به حاشیه رانده شدند و تلاش شد که از مدل‌ها و ظرفیت‌های بومی جهت برنامه‌ریزی توسعه ‌استفاده شود. شاید بتوان گفت که در این دوره کشور با نوعی عقب‌گرد توسعه ‌ای و پس‌ رفت فرهنگی روبرو شد. « می‌شود گفت در دوره احمدی نژاد مفاهیم رایج و مصطلح توسعه نادیده انگاشته شد و در واقع خود مفهوم توسعه را مورد چالش و ابهام قرار دادن ». نگاه نامتوازن به توسعه در این دوره با شدت بیشتری وجود داشت و توجه بیشتر معطوف به نگرش‌های آرمان شهری در حوزۀ اقتصاد بود.
تحلیل دیدگاه‌های اطلاع‌رسان‌ها در این تحقیق بازگوی آن است که در دوران اول موسوم به سازندگی و در دوران دوم موسوم به اصلاحات کم و بیش از گفتمان‌های شناخته شده و جهانی توسعه استفاده شد ولی در دورۀ سوم که سیاست‌های پوپولیستی به اصطلاح عدالت محور دنبال می شد از گفتمان‌های توسعه استفاده نشد و بیشتر کوشش‌ها معطوف به آن بود که فرایند توسعۀ ‌اجتماعی با تکیه بر مدل‌های بومی پیش برده شود. الگوی ایرانی‌- اسلامی پیشرفت که در دورۀ دهم ریاست جمهوری مطرح‌شده شاید نتیجه چالش‌ها و کنکاش‌های‌ فکری ‌ای ‌‌باشد که در این دو دهه در حوزۀ سیاسی و دانشگاهی مطرح بوده است.
اعضای هیأت علمی مورد مصاحبه از بین گفتمان‌های توسعه و توسعۀ اجتماعی بیشتر به گفتمان‌های توسعۀ پایدار، توسعۀ انسانی و توسعۀ مشارکتی توجه و تمایل نشان دادند. دلیل این تمایل شاید آن است‌که از نظر آنها این نحله‌های ‌فکری بیشتر به‌ حوزۀ انسانی و اجتماعی توجه دارند و مردم را هدف و عامل توسعه در نظر می‌گیرند و با شرایط کنونی جامعه ایران نیز سازگاری بیشتری دارند. اطلاع‌رسان‌ها همچنین شاخص‌های متعددی را برای توسعه اجتماعی در نظرگرفتند و از نظر آنها باتوجه به شرایط‌ کنونی کشور این شاخص‌ها باید در اولویت قرار گیرند. اهم این شاخص ها از این قراراند: توانمندسازی ‌آموزشی، افزایش‌ آگاهی اجتماعی، افزایش ‌امکانات و تسهیلات بهداشتی و رفاهی، رفع تبعیض‌های قومی و دینی و زبانی و جنسی، توجه به همۀ قشرها به خصوص زنان و جوانان، گسترش تعاملات فرهنگی، افزایش رضایت اجتماعی، افزایش امنیت و اعتماد، توجه به روستاها و محیط‌های کوچک و توجه به محیط زیست وحفظ آن.
مهمترین شاخص‌های لازمۀ توسعۀ اجتماعی از نظر اطلاع‌رسان‌ها این دو عامل بودند: (۱) بازاندیشی در زمینۀ نقش دولت در توسعه اجتماعی و (۲) تقویت جامعۀ مدنی. اساتید معتقد بودند که دولت در کشور متولی همۀ برنامه‌ها، پروژه‌ها و تصمیم گیری‌هاست. اما برای دستیابی به توسعۀ اجتماعی باید در زمینه حضور دولت در فرایند توسعه تجدیدنظر شود و دولت باید نقش خودش را در این حیطه باز تعریف کند و اگر دولت کوچک‌تر شود قطعاً بهتر می‌تواند نقش مفید تری را در فرایند توسعۀ اجتماعی ایفا کند. همچنین در ارتباط با عامل دوم یعنی ایجاد جامعۀ ‌مدنی و تقویت سازمان‌های‌ غیر دولتی و سمن‌ها، اگر قرار بر این باشد که دولت کوچک‌تر شود حتماً باید نهادهای‌ مدنی فعال ‌تر شوند تا از این طریق دولت بتواند بخشی از وظایف خود را به صورت تدریجی به این قبیل نهادها انتقال دهد. از این طریق می‌توان به سایر شاخص‌های اجتماعی نیز دست یافت؛ از جمله آن که مشارکت اجتماعی بالا می‌رود، اعتماد ارتقاء می‌یابد، شکاف بین دولت و مردم کاهش می‌یابد و… . از منظر اعضای هیأت علمی برای نیل به توسعۀ اجتماعی باید بتوان به شیوه‌ای برنامه‌ریزی کرد که هم از تجربیات مدرن و هم از سنت‌ها و ظرفیت‌های تاریخی موجود استفاده شود. این صاحب نظران معتقدند که توجه صرف به یک حوزه نمی‌تواند کارساز باشد و کشور را به توسعه و بویژه توسعه اجتماعی برساند. آن‌ ها لازمه ‌‌‌ایجاد الگویی که بتواند سازگاری بین تجربیات کشورهای توسعه یافته و پتانسیل‌‌های درونی برای توسعه را فراهم کند، را گوشزد کردند.
نتیجه پایانی ‌‌‌این تحقیق ارائه چند مورد از مهمترین پیامدهای توسعۀ اجتماعی در کشور است که در این تحقیق به آن‌ ها دست یافته شد:

 

    • مشارکت آحاد جامعه و شهروندان قطع نظر از تعلقات قومی ‌و علایق اعتقادی‌شان امکان می‌یابد.

 

    • بحران‌های هویتی و فرهنگی، تعارض میان سنت و مدرنیته و شکاف‌‌های اجتماعی نسلی از بین می‌روند.

 

    • تبعیض‌های قومی، زبانی، جنسی و دینی و نابرابری‌های اجتماعی و آسیب‌ها و مسائلی که به واسطه آن‌ ها به وجود می‌آیند کم می‌شوند.

 

    • احساس آزادی، امنیت، رفاه و آسایش و تعلق اجتماعی در بین مردم به وجود می‌آید.

 

    • احساس تعلق و افتخار به مملکت خود در بین شهروندان اقوام بالا می‌رود.

 

    • تنش زدایی از روابط و تعاملات گروه‌های اجتماعی و اتخاذ سیاست‌‌های اصولی و متناسب جهت حل و فصل‌‌‌این تنش‌‌ها و تعارضات.

 

    • ساختار مدیریت سیاسی اصلاح می‌گردد و توانایی هدایت، نظارت و مدیریت شایسته به وجود می‌آید.

 

    • زمینه تحقق نظام شایسته سالار و جامعه دموکراتیک فراهم می‌شود.

 

۵-۲ پیشنهادات
- ازآنجایی که برای سنجش بعد توسعه یافتگی یک جامعه درجه توسعه‌یافتگی اجتماعی آن جامعه بسیار ضروری است لذا باید تلاش شود تا در این زمینه پروژه‌ها و تحقیقات مختلفی با حمایت دانشگاه و مراکز علمی‌انجام شود.
- از آنجایی که مفهوم توسعۀ اجتماعی بسیار پیچیده و چند بعدی هست لازم است که پروژه‌‌های بزرگ مقیاس و حساس به متخصصان توسعه واگذار گردد تا بتوان بر صحت و اعتبار آن‌ ها جهت کاربرد تکیه کرد.
- برای مشاهده وضعیت توسعه یافتگی اجتماعی، موانع و عوامل توسعۀ اجتماعی لازم است که کارهای میدانی و پژوهشی انجام گیرد تا از کم و کیف آن‌ ها شناخت بیشتری به دست بیاید.
- از آن جایی که اکثر ‌‌‌مصاحبه‌شوندگان بر ضعف سیاستگذاری و برنامه ریزی در زمینه توسعۀ اجتماعی هم‌رأی بودند، پیشنهاد می‌شود که در این زمینه تغییر رویکرد و سیاست داده تا بتوان با رفع ‌‌‌این کاستی زمینه را برای رفع موانع توسعۀ اجتماعی در کشور مهیا کرد.
- از آنجایی که دانشگاه به عنوان محل آموزش و یکی از مهمترین مکان‌های علمی‌ در کشور است دولت باید هزینه‌‌های بیشتر دراختیار آن‌ ها قرار دهد تا در این زمینه بتوانند پروژه‌‌های لازم را با هدایت اساتید مجرب و حرفه‌‌‌ای انجام دهند.
- یکی از موانع توسعۀ اجتماعی در کشور فاصله و شکاف بین کارگذاران، برنامه ریزان و مجریان برنامه‌‌های توسعه با مردم که هدف توسعه هستند، می‌باشد لذا توصیه می‌شود که راهکارهای لازم را جهت برداشتن و کم کردن‌‌‌ این شکاف در نظر بگیرم تا زمینه برای توسعۀ اجتماعی مهیاتر شود.
- پیشنهاد می‌شود کارگذاران، برنامه ریزان و مجریان برنامه‌‌های توسعه اقدامات لازم را جهت جلوگیری از توسعۀ ناهموار وتقلیل ابعاد توسعه به یک بعد انجام دهند تا زمینه برای توسعه همه‌گیر و جامه فراهم شود.
- از آن جایی که روستاها و محیط‌‌های کوچک نقش به سزایی در توسعۀ اجتماعی‌‌‌ایفا می‌کنند پیشنهاد می‌شود که امکانات و سرمایه‌‌های لازم به این بخش‌‌ها انتقال داده شود تا هم از‌‌‌ این طریق از شدت مهاجرت به شهر کاسته شود و هم محیط‌‌های روستایی را نگه داشته شوند.
- پیشنهاد می‌شود مطابق با نیازهای شغلی و آموزشی کشور اقدام به جذب دانشجو در مقاطع مختلف شود تا از ‌‌‌این طریق خیل تحصیل‌کردگان بیکار کاهش یابند.
منابع[۱۴۵]

نظر دهید »
تاثیر فرهنگ کیفیت محوری بر رضایت مشتریان در بانک کشاورزی استان گیلان- قسمت ۲۴
ارسال شده در 21 مهر 1400 توسط مدیر سایت در بدون موضوع
نظر دهید »
مدل‌سازی تصادفی چندهدفه زنجیره تأمین ازلحاظ کیفیت مطالعه موردی شرکت فرآورده‏های لبنی کاله- قسمت ۲
ارسال شده در 21 مهر 1400 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

طبقه‌بندی هزینه‏ های موجود در زنجیره تأمین
هزینه‏ های موجود در زنجیره تأمین را می‌توان در دودسته هزینه‏ های ملموس و ناملموس طبقه‏بندی کرد:
الف) هزینه‏ های ملموس: هزینه مدیریت سفارش‌ها[۱۳] (هزینه خدمت‏دهی به مشتریان، هزینه‏ی انبارداری کالاهای نهایی، هزینه‏ی حمل‏ و‏نقل خارجی[۱۴]، هزینه مدیریت برنامه‏ها و قرارداد‏ها و هزینه‏ی نصب کالا در محل مشتریان و …)

 

    • هزینه مرتبط با مواد خام (هزینه‏ی مواد خام، هزینه‏ی انبار‏داری مواد خام، هزینه کیفیت تأمین‌کنندگان[۱۵]، هزینه حمل‏ونقل داخلی[۱۶] و …)

 

    • هزینه برنامه‏ ریزی[۱۷] (هزینه برنامه‏ ریزی تقاضا، هزینه برنامه‏ ریزی عرضه، هزینه‏ی کنترل مالی زنجیره تأمین)

 

    • هزینه‏ی موجودی (هزینه‏ی انبارداری و نگهداری موجودی)

 

    • هزینه‏ی بیمه و مالیات

 

    • هزینه تولید با پردازش مواد خام

 

    • هزینه‏ی استفاده از فناوری اطلاعات[۱۸] در زنجیره تأمین

 

    • هزینه‏ی حمل‏ و‏نقل بین مراحل مختلف زنجیره تأمین

 

ب) هزینه‏ های ناملموس: هزینه‏ های کیفیت[۱۹] به‌عنوان هزینه‏ های ناملموس زنجیره های تأمین شناخته می‌شوند. هزینه‏ی کیفیت، عبارت است از کلیه هزینه‏هایی که یک سازمان به ازای انجام اقداماتی برای پیشگیری از کیفیت پایین، بررسی الزامات کیفیتی موجود و یا درنتیجه‌ی کیفیت بد محصولات یا خدمات متحمل می‌شود. یک سؤال کاربردی که در اینجا به ذهن خطور می‏کند این است که مدیران باید به چه میزان، زمان و پول برای انجام فعالیت‏های کیفیتی در شرکت اختصاص دهند؟ مطالعات نشان می‏دهند که تخمین هزینه‏ی کیفیت راهی برای پاسخ دادن به این سؤال است. در حقیقت، هزینه‏ی کیفیت، یک سیستم اندازه‏گیری می‏باشد که قادر است زبان مدیریت را به زبان مالی که قابل‌فهم برای همه‌ی مدیران است ترجمه کند. [۷،۸]
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
مفهوم هزینه‏ی کیفیت بر روی هزینه‏ های تأسیس، سودآوری و نیازهای مشتریان تأثیر می‏گذارد. از دهه‏ی ۱۹۶۰، ارائه‏ محصولاتی باکیفیت بالاتر، روند معمول تولیدکنندگان کلاس جهانی شده است. مطالعات گوناگون نشان می‏دهد که هزینه‏ی کیفیت، حدود ۳۰% از هزینه‏ های کل تولید است و به‌عنوان یک عامل هزینه‏ای باید در نظر گرفته شود و شرکت‌ها باید آن را برای پایداری مزیت رقابتی به‌طور کامل کنترل نمایند. همان‌طوری که شرکت‏ها تلاش می‏کنند تا عملکرد خط تولید خود را در شرایط رقابتی شدید، ارتقا دهند، باید برنامه‏ ریزی کیفیت و استراتژیکی را نیز باهم ترکیب کنند. هم‌تراز کردن اهداف و اولویت‌های فرایند کسب‏وکار و کیفیت برای بیشینه کردن سود یک شرکت ضروری است. کیفیت با توسعه تکنولوژی درزمینه‏ی اتوماسیون و رباتیک هزینه‏ های کمتری را در بردارد. بعلاوه، هزینه‏ های بازرسی و آزمایش به دلیل وجود اتوماسیون کاهش پیداکرده است.
به‌طورکلی، کیفیت بر روی رضایت مشتریان تأثیر می‏گذارد و از سوی دیگر، مشتریان ناراضی عامل کاهش فروش می‌شوند. بسیاری از شرکت‏ها بر این باورند که کیفیت بر روی سودآوری تأثیر می‌گذارد اما آن‌ ها زمانی به این نکته توجه کافی می‏کنند که نبود کیفیت باعث بروز هزینه‏ های گزاف گردد.
فرایندهای کسب‏و‏کار سیستم مدیریت کیفیت می‏توانند به لحاظ مالی اندازه‏گیری شوند و نتایج می‏توانند به مدیران و صاحبان فرایند برای انجام اقداماتی در جهت پیشگیری و بهبود مستمر گزارش داده شوند. هدف تکنیک‏های هزینه‏ی کیفیت، فراهم کردن ابزار مدیریت، جهت تسهیل کردن فعالیت‏های بهبود کیفیت می‏باشد. گزارش‌ها هزینه‏ی کیفیت، می‏توانند برای نشان دادن نقاط قوت و ضعف یک سیستم کیفیت به‌کاربرده شوند و گروه‌های بهبود می‏توانند برای تشریح منابع مالی مصرف‌شده و تغییرات اعمال‌شده از آن‌ ها استفاده نمایند؛ بنابراین، هزینه‏ های کیفیت در عمل، فعالیت‏های بهبود کیفیت را به‌گونه‌ای تعریف می‏کنند که برای مدیریت قابل‌فهم باشند و آن‌ ها بتوانند بر اساس آن عمل کنند. [۸]
امروزه مشتریان خواهان خدمات باکیفیت‌تر به ازای هزینه‏ های کمتر هستند. از دیدگاه زنجیره‏ی تأمین، ارائه محصولات باکیفیت‌تر باقیمت ارزان‏تر باعث رضایت مشتریان و افزایش سودآوری زنجیره تأمین می‏گردد. هدف زنجیره های تأمین، افزایش کیفیت، تحویل به‌موقع و کاهش هزینه می‏باشد. تأکید موجود بر روی مدیریت زنجیره‏ی تأمین در دنیای رقابتی کنونی باعث شده است که محققان به مطالعه مدل‏ها، ساختارها و چارچوب‏هایی برای مدیریت کیفیت بپردازند که برای مدیریت عملیات توسعه‌یافته‌اند.
به‌طورکلی، هزینه‏ی کیفیت را می‌توان به سه گروه کلی به شرح زیر طبقه‌بندی کرد:

 

    1. هزینه‏ های پیشگیری[۲۰]: به هزینه‏هایی گفته می‌شود که به خاطر جلوگیری از بروز عیب، نقص و نارسایی در محصول واقع می‌شود.

 

    1. هزینه‏ های ارزیابی[۲۱]: به هزینه‏هایی اطلاق می‌شود که برای کشف عیب، نقص و نارسایی در محصول رخ می‏دهد.

 

    1. هزینه‏ های شکست[۲۲]: این گروه از هزینه‏ های کیفیت هنگامی رخ می‏دهند که در محصول، اشکال ایجاد گردد، عملکرد آن نامطلوب شود یا محصول از کار بیفتد.

 

اما هزینه‏ی کیفیت در زنجیره تأمین این‌گونه تعریف می‌شود:

 

    • هزینه‏هایی که برای پیشگیری از کیفیت پایین محصولات و یا خدمات ارائه‌شده به مشتریان ایجاد می‌گردد;

 

    • هزینه‏هایی از اطمینان یافتن و ارزیابی الزامات کیفیتی که در طول زنجیره تأمین حاصل می‌شود [۸]

 

    • هرگونه هزینه‏ای که درنتیجه‌ی کیفیت پایین محصولات و خدمات به وجود آید.

 

برنامه‏ ریزی تک دوره‏ای و چند دوره‏ای
در مسائل مرتبط با زنجیره‏ی تأمین دو نوع برنامه‏ ریزی وجود دارد: برنامه‏ ریزی تک دوره‌ای[۲۳] و برنامه‏ ریزی چند دوره‌ای[۲۴]
الف) برنامه‏ ریزی تک دوره‏ای: در برنامه‏ ریزی تک دوره‌ای، مدل‏های ریاضی فرایند برنامه‏ ریزی برای یک دوره‏ی زمانی خاص حل می‏شوند. در مواردی که پارامترهای یک مدل مانند تقاضا، سطح تولید، قیمت و دیگر عامل‌های مشابه از دوره‏ای به دوره‏ی دیگر دارای تغییرات غیرقابل‌پیش‌بینی باشند و نوسان داشته باشند
ب) برنامه‏ ریزی چند دوره‌ای: پاره‏ای از مسائل برنامه‏ ریزی شامل چند دوره می‏باشند. در برنامه‏ ریزی‏های چند دوره‏ای یک افق چند دوره‏ای برای برنامه‏ ریزی زنجیره‏ی تأمین در نظر گرفته می‌شود. در مسائل برنامه‏ ریزی‏ چند دوره‏ای می‌توان دید برنامه‏ ریزی استراتژیک برای زنجیره‏ی تأمین قائل شد و با یک نگاه جامع و بلندمدت برای زنجیره برنامه‏ ریزی کرد.
اهداف پژوهش
هدف این پژوهش، ایجاد مدلی جامع و یکپارچه برای برنامه‏ ریزی زنجیره‏ی تأمین است که به‌صورت همزمان کارایی زنجیره را افزایش داده و از سوی دیگر خواسته‏های مشتریان را به نحو احسن برآورده نماید. برای این منظور دو هدف برای زنجیره تأمین فوق در نظر گرفته‌شده است. هدف اول کمینه کردن هزینه‏ های کل زنجیره تأمین و هدف دوم بیشینه نمودن کیفیت کل زنجیره تأمین که هدف اول در راستای کارایی زنجیره بوده و تمرکز هدف دوم بر پاسخ‏گویی زنجیره تأمین می‏باشد که هر دو هدف به‌طور همزمان در این پایان‏ نامه موردتوجه قرارگرفته است.
برای هزینه‏ های زنجیره تأمین علاوه بر در نظر گرفتن هزینه‏ های ملموس که در اکثر پژوهش‌ها موردبررسی قرار گرفته‌اند، هزینه‏ های ناملموس مانند هزینه‏ های کیفیت تولیدکننده-به‌عنوان یک عامل هزینه‏ای بسیار مهم که به‌هیچ‌عنوان قابل‌چشم‌پوشی نمی‏باشد-در نظر گرفته‌شده است.
در این پایان‏ نامه، هزینه‏ های کیفیت در سه گروه هزینه‏ های پیشگیری، ارزیابی و شکست به‌صورت توأماً در نظر گرفته می‏شوند. علاوه بر هزینه‏ی کیفیت تولیدکننده، هزینه‏ی کیفیت مواد خامی که از سوی تأمین ‏کنندگان به زنجیره‏ی تأمین، تحمیل می‌شود و هزینه‏ی کیفیت خدمات نیز در هزینه‏ های کل زنجیره‏ی تأمین در نظر گرفته‌شده‌اند.
همان‌طور که در بالا ذکر شد، علاوه بر کمینه نمودن هزینه‏ی کل زنجیره‏ی تأمین، در این پایان‏ نامه به کسب رضایت مشتریان که در دنیای رقابتی امروزه، به‌عنوان یک مزیت برجسته محسوب می‌شود، توجه می‏گردد. رضایت مشتریان از طریق ارائه‏ ۱) محصولات و ۲) خدمات باکیفیت حاصل می‏گردد؛ بنابراین تابع هدف دوم پیشنهادی در این پایان‏ نامه، بیشینه کردن کیفیت در کل زنجیره‏ی‏ تأمین هست که در این راستا کیفیت تأمین ‏کنندگان، تولید‏کنندگان و توزیع‏‏کنندگان در نظر گرفته‌شده است. کیفیت تأمین ‏کنندگان شامل کیفیت مواد خام ارائه‌شده توسط تأمین‏کننده و زمان تحویل مواد خام از تأمین ‏کنندگان به تولیدکننده هست. کیفیت تولیدکننده نیز به‌صورت درصد محصولات سالم تولیدشده بیان می‏گردد و کیفیت خدمت‏دهی مراکز توزیع و زمان تحویل کالاها از توزیع‏کننده به مشتریان نیز به‌عنوان عامل‌های کیفیتی برای توزیع‏‏کننده در نظر گرفته می‏شوند. [۱۷]
برای بیان رضایت تولیدکننده از تأمین ‏کنندگان و همچنین مشتریان از توزیع‏کنندگان که از طریق کیفیت ارائه‌شده از سوی آن‌ ها حاصل می‏گردد، از مدل هاف[۲۵] با ایجاد تغییراتی در آن استفاده‌شده است که تاکنون، مدل هاف فقط در حوزه‏ی مکان‏یابی تسهیلات به کار گرفته‌شده است و این اولین بار است که از آن برای مدل نمودن رضایت در زنجیره‏ی‏ تأمین استفاده‌شده است. همچنین، از مدل سروکوال برای بررسی کیفیت خدمات مراکز توزیع استفاده‌شده است که نقش مهمی را در ارتقای کیفیت خدمات ایفا می‌کند. [۲۳]
به‌طورکلی در این پایان‏ نامه به طراحی زنجیره‏ی‏ تأمین چهار سطحی پرداخته ‌شده است که از تأمین ‏کنندگان، تولید‏کنندگان، توزیع‏‏کنندگان مشتریان تشکیل‌شده و مدل جامعی برای زنجیره‏ی‏ تأمین در نظر گرفته‌شده است که به‌طور همزمان، کمینه کردن هزینه‏ی کل و بیشینه کردن کیفیت کل زنجیره را مدنظر قرار داده است. بعلاوه، در این مدل از انتخاب تأمین ‏کنندگان و برنامه‌ریزی چند دوره‏ای استفاده‌شده است که با توجه به چهار سطحی بودن زنجیره‏‎ی تأمین و پیچیدگی موجود در آن به جامعیت مدل فوق می‏افزاید.
ضرورت پژوهش
تاکنون پژوهش‌هایی بسیار کمی بوده‌اند که هزینه‏ی کیفیت را در طراحی زنجیره‏‎ی تأمین دخیل کرده‏اند و آن دسته از تحقیقاتی که وجود داشته‏اند نیز، همه ابعاد هزینه‏ی کیفیت (پیشگیری، ارزیابی، شکست) را مدنظر قرار نداده‏اند. در این پایان‏ نامه، برای اولین بار همه ابعاد هزینه‏ی کیفیت در طراحی زنجیره‏‎ی تأمین مدنظر قرار گرفته‌اند. بعلاوه، هزینه‏ی کیفیت تأمین ‏کنندگان و هزینه‏ی کیفیت خدمت‏دهی مراکز توزیع در تابع هدف هزینه در نظر گرفته‌شده است که این دو هزینه نیز برای اولین بار به این شکل، در زنجیره های مورداستفاده قرار گرفته‌اند.
از ویژگی‏های اصلی دیگر این پژوهش این است که با رویکردی جدید به کیفیت کل زنجیره نگاه شده است. در این پایان‏ نامه، کیفیت تأمین ‏کنندگان، تولیدکننده و توزیع‏کنندگان به‌طور همزمان موردبررسی واقع می‌شوند که از این حیث، بی‌همتا هست. درواقع، در این پایان‏ نامه با در نظر گرفتن کیفیت در همه اجزاء زنجیره و مطلوبیت مشتریان توجه زیادی شده است. در حقیقت، توجه به خواسته‏های مشتریان در بلندمدت سبب منفعت زنجیره‏‎ی تأمین می‌شود چراکه مشتریان از سرمایه‏های سازمان بوده و حفظ مشتریان و جذب مشتریان جدید همگی به پایداری و افزایش سهم بازار در یک بازار رقابتی کمک شایان توجهی می‏نماید.
در بیشتر پژوهش‌های صورت گرفته حوزه‏ی زنجیره‏‎ی تأمین که از برنامه‏ ریزی چند دوره‏ای استفاده کرده‏اند، زنجیره‏‎ی تأمین دارای سطوح کمتر (یک سطح یا دو سطح) هست. دلیل این امر، مشکل بودن استفاده از این نوع برنامه‏ ریزی به دلیل پیچیدگی زنجیره‏‎ی تأمین هست اما در این پایان‏ نامه، به علت اینکه هدف، ارائه‏ مدلی جامع و فراگیر هست برنامه‏ ریزی چند دوره‏ای برای زنجیره‏‎ی تأمین پیشنهادی در نظر گرفته‌شده است.
به‌طورکلی می‌توان گفت، خدا وجود مدلی جامع که کلیه‏ی وجوه زنجیره‏‎ی تأمین را در برگرفته باشد، به‌شدت حس شده و در این پایان‏ نامه تا آنجا که ممکن است این خلأ پرشده است.
جمع‌بندی
در این فصل به‌صورت اجمالی به بررسی و تعریف مفاهیم بنیادین موجود در زنجیره‏‎ی تأمین پرداخته ‌شده است. هدف از مطالعات انجام‌گرفته در این فصل آشنایی مختصر با موضوعاتی هست که در این پایان‏ نامه از آن‌ ها استفاده می‌شوند.
در این پژوهش، با توجه به خلأ موجود، به طراحی زنجیره‏‎ی تأمین سه سطحی (تأمین ‏کنندگان-تولید‏کنندگان -توزیع‏کنندگان-مشتریان) پرداخته می‏شوند که به‌صورت همزمان در یک برنامه‏ ریزی چند دوره‏ای هزینه‏ی کل زنجیره را حداقل و کیفیت کل زنجیره را حداکثر نماید. هزینه‏ی کیفیت در سه گروه اصلی آن (پیشگیری- ارزیابی- شکست) موردبررسی واقع می‏شوند. هزینه‏ی کیفیت تأمین ‏کنندگان و هزینه‏ی کیفیت دهی مراکز توزیع در نظر گرفته‌شده‌اند.
کیفیت تأمین ‏کنندگان (کیفیت مواد خام و زمان تحویل مواد خام به تولیدکننده)، کیفیت تولیدکننده (درصد محصولات سالم تولیدشده) و کیفیت توزیع‌کنندگان (کیفیت خدمت‌دهی مراکز توزیع و زمان تحویل کالاها به مشتریان) نیز به‌عنوان عامل‌های کیفیتی برای در این پژوهش مورداستفاده قرار می‏گیرند.

نظر دهید »
تعیین رابطه بین مازاد جریان وجوه نقد آزاد و کیفیت حسابرسی با مدیریت سود (اقلام تعهدی اختیاری )- قسمت ۳۳
ارسال شده در 21 مهر 1400 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

نوع آزمون

 

آماره آزمون

 

سطح معنی دار

 

نتیجه آزمون

 

 

 

فیشر

 

۱۵٫۲۹۵۴

 

۰٫۰۰۰۰۰

 

پذیرش فرض همسانی واریانس ها

 

 

 

کا اسکوئر

 

۸۴٫۱۱۰۴

 

۰٫۰۰۰۰۰

 

پذیرش فرض همسانی واریانس ها

 

 

 

بر مبنای نتایج محاسبات خلاصه شده در جدول شماره ۴-۱۱، سطح آزمون در هر دو آزمون فیشر و کااسکوئر به سمت صفر میل کرده و کمتر از ۵درصد می باشد. بنابراین درسطح ۹۵ درصد اطمینان می توان فرض صفر مبنی بر ثبات، همسانی یا برابری واریانس ها به عنوان یکی دیگر از پیش فرض های استفاده از رگرسیون خطی مرکب مبتنی بر تحلیل داده های تابلویی را، جهت تعیین ارتباط بین متغیرها پذیرفت.
پایان نامه - مقاله - پروژه
ز) تعیین نوع تحلیل داده های تابلویی
با عنایت به الگوی مورد استفاده در تحقیق راسمین و دیگران(۲۰۱۴)، و نیز محدودیت حجم نمونه در شرکت های منتخب بورسی و تعدد متغیرها در معادله برآوردی از طرف دیگر استفاده از رگرسیون مقطعی به ازای هرسال نتایج معنی داری در برنداشت. به منظور تعیین نوع تحلیل رگرسیونی تلفیقی، تابلویی، اثرات ثابت یا تصادفی، از آزمون های چاو و هاسمن استفاده شده است.
۱) آزمون چاو: اولین آزمون تشخیصی در داده ­های مقطع عرضی، سری زمانی، آزمون F-لیمر است که به کمک این آزمون مشخص می‌شود، هر مقطع سالانه یک عرض از مبدأ داشته و یا اینکه در بازه زمانی ۵ ساله تحت بررسی عرض از مبدا ثابتی وجود دارد. نمودار ۴-۲ فرایند انتخاب در این آزمون را خلاصه کرده است:
نمودار شماره ۴-۲: آزمون چاو(F-لیمر)
برای اینکه تعیین شود که برآورد رابطه بین متغیرها از روش داده‌های تلفیقی یا داده‌های تابلویی صورت بگیرد، از آزمون چاو با معیار F- لیمر استفاده شده است.این آزمون برای تعیین نوع رگرسیون تابلویی از جهت ثابت بودن عرض از مبدا ها یا ثابت نبودن، مورد استفاده قرار گرفته و نتایج آزمون به شرح جدول شماره ۴-۱۲ خلاصه شده است:
جدول ۴-۱۲. خلاصه نتایج آزمون چاو(F لیمر)

 

 

رابطه برآوردی

 

آماره F

 

سطح معنی داری

 

نتیجه آزمون

 

 

 

رابطه مدیریت سود و جریان های نقدی

 

۱۸٫۲۱۶۴

 

۰٫۰۰۰۰۰

 

مناسبت استفاده از داده های تابلویی

 

 

 

بر اساس جدول شماره ۲-۱۴ آماره F لیمر برابر ۱۸٫۲۱۶۴ و سطح معنی دار متناظر با آن به صفر میل کرده و از پنج درصد کمتر است. بر مبنای سطح معنی دار می توان حکم کرد که نتیجه آزمون در سطح اطمینان ۹۵ درصد معنی دار بوده بر این مبنا باید در این تحقیق جهت برآورد رابطه بین متغیرها بر مبنای برآورد رگرسیون خطی مرکب از روش داده ­های تابلویی استفاده شود.
۲) آزمون هاسمن: پس از مشخص شدن ثابت بودن یا نبودن عرض از مبدا ها در برآورد رابطه رگرسیونی، باید روش استفاده در برآورد رابطه بین متغیرها از بین روش های اثرات ثابت یا تصادفی انتخاب گردد. بدین منظور در تحقیقات مشابه یا مرتبط عموما از آزمون هاسمن استفاده شده که فرایند تشخیص طی نمودار شماره ۴-۳ نشان داده شده است:
نمودار شماره ۴-۳: انتخاب از بین اثرات ثابت یا تصادفی(آزمون هاسمن)
در آزمون هاسمن فرضیه H0 مبنی بر سازگاری تخمین های اثر تصادفی را در مقابل فرضیه H1 مبنی بر ناسازگاری تخمین های اثر تصادفی آزمون می شود. در این راستا آزمون هاسمن به عنوان یکی دیگر از پیش فرض های برآورد مدل رگرسیونی انجام شده و نتایج مربوط به این آزمون در جدول شماره ۴-۱۳ خلاصه شده است:
جدول شماره۴-۱۳ : ارزیابی انتخاب از بین اثرات تصادفی یا ثابت(آزمون هاسمن)

نظر دهید »
بررسی نقش و عملکرد سازمانهای بین المللی در هنجارسازی- قسمت ۱۰
ارسال شده در 21 مهر 1400 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

ج- سرزمین هایی که به میل و اراده کشورهای مسئول اداره آنها تحت این نظام قرار داده شود.
به موجب یک موافقتنامه بعدی تعیین خواهد شد که چه سرزمین هایی از ردیف های سابق الذکر با چه شرایطی تحت نظام قیمومت درخواهد آمد.»
شرایط اداره سرزمین تحت قیمومت و تعیین مقام اداره کننده سرزمین مورد نظر براساس قرارداد قیمومت تعیین می گردید و به موجب ماده ۸۱ منشور، مقام اداره کننده می توانست یک یا چند دولت یا خودسازمان ملل متحد باشد. با وجود آنکه منشور ملل متحد در بند الف ماده ۷۷ مقرر نموده بود که سرزمین هایی که تحت وصایت جامعه قرار داشتند در نظام قیمومت ملل متحد قرار گیرند چه آنکه حیات کمیسیون وصایت جامعه ملل به تبع خود سازمان از میان رفته بود اما اجرای عملی نظارت مستلزم آن بود که قرارداد قیمومت منعقد شود اما همان گونه که دیوان بین المللی دادگستری در قضیه نامی بیا خاطر نشان نموده است انعقاد این قرارداد اختیاری بود (زمانی، ۱۳۹۰، ۱۴۴ – ۱۴۱).
درا جلاس اول مجمع عمومی، دولت های استرالیا، بلژیک، بریتانیا و نیوزلند اعلام نمودند که موافقند سرزمین های تحت قیمومت خودرا تحت نظارت شورای قیمومت قرار دهند. سیستم قیمومت ملل متحد از ۱۳ دسامبر ۱۹۴۶ آغاز به کارکرد.
اهداف اصلی نظام قیمومت در ماده ۷۵ منشور ذکر شده است که در ارتباط با موضوع مقاله حاضر می توان به بند (ب) این ماده اشاره داشت که چنین مقرر می دارد:
«ب- کمک به پیشرفت سیاسی – اقتصادی – اجتماعی و آموزشی سکنه سرزمین های تحت قیمومت و پیشبرد تدریجی آنان به سوی حرکت خودمختاری یا استقلال بر حسب اقتضاء با توجه به اوضاع و احوال خاص هر سرزمین، مردم آن و تمایلات مردم مزبور که به نحو آزادانه ابراز شده باشد و بر طبق مقرراتی که ممکن است در هر قرارداد قیمومت پیش بینی شده باشد؛»
درراستای تحقق اهداف مندرج در ماده فوق الذکر، اختیارات و وظایفی برای مجمع عمومی و شورای قیمومت قرار داده شد که در موارد ۸۷ و ۸۸ منشور از ان نام برده می شود:
دانلود پایان نامه
ماده ۸۷- مجمع عمومی و تحت نظر آن شورای قیمومت در انجام وظایف خود می توانند:
الف- گزارش هایی را که مقام اداره کننده تسلیم می دارد مورد بررسی قرار دهند.
ب- شکایات را قبول و آنها را با مشورت مقام اداره کننده رسیدگی نمایند.
ج- ترتیبی دهند که از سرزمین های تحت قیومت در اوقاتی که مورد موافقت مقام اداره کننده ذی ربط است متناوباً بازدید به عمل آید.
د- این اقدامات و اقدامات دیگر را بر طبق شرایط قرارداد قیمومت انجام دهند.
لازم به ذکر است که شورای قیمومت ملل متحد برخلاف کمیسیون دایمی وصایت (مربوط به جامعه ملل) از ساکنان سرزمین های تحت قیمومت، علاوه بر شکایات کتبی، شکایاتی را نیز شفاهاً باشد می پذیرد.
همچنین شورای قیمومت با موافقت دولت اداره کننده اقدام به بازدیدهای ادواری می نمود (معمولاً هر سه سال یک بار) و از این رو بهتر از کمیسیون دایمی وصایت می توانست از اوضاع و احوال واقعی ساکنان سرزمین های تحت قیمومت اطلاع حاصل کند.
تفاوت دیگر دو نهاد ملل متحد و جامعه آن بود که شورای قیمومت مرکب از نمایندگان دولتها بود در حالی که کمیسیون دایمی وصایت از اشخاصی تشکیل می شد که کارشناس مسائل سرزمین های مستعمره بود.
ماده ۸۸- شورای قیمومت پرسش نامه ای درباره پیشرفت سیاسی – اقتصادی – اجتماعی و آموزشی سکنه هر سرزمین تحت قیمومت تهیه خواهد کرد و مقام اداره کننده هر سرزمین تحت قیمومت در حیطه صلاحیت مجمع عمومی براساس پرسشنامه ای از نوع مذکور گزارش سالانه به مجمع عمومی تقدیم خواهد کرد.
مجمع عمومی همواره بر لزوم حفظ هویت متمایز سرزمین های تحت قیمومت تاکید می ورزید. مجمع در قطعنامه ۲۲۴ بر لزوم نظارت شورای قیمومت در این خصوص اصرار می ورزید و اعلام داشت که شورا اگر لازم دید می بایست از دیوان بین المللی دادگستری تقاضای صدور رای مشورتی بنماید و خواهان ارائه اطلاعات مضاعف از سوی دول اداره کننده شود. این موضوع در قطعنامه های ۳۲۶ و ۵۶۳ نیز تکرار شد. لازم به ذکر است که مجمع عمومی در عمل رویه ای را اتخاذ نمود که با سرزمینهای غیرخودمختار و تحت قیومت به یک شیوه برخورد نمود. اوج این رویکرد جدید ملل متحد در قطعنامه اعطای استقلال مصوب ۱۹۶۰ دیده می شود که به موجب آن، هیچ تمایزی میان این دو نوع سرزمینها برقرار نگردید.
در حال حاضر تمامی سرزمینهای تحت قیومت به تدریج به استقلال رسیده اند. لازم به ذکر است که با استقلال پالائو به عنوان آخرین سرزمین تحت قیومت (به تاریخ اول اکتبر ۱۹۹۴) فعالیتهای شورای قیومت به موجب قطعنامه ۲۵ می ۱۹۹۴ از تاریخ اول نوامبر همان سال به تعلیق درآمد و آیین نامه شورا اصلاح گردید و برگزاری اجلاس سالانه منتفی گردید و مقرر شد از این پس شورا تنها در صورت ضرورت و به درخواست رئیس یا اعضای شورا و یا تقاضای اکثریت اعضای مجمع عمومی و شورای امنیت سازمان ملل متحد تشکیل جلسه دهد. قابل توجه است که در گزارش تجدید ساختار سازمان ملل متحد، کوفی عنان دبیر کل سابق ملل متحد خواهان حذف کامل شورای قیومت شده بود. (زمانی، پیشین، ۱۴۷ -۱۴ ).
۲- سرزمینهای غیرخودمختار
همان گونه که گفته شد در منشور ملل متحد جهت نظارت بر سرزمینهای غیرخودمختار، نهاد خاصی پیش بینی نشده است. همچنین سرزمینهایی نیز که غیرخودگردان تلقی می شوند نیز مشخص نشده است. منشور تنها تعهداتی را برای دول مسئول اداره سرزمینهایی که هنوز به خودگردانی کامل نرسیده اند در ماده ۷۳ به شرح ذیل پیش بینی کرده بود.
« اعضای ملل متحد که مسئولیت اداره سرزمینهایی را که مردم آن هنوز به درجه کامل حکومت خودمختاری نایل نشده اند برعهده دارند یا به عهده می گیرند اصل اولویت منافع سکنه این سرزمینها را به رسمیت می شناسند و تعهد پیشبرد رفاه سکنه این سرزمینها را به منتها درجه و در حدود اصول مربوط به صلح و امنیت بین المللی به شرح مقرر در این منشور به عنوان یک ماموریت مقدس قبول نموده و برای این منظور متقبل می شوند که:
الف) با توجه به فرهنگ سکنه ذی ربط پیشرفت سیاسی – اقتصادی – اجتماعی و آموزشی آنان را تامین نمایند، رفتارشان با سکنه مزبور عادلانه بوده و از آنان در مقابل اجحافات حمایت نمایند ؛
ب) خودگردانی را توسعه دهند – آمال سیاسی سکنه را رعایت نمایند و بر طبق اوضاع و احوال خاص هر سرزمین و مردم آن و بنابر مدارج مختلف پیشرفت شان آنان را در توسعه تدریجی موسسات سیاسی آزاد یاری کنند ؛
ج) در تحکیم صلح و امنیت بین المللی بکوشند ؛
د) اقدامات سازنده توسعه ای را ترویج نمایند و به منظور آنکه عملاً به مقاصد اجتماعی – اقتصادی و علمی مذکور در این ماده نائل شوند پژوهشهای علمی را تشویق نمایند و با یکدیگر در مواقع و موارد مقتضی با سازمان های بین المللی تخصصی همکاری کنند ؛
ه) جز در مواردی که مقتضیات امنیت و ملاحظات ناشی از قوانین اساسی ایجاب نماید آمار و سایر اطلاعاتی را که دارای جنبه فنی و مربوط به شرایط اقتصادی – اجتماعی و آموزشی سرزمینهایی است که هر یک مسئول آن هستند غیر از سرزمینهای مشمول مقررات فصول ۱۲ و ۱۳ جهت اطلاع مرتباً برای دبیرکل متحد بفرستد ».
همان گونه که منطوق ماده مذکور نشان می دهد، به نظر می رسد که تدوین کنندگان منشور تنها در مسائلی که دارای جنبه فنی و مربوط به شرایط اقتصادی – اجتماعی و آموزشی سرزمینهای تحت اداره شان می باشد باید به دبیر کل ملل متحد گزارش ارائه دهند آن هم اگر تسلیم گزارش مربوط، منافی حفظ مسائل امنیتی نبوده و مقررات قانون اساسی دول استعمارگر هم چنین اجازه ای را بدهد.
با وجود این، در نتیجه ی تلاش دول مخالف استعمار، مجمع عمومی به تصویب قطعنامه ۱۴۴ مورخ ۳ نوامبر ۱۹۴۷، اعلام نمود که ارائه اختیاری اطلاعات سیاسی منطبق با روح ماده ۷۳ منشور می باشد. در سال ۱۹۴۸ بلوک کشورهای کمونیستی تلاش نمودند که ارائه اطلاعات سیاسی را با این استدلال که عدم تسلیم این گونه گزارش ها موجب عقب ماندگی اقتصادی سرزمینهای غیرخودمختار خواهد شد، الزامی نمایند. اما دول استعمارگر این نوع تفسیر را تخطی صریح از مقررات منشور تلقی نمودند و آن را رد کردند. همچنین دول استعمارگر مخالف ارائه اطلاعات در مورد مشارکت جمعیت بومی محلی در حکومت داخلی، دریافت شکایت از گروه های محلی و افراد و همچنین حق سازمان ملل متحد به ارسال ناظر به سرزمینهای غیرخودمختار بودند. اما به رغم مخالف دول استعمارگر، مجمع عمومی از سال ۱۹۴۷ سالانه با تصویب قطعنامه های خواهان ارائه اختیاری اطلاعات سیاسی شد تا آنکه در سال ۱۹۵۴ مجمع اعلام نمود که اصول و اهداف ماده ۷۳ «علاوه بر بهبود شرایط اقتصادی، اجتماعی و آموزشی مردم مربوط، شرایط سیاسی را نیز شامل می شود». همچنین در سال ۱۹۵۹ مجمع بر «ارتباط ناگسستنی توسعه در زمینه های سیاسی و کارکردی» تاکید نمود شناخت کامل از توسعه سیاسی و قانون اساسی «نه تنها برای ارزیابی صحیح توسعه سرزمینها به سوی استقلال لازم است بلکه جهت تامین پیشرفت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیز ضرورت دارد: و از قدرت های استعماری درخواست همکاری نمود و در سال ۱۹۶۱ به «کمیته اطلاعات سرزمین های غیر خودمختار» اختیار داده شد که اطلاعات سیاسی و مربوط به قانون اساسی را بررسی نماید (مدنی، پیشین، ۵۷).
لازم به ذکر است بعد از آنکه برخی دولت های استعمارگر تصمیم گرفتند به صورت یکجانبه ازا رائه اطلاعات در مورد سرزمین هایی که قبلاً در گزارش خود ذکر می کردند به مجمع عمومی خودداری نمایند، مجمع به ابتکار دولت هند قطعنامه ای تصویب نمود و مدعی شد که حق دارد از تغییر در موقعیت قانون اساسی سرزمین ها مطلع شود و بررسی نماید که چرا دیگر لازم نیست گزارشی ارائه شود (قطعنامه شماره ۲۲۲) اما دول استعمارگر با این قطعنامه مخالف کردند. با وجود این، مجمع عمومی با تصویب قطعنامه ۳۳۴ اعلام نمود که تعیین سرزمین هایی که باید در حدود ماده ۷۳ منشور اطلاعاتی در مورد آنها ارائه شود با مجمع عمومی است و برای بررسی عواملی که براساس آن یک سرزمین را باید غیر خودمختار تلقی نامید، کمیته ای را ایجاد نمود (قطعنامه شماره ۳۳۴).
مجمع عمومی در قطعنامه ۷۴۲ فهرست عواملی را مشخص نمود که باید در تعیین مناسب بودن قطع گزارش در هر قضیه، مورد استفاده قرار گیرد. این قطعنامه پذیرفت که شکل اولیه ی خودگرانی، حصول استقلال است اما در عین حال بر این نکته نیز انگشت تاکید نهاد که هدف مذکور نیز از طریق اتحاد با دولت دیگر به دست اورد مشروط بر آنکه آزادی اراده وجود داشته و بر مبنای برابر کامل باشد. این عوامل به سه دسته تقسیم شدند:
الف- عوامل دسته اول بر حصول استقلال تاکید دارند. یعنی آن سرزمین در عرصه بین المللی باید از حاکمیت کامل داخلی و بین المللی برخوردار بوده و قابلیت عضویت در ملل متحد را داشته باشد.
ب- بخش دوم در بردارنده عواملی است که نشانگر حصول دیگر انواع خودگردانی است.
ج- بخش سوم حاوی عواملی است که الحاق آزاد سرزمین مستعمره را با دولت استعمارگر و یا دولتی دیگر را نشان می دهد.
لازم به ذکر است که در سال ۱۹۵۵، کشورهای پرتغال و اسپانیا به سازمان ملل متحد ملحق شدند و ادعا کردند که مستعمرات آنها در حقیقت سرزمین های به مفهوم مندرج در ماده ۷۳ منشور نیست بلکه براساس قانون اساسی این کشورها، آن سرزمین ها بخش اساسی و تفکیک ناپذیر اسپانیا و پرتغال هستند. اما مجمع عمومی به شدت در برابر این ادعا واکنش نشلان داد و اعلام نمود که «سرزمین های تحت سلطه استعماری بخشی از قلمرو دولت استعمارگر محسوب نخواهند شد» و مجمع عمومی به موجب قطعنامه ۱۵۴۲ و شورای امنیت طی قطعنامه مورخ ۹ ژوئن ۱۹۶۱ اعلام نمودند که انگولا به مفهوم مندرج در ماده ۷۳ منشور و بیانیه اعطای استقلال، سرزمینی غیر خودمختار است.
جهت رفع اختلافات در این خصوص، مجمع عمومی کمیته شش نفره با ترکیب برابر دول استعمارگر و غیر استعمارگر را تشکیل داد تا اصولی را احضاء نماید تا اعضا را راهنمایی کند که آیا تعهدی برای ارائه اطلاعات خواسته شده براساس ماده ۷۳ را دارند یا خیر؟ در این ارتباط اصولی دوازده گانه به شرح ذیل به تصویب ر سید:

 

    1. براساس بند (ه) ماده ۷۳ منشور در خصوص سرزمین های مستعمره، تعهدی به ارائه گزارش وجود دارد.

 

    1. به محض آنکه سرزمینی «به درجه کامل خودگردانی» نائل آید تعهد به ارائه گزارش پایان یابد.

 

    1. اتجام تعهد مذکور موجد مسئولیت بین المللی است.

 

    1. تعهد به ارائه گزارش در مورد سرزمین هایی وجود دارد که از نقطه نظر جغرافیایی و قومی و فرهنگی، مجزا و متمایز از دولت اداره کننده هستند.

 

    1. عناصر دیگری از جمله ملاحظات اداری، سیاسی، قضایی، اقتصادی یا تاریخی را می توان در نظر گرفت.

 

    1. درجه کامل خودگردانی می تواند از طریق الف: استقلال ب: الحاق آزاد به کشور دیگر و ج: ادغام در یک کشور مستقل تحصیل گردد.

 

    1. الحاق آزاد باید از طریق آبزارهای دموکراتیک به صورت آزادانه بیان شود و آزادی تغییر این ضعیت نیز باید حفظ گردد. خودمختاری سرزمین الحاق شده در قانون اساسی داخلی اش باید حفظ شود.

 

    1. ادغام باید بر مبنای برابری کامل بین مردمان (هر دو سرزمین )انجام شود.

 

    1. ادغام باید نتیجه بیان آزادانه امال مردم در یک انتخالات آزاد سراسری از سوی مردمی باشد که به درجه کافی توسعه ای رسیده باشند که قادر به انتخاب مسئولانه باشند.

 

    1. انتقال اطلاعات به رعایت ملاحظات قانون اساسی و الزامات امنیتی محدود می شود اما این محدودیت به میزان اطلاعات ارائه شده مربوط می شود و دولت عضو را از انجام تعهداتش براساس فصل یازدهم معاف نمی سازد.

 

    1. ملاحظات قانون اساسی به آن نوع ملاحظاتی محدود می شود که از رابطه با دولت اداره کننده ناشی می شود.

 

  1. به موجب بند (ه) ماده ۷۳ تنها در موارد استثنایی اطلاعات می تواند دارای جنبه امنیتی باشد.
نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 126
  • 127
  • 128
  • ...
  • 129
  • ...
  • 130
  • 131
  • 132
  • ...
  • 133
  • ...
  • 134
  • 135
  • 136
  • ...
  • 512

روش ها و آموزش ها - ترفندها و تکنیک های کاربردی

 بازاریابی ایمیلی برای وب‌سایت
 آموزش ساخت انیمیشن با Animaker
 خرید لوازم و غذای گربه
 درآمد از طراحی کارت تبریک دیجیتال
 فروش محصولات فیزیکی آنلاین
 درآمد از عکاسی آنلاین
 راهکارهای افزایش درآمد آنلاین
 استفاده حرفه‌ای از ChatGPT
 علائم هاری در گربه
 زمان جداسازی توله سگ
 کسب درآمد از همکاری در فروش
 درمان سرماخوردگی سگ
 نگهداری سگ‌های روسی
 مهارت شنیدن در رابطه
 بیماری‌های عروس هلندی
 درمان استفراغ گربه
 آموزش Leonardo AI
 فروش مقالات علمی
 بازاریابی وابسته در بلاگ
 جذابیت بدون تغییر شخصیت
 بهینه‌سازی تجربه کاربری
 علائم غفلت در رابطه
 آموزش ابزار لئوناردو
 ابراز احساسات سالم
 درآمد از پست‌های شبکه‌های اجتماعی
 شغل‌های پردرآمد اینترنتی
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

  • بررسی پارادوکس حکم ارتداد در اسلام با آزادی عقیده و بیان (با تأکید بر قرآن و سنت)- قسمت ۴۷
  • بررّسی و تحلیل آداب نماز و نیایش- قسمت ۲۹
  • بررسی تأثیر آموزش شبیه ساز بر ارتقای توانمندسازی کارکنان پروازی هواپیمایی ناجا- قسمت ۱۰
  • پایان نامه بررسی ارتباط دانشگاه و صنعت جهت تجاری سازی پژوهش­های دانشگاهی در استان کهگیلویه و بویراحمد در سال 1391
  • مطالعه تطبیقی امضای الکترونیکی در حقوق ایران با سیستم های حقوقی کامن لا و رومی - ژرمنی- قسمت ۲۹
  • پایان نامه بررسی عوامل مؤثر بر نگرش کارآفرینی دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد نراق
  • شناسایی و تحلیل ریسک های برون سپاری پروژه های تحقیق و توسعه در سازمان صنایع دریایی اصفهان- قسمت ۷۵
  • پایان نامه بررسی جامعه شناختی ساختار و کارکرد نهاد خانواده از دیدگاه نهج البلاغه

پیوندهای وبلاگ

  • پایان نامه حقوق: نقش قوه قاهره
  • "پایان نامه بررسی مقایسه ای عدم تحمل بلاتکلیفی"
  • "پایان نامه بررسی روش های کاهش نیروی اصطکاك پوسته ای"
  • "پایان نامه ارشد: مقایسه کارآیی پوشش‌های کروم و کروم‌ اکسید"
  • پایان نامه ارشد: اثر تغییرات اقلیمی
  • پایان نامه ارشد رشته تجارت الکترونیک
  • "پایان نامه ارشد ادبیات فارسی: بررسی سه تیپ شخصیتی"
  • "پایان نامه ارشد : بررسی رابطه بین مدیریت كیفیت جامع"
  • بررسی رابطه نارضایتی شغلی و افسردگی
  • بررسی رابطه تعهد شغلی
  • بررسی جرایم زنان
  • اموال مثلی و قیمی
  • اشتغال بخش صنعت ایران
  • "استفاده از فضای هوایی کشور با هدف افزایش پروازهای ترانزیت"
  • مناسك عزاداری
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان