روش ها و آموزش ها - ترفندها و تکنیک های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
بررسی احوال، آثار و آراء فاضل تونی (ره)۹۲- قسمت ۳
ارسال شده در 21 مهر 1400 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

 

راقم گوید: سرّش این است که شهود ملکوتى با عقول اکتسابى حاصل نمى‏شود. فافهم.[۳۷]
به طور خلاصه می‌توان اساتید مرحوم فاضل تونی را به شرح ذیل دانست:
شیخ محمدحسن: صرف (تون)
ملا محمدباقر تونی: سیوطی (تون)
آقا میرزا حسین: مغنی و مقداری از مطول (تون)
ادیب نیشابوری: مطول (مشهد)
آقا میرزا عبدالرحمن شیرازی: خلاصه الحساب، هیئت، نجوم، تحریر اقلیدس، و بخشی از مطوّل (مشهد)
حجت‌الاسلام بجنوردی: فقه و اصول (مشهد)
شیخ اسماعیل قائنی: معالم (مشهد)
جهانگیرخان قشقایی: منظومه حکیم سبزواری، بخش زیادی از اسفار، و فصوص ابن عربی (اصفهان)
آقا سید محمدصادق خاتون‌آبادی: خارج فقه (اصفهان)
آخوند فشارکی: خارج فقه (اصفهان)
آقا سید علی نجف‌آبادی: خارج فقه (اصفهان)
آخوند ملا محمد کاشانی (آخوند کاشی): فصوص ابن عربی (اصفهان)
حاج شیخ عبدالله گلپایگانی: خارج اصول (اصفهان)
آقا میرزا هاشم اشکوری: شرح مفتاح الغیب، یک دوره اسفار، فصوص الحکم، و تمهید القواعد (تهران)[۳۸]
در این میان، مرحوم جهانگیرخان قشقایی [بارزترین استاد حکمت فاضل تونی]، و دیگری آقا میرزا هاشم اشکوری [بارزترین استاد عرفان]، ممتاز از بقیه بودند و فاضل تونی بسیار از این دو تن نام می‌بُرد.[۳۹]
پس از فوت مرحوم آقا میرزا هاشم اشکوری، مرحوم فاضل به مدرسه دارالشفا[۴۰] رفت و در آنجا حوزه درسی دایر فرمود و طلاب فاضل و مستعد را از معلومات وسیع خود بهره‌مند ساخت.
در سال ۱۳۳۳ قمری در مدرسه سیاسی[۴۱] به تدریس عربی پرداخت و پس از چندی تدریس فقه و منطق نیز به ایشان محول شد. چندی هم در دارالفنون[۴۲] و مؤسسه وعظ و خطابه[۴۳] افاضه فرمود.
همچنین در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، فلسفه و زبان و ادبیات عرب تدریس می‌کرد.[۴۴]
در سال ۱۳۱۳ ش ـ که قانون تأسیس دانشگاه تهران در مجلس شورا می‌گذشت ـ تصویب شد که اگر استادان مدارس عالیه، رساله‌ای (پایان‌نامه‌ای) فارسی در رشته‌ خود تألیف کنند که در شورای دانشگاه قبول شود، به اخذ درجه‌ی دکترا و استادی نائل می‌شوند. مرحوم فاضل «تعلیقه بر مقدمه‌ی شرح فصوص قیصری»[۴۵] را که به زبان فارسی نگاشته بود، به عنوان رساله‌ی خویش، به دانشگاه ارائه کرد. از آن پس ـ که با تأسیس دانشکده معقول و منقول تهران همزمان بود ـ به عنوان استاد، مشغول به تدریس فلسفه و زبان و ادبیات عرب شد.[۴۶]
در همین سال، تدریس عربی دارالمعلمین عالی[۴۷] ـ که تازه افتتاح شده بود ـ ‌به ایشان محوّل گشت و سپس تدریس منطق و فلسفه نیز بدان اضافه شد و به این ترتیب صدها نفر از مجالس درس ایشان کسب فیض کرده‌اند.[۴۸]
مرحوم دکتر محمد خوانساری درباره سیره‌ی علمی و نحوه‌ی تدریس ایشان فرموده:
استاد بزرگوار از کسانی بود که علم و دانش را غایت و مطلوب بالذات می‌دانند، نه وسیله و افزار؛ بدین معنی که به راستی هم از اوان کودکی تشنه‌ی دریافت حقیقت و کسب دانش و فضیلت بود و از یادگرفتن و یاددادن لذت می‌برد. بهتر بگوییم شیفته‌ی حقیقت و عاشق حقیقت بود. علم و دانش را پر ارزش‌ترین و جدی‌ترین امور می‌دانست. این بود که چون درباره امور عادی زندگی سخن می‌گفت، گاه کلمات و جملات را به درستی ادا نمی‌کرد و حتی بعضی کلمات را شکسته بسته ادا می‌فرمود؛ ولی هنگام درس به کلی لحن تکلمش عوض می‌شد و مطالب را شمرده و با طمأنینه شرح می‌داد و مشکل‌ترین و پیچیده‌ترین مطالب را با قوت بیان ساده و روشن می‌ساخت. و درس خود را به آیات قرآنی و اشعار مولانا و حافظ و شیخ محمود شبستری می‌آراست.
ضمن تدریس برای رفع ملال دانشجویان غالباً مطالبی شیرین و مفرح بیان می‌کرد و کمتر جلسه‌ی درس ایشان بدون خنده و طیبت به پایان می‌رسید. خود آن مرحوم را نیز گاه چنان خنده می‌گرفت که مدتی سخنش قطع می‌شد. مجلس درس و بیان شیوایش به قدری جالب بود که غالباً دانشجویان رشته‌های دیگر نیز در مواقع فراغت، حضور در جلسه‌ی درس او را مغتنم می‌دانستند و مجذوب احاطه‌ی علمی و حضور ذهن و حافظه شگرف و حسن بیان و ذوق و ظرافت و نیروی ایمان و صفا و سادگی مخصوص او می‌شدند و سخنان او را در محافل و مجالس نقل می‌کردند.
پایان نامه - مقاله - پروژه
هر کس چند جلسه به درس آن مرحوم حضور می‏یافت، از وسعت علم و دانش و احاطه‌ی آن مرحوم در شعب مختلف علوم اسلامی، خاصه در ادبیات عرب و حکمت‏ قدیم، دستخوش اعجاب و حیرت می‌شد و مجذوب صفای قلب و بی‌آلایشی و بی‌پیرایگی و صدق و صفا و اخلاص ایشان می‏گشت و در سلک مریدان آن وجود عزیز درمی‏آمد.[۴۹]
هوش و حافظه عجیب، شور و اشتیاق کامل نسبت به علم و معرفت، ملازمت اساتید طراز اول، ممارست خستگی‌ناپذیر، همه موجب شد که وی استادی کامل و محیط، و عالمی کارآمد و مسلط شود، که «اذا أراد الله شیئاً هیّأ أسبابه»[۵۰] (وقتی که اراده خداوند بر چیزی تعلق گیرد، اسبابش را فراهم می‌کند).[۵۱]
در این سال‌های اخیر، تدریس ایشان منحصراً در دانشکده‌ی ادبیات و دانشکده‌ی معقول و منقول بود و در هر دو دانشکده، اولیای مؤسسه و اساتید و همکاران و دانشجویان، نهایت تبجیل و تکریم را نسبت به آن بزرگ مراعات می‌کردند و همواره با نظر احترام آمیخته با محبت به ایشان می‌نگریستند.[۵۲]
ایشان در ۱۳۳۳ ش بازنشسته شد.[۵۳]
۱ـ ۲ـ ۵٫ اشتغالات علمی
همان‌گونه که قبلاً گفته شد، تحصیلات، و تدریس‌های مرحوم فاضل تونی، در زمینه‌ی ادبیات، فقه، اصول، حکمت، و عرفان بوده است. سخن شاگردان برجسته‌ی ایشان نیز گواه این مدعا است.
آیت‌الله حسن‌زاده آملی چنین استادش را وصف می کند:
حضرت استاد علامه فاضل تونى جامع معقول و منقول بود و به حق از ذخایر عصر ما و از نوادر روزگار ما بود و حافظه‏اى بسیار سرشار و قوى داشت و در ادبیات تازى و پارسى ادیبى بارع و متضلّع بود و از فقهاى بزرگى مدارک اجتهاد داشت. …

 

یک دهان خواهم به پهناى فلک
ور دهان یابم چنین و صد چنین
این قدر هم گر نگویم اى سند

تا بگویم وصف آن رشک ملک
تنگ آید در بیان آن امین
شیشه‌ی دل از ضعیفى بشکند[۵۴]

نظر دهید »
بخش بندی کاربران بانکداری بر اساس فناوری های جدید (موبایل بانک) بر مبنای انتظارات با رویکرد تحلیل خوشه ای- قسمت ۴۴
ارسال شده در 21 مهر 1400 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

مکان‌یابی دستگاه‌های خودپرداز و شعب بانک کشاورزی با GPS موبایل

 

 

 

انتظارات شرایط تسهیل کننده
(سهولت استفاده)

 

۸

 

قابلیت نصب نرم افزار بر روی گوشی شما
طرح و رنگ گرافیکی بانکداری موبایلی کشاورزی
جایگزین کردن نسخه جدید نرم افزار بدون حذف نسخه قبلی
استفاده از بانکداری موبایلی بدون نصب نرم افزار بر روی گوشی
ساده سازی فرایند معرفی حسابهای بانکی در بانکداری موبایلی
ساده بودن فرایند نصب نرم افزار بر روی موبایل
ذخیره لیست شماره حسابهای پر کاربرد برای انتقال وجه
پایان نامه - مقاله - پروژه
مشخص بودن شرح تراکنش‌ها در صورتحساب

 

 

 

روایی پرسشنامه
منظور از روایی این است که وسیله اندازه ­گیری بتواند خصیصه مورد نظر (نه چیز دیگر) را اندازه ­گیری کند. اهمیت روایی از آن جهت است که اندازه ­گیری­های نامناسب و ناکافی می تواند هر پژوهش علمی را بی­ارزش سازد. روایی انواعی دارد که به از آن جمله میتوان روایی محتوایی، روایی نمادی ( ظاهری)، روایی همزمانی را نام برد. (خاکی، ۱۳۹۱، ص۲۳۰).
در این پژوهش به منظور برآورد روایی پرسشنامه از روش روایی محتوا استفاده شده است. بدین ترتیب در پژوهش حاضر، به منظور اطمینان از ارتباط پرسشنامه با اهداف تعیین شده، پرسشنامه مذکور به رؤیت اساتید راهنما، مشاور و مسئولین بخش پژوهش و توسعه بانک کشاورزی رسید. از پیشنهادهای ایشان جهت رفع عیوب مربوط به سؤال­های اصلی پژوهش و همچنین سؤال­های مربوط به سنجش آنها استفاده شد. در نهایت پس از اطمینان از اعتبار شاخص­ های پرسشنامه، فرایند جمع­آوری داده ­های کمی آغاز شد.
پایایی پرسشنامه
پایایی یا قابلیت اعتماد یکی از ویژگی­های فنی ابزار اندازه ­گیری است. منظور از پایایی این است که ابزار اندازه ­گیری در شرایط یکسان تا چه اندازه نتایج یکسانی می دهد. لازم به ذکر است که قابلیت اعتماد در یک آزمون می تواند از موقعیتی به موقعیت یا از گروهی به گروه دیگر متفاوت باشد (سرمد، ۱۳۸۵، ص۱۶۶).
روش­های متعددی برای تعیین پایایی وجود دارد که روش ضریب آلفای کرونباخ یکی از آن­ها است. این روش برای محاسبه هماهنگی درونی ابزار اندازه ­گیری که خصیصه­ های مختلف را اندازه ­گیری می کند به کار می رود. هر چقدر درصد بیان شده به صد نزدیک­تر باشد، بیانگر قابلیت اعتماد بیشتر پرسشنامه است و همچنین ضریب آلفای کمتر از ۶۰ معمولاً ضعیف تلقی می شود، دامنه ۷۰ درصد قابل قبول و بیش از ۸۰ درصد خوب تلقی می شود. البته هرچه ضریب اعتماد به عدد یک نزدیک تر شود بهتر است (سکاران، ۱۳۸۱، ص۳۸۵). در این پژوهش نیز به منظور تعیین پایایی آزمون از روش آلفای کرونباخ و نرم افزار SPSS نسخه ۱۹ استفاده شده است.
جدول۲٫۳: آلفای کرونباخ در حالت کلی و همچنین به تفکیک هر مؤلفه
عامل تعداد سؤالات آلفای کرونباخ
انتظارات ارائه خدمات اصلی بانکداری موبایلی ۱۲ ۲/۶۱
انتظارات ادراک مفید بودن استفاده از بانکداری موبایلی ۳ ۵۹
انتظارات خدمات افزوده بانکداری موبایلی ۵ ۵/۷۱
انتظارات شرایط تسهیل کننده(سهولت استفاده) ۸ ۹/۵۶
کل سؤالات ۲۸ ۶/۷۱
تجزیه و تحلیل داده ­ها
تجزیه و تحلیل داده ها یکی از مهمترین قسمت های کار های پژوهش هایی است. در این پژوهش به دلیل ماهیت ترکیبی بودنِ آن، تجزیه و تحلیل داده ­ها در قالب دو بخش کیفی و کمی توضیح داده می شود.
تجزیه و تحلیل داده ­های کیفی
یکی از روش­هایی که در دهه اخیر به شدت رو به گسترش بوده است، روش “تحلیل متحوا”[۸۷] است. تحلیل محتوا ابزاری پژوهش هایی برای تعیین وجود واژه ها یا مفاهیم در داخل متن­ها یا مجموعه ­ای از متن­ها است. تحلیل محتوا عبارت است از روشی که ویژگی های گوناگون پیام، که دیدگاه ها و اندیشه های صادر کننده پیام، علت های صدور پیام و آثار پیام را برای برای تجزیه و تحلیل عینی و منظم پیام های گوناگونی بکار می گیرد ( عزتی، ۱۳۷۶،ص ۳۱۵). روش های تحلیل محتوا شامل دو روش اصلی “تحلیل مفهومی”[۸۸] و “تحلیل ارتباطی”[۸۹] است که در زیر به آن اشاره می شود:
روش تحلیل مفهومی که به روش تحلیل موضوعی نیز معروف است، عبارتست از انتخاب مفهوم و سپس بررسی جهت شمارش و فهرست کردن وجود آن مفهوم در متن. مفهوم مورد نظر ممکن است به صورت واضح و آشکار و یا به صورت ضمنی و پنهان در متن وجود داشته باشد. روش تحلیل ارتباطی که به روش تحلیل معنایی نیز معروف است همانند تحلیل مفهومی است با این تفاوت که تلاش می کند تا ارتباط بین مفاهیم را نیز بررسی کند.
برای تجزیه و تحلیل داده های حاصل از مصاحبه از تکنیک تحلیل تِم استفاده شده است. تحلیل تم روشی برای تعیین، تحلیل و بیان الگوهای تم موجود درون داده هاست. برون و کلارک ( ۲۰۰۶) بیان می کنند که تحلیل تم فراگرد بازگشتی است که در آن حرکت به عقب و جلو در بین مراحل ذکر شده وجود دارد. بعلاوه تحلیل تم فراگردی است که در طول زمان انجام می شود. به طور کلی فرایند تحلیل موضوعی به شرح ذیل است:
مرحله اول: آماده سازی داده ­ها
برای شروع تجزیه و تحلیل باید داده ها را بصورتی مرتب کرد که به آسانی قابل استفاده باشند. در این پژوهش پس از نسخه برداری جدولی تهیه شده که پاسخ سوالات برای هر مصاحبه شونده در آن بیان شده است. نمونه این جدول به صورت جدول زیر است.
جدول ۳٫۳: آماده ­سازی داده ­های کیفی

 

 

کد مشارکت­کننده

 

گزاره های کلامی

 

مفاهیم کدگذاری باز

نظر دهید »
تاثیر رعایت اخلاق در موفقیت دنیوی- قسمت ۵
ارسال شده در 21 مهر 1400 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

همانطور که خود پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله و سلم) نیز هدف بعثتشان را اتمام محاسن اخلاقی می دانند : « إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاق‏»[۲۸]
و تعبیر به «إنما» که از ادات حصر است نشان می دهد که تمام اهداف بعثت پیامبر در همین امر یعنی تکامل اخلاقی انسان ها خلاصه می شود.
از نشانه های دیگر اهمیت قرآن مجید به تربیت اخلاقى ، تهذیب انسان ها و رشد و هدایت جامعه این است که خصلتهاى اخـلاقـى را مـلاک ارزش انسان مى داند:« إِنَّ أَکْرَمَکمُ‏ْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُم»[۲۹]
همچنین خداوند متعال در قرآن کریم در مقام ستایش وتمجید پیامبران الهى ، آنان را به جـهـت دارا بـودن صـفـات اخـلاقـى نـیـکـو مـى سـتـایـد. بـراى مثال، حضرت ابراهیم(علیه السلام) را به خاطر برخوردارى از سه صفت عالى اخلاقى ستوده ، مى فرماید:
«إِنَّ اِبْراهیمَ لَحَلیمٌ اَوّاهٌ مُنیبٌ»[۳۰]
«همانا ابراهیم بردبار، بسیار دلسوز و بازگشت کننده (به سوى خدا) بود.»
پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله و سلم ) را نیز به اخلاق عظیم یاد می کند ، می فرماید:
« وَإِنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظیمٍ»[۳۱]
«همانا تو صاحب اخلاق عظیم و برجسته اى هستى.»
قـرآن کـریـم رمـز مـوفـقـیـت رسـول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) را در ایفاى رسالت خویش و گسترش توحید، اخلاق نیکوى آن حضرت مى داند و مى فرماید:
«فَبِما رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ»[۳۲]
«در پرتو رحمت الهى ، تو بامردم مهربان شدى ، در حالى که اگر خشن ، تندخو وسنگدل بودى از اطراف تو پراکنده مى شدند.»
دقت در سخنان و رفتار اهل بیت علیهم السلام اهمیت و جایگاه اخلاق را به خوبی نمایانگر است.در اینجا
به عنوان نمونه چند حدیث را از نظر می گذرانیم :
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند :«الخُلقُ وِعاءِ الدِّین»[۳۳]
« اخلاق ظرف دین است .»
«یعنى دین در ظرف اخلاق پدید مى آید، رشد مى کند و باقى مى ماند.»[۳۴]
امیرالمؤمنین علیه السلام نیز فرمودند: « إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ مَحَاسِنَ الْأَخْلَاقِ وُصْلَهً بَیْنَهُ وَ بَیْنَ عِبَادِهِ، فَیَجِبُ أَحَدَکُمْ أَنْ یَتَمَسَّکَ بِخُلُقٍ مُتَّصِلٍ بِاللَّهِ تَعَالَى‏ »[۳۵]
«خداوند سبحان فضائل اخلاقى را وسیله ارتباط میان خودش و بندگانش قرار داده، پس واجب است که هر یک از شما دست به اخلاقى بزند که او را به خدا مربوط سازد.»
این روایت اهمیت اخلاق را بسیار خوب نشان می دهد چرا که فضیلت های اخلاقی را عامل قرب به خدا می داند و هدف عالی انسان در این عالم تقرب به خدای متعال می باشد .
آیت الله مکارم شیرازی در کتاب «اخلاق در قرآن» درمورد این روایت چنین توضیح داده اند :«خداوند بزرگترین معلّم اخلاق و مربّى نفوس انسانى و منبع تمام فضائل است، و قرب و نزدیکى به خدا جز از طریق تخلّق به اخلاق الهى امکان پذیر نیست. بنابراین، هر فضیلت اخلاقى رابطه اى میان انسان و خدا ایجاد مى کند و او را گام به گام به ذات مقدّسش نزدیکتر مى سازد.»[۳۶]
پایان نامه - مقاله - پروژه
حضرت علی علیه السلام می فرمایند: « لَوْ کُنَّا لَا نَرْجُو جَنَّهً وَ لَا نَخْشَى نَاراً وَ لَا ثَوَاباً وَ لَا عِقَاباً لَکَانَ یَنْبَغِی لَنَا أَنْ نَطْلُبَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ فَإِنَّهَا مِمَّا تَدُلُّ عَلَى سَبِیلِ النَّجَاح‏ ‏»[۳۷]
«اگر ما امید و ایمانى به بهشت و ترس و وحشتى از دوزخ، و انتظار ثواب و عقابى نمى داشتیم، شایسته بود به سراغ فضائل اخلاقى برویم، چرا که آنها راهنماى نجات و پیروزى و موفّقیّت هستند.»
این روایت صریحاً راهنمای سعادت وموفقیت را فضائل اخلاقی می داند .و نه تنها سعادت اخروی را بلکه این حدیث شریف سعادت دنیوی را نیز در گرو عمل به مکارم اخلاق می داند که مدعای این پایان نامه را بخوبی به اثبات می رساند .
مرحوم ملا احمد نراقی در کتاب معراج السعاده ثمره اخلاق را در به سعادت رسیدن انسان می داند آن هم سعادت مطلق که جامع سعادت دنیوی و اخروی می باشد: «ثمره تهذیب اخلاق رسیدن به خیر و سعادت ابدیه است و باید دانست که سعادت مطلق حاصل نمی شود، ‌مگر اینکه صفحه نفس، ‌در جمیع اوقات از همه اخلاق ذمیمه «معری »[۳۸] و به تمام اوصاف حسنه «محلی »[۳۹] باشد.»[۴۰]
علامه جوادی آملی اهمیت اخلاق را چنین بیان کردند: «ما نیازمند به فراگیری همه معارف الهی هستیم لیکن در شرایط کنونی نیاز به علم اخلاق و به دنبال آن تهذیب روح بیشتر است. در ساختار جامعه مدنی بسیاری از امور باید فراهم آید که در رأس همه آن ها تهذیب روح است. روح مهذب و نفس مزکی آن قدرت را دارد که کمبودها را ترسیم کند؛ اگر روح تهذیب نشود نه تنها انسان از امکانات، بهره خوب نمی برد بلکه ممکن است امکانات بیشتر نتیجه سوء بیشتری را به دنبال داشته باشد، انسان مهذب جهان را پاکیزه نگه می دارد و انسان آلوده آن را آلوده می کند.»
یکی از محققین معاصر ارزش های اخلاقی را ضامن اجرای قوانین و ارزش های دینی می داند ومعتقد است تکاملی که برای انسان در مراعات اخلاق برای انسان بدست می آید بیش از آن است که فقط به احکام شرعی عمل شود :« با توجه به اینکه انسان موجودى با اراده و مختار است ، باید آگاهانه و آزادانه در پى اجراى دسـتـورات الهـى قـیـام کـنـد و ایـن گـونـه حـرکـت، بـا وضـع قـوانـیـن خـشـک و اعـمـال قـدرت تـحـقـق نـمـى یـابـد، بلکه باید انگیزه لازم در انسان پدید آید تا انسان بدون احـسـاس فشار وتنگنا در این راستا قیام کند و این انگیزه را ایمان و اخلاق پدید مى آورد و قوّت مـى بـخـشـد و قـوانـیـن الهـى در کـنـار ارزشـهـاى اخـلاقـى قابل اجراء مى گردد. بنابراین ارزشهاى اخلاقى نگهبان دین و ضامن اجراى قوانین خواهند بود. بـه عـلاوه ، رشـد وتـکـامـل دیـنى بشر نباید در حدّ اجراى قوانین الهى متبلور در واجب و حرام متوقف شود. از این رو تکامل دینى بیشتر، نیازمند ارزشهایى فراتر از حد ضرورت شریعت است و آن ارزشها در اخلاق نمودار مى گردد.»[۴۱]

۲-۴. رابطه اعتقادات ، اخلاق و احکام

پس از بیان آنچه در اهمیت اخلاق آمد، تذکر این نکته نیز خالی از فایده نیست که همه دین اسلام اخلاق نیست بلکه همانطور که مشهور است دانشمندان علوم اسلامی تعلیمات اسلام را در سه بخش کلی تقسیم کرده اند :
۱- اصول عقاید اسلامى که نوعى از آن اصول سه گانه دین است: توحید و نبوت و معاد، و نوعى عقاید متفرع بر آنها مانند لوح و قلم و قضا و قدر و ملائکه و عرش و کرسى و خلقت آسمان و زمین و نظایر آنها.
۲-دستورات و بایدها ونباید های اخلاقی .
۳- احکام شرعیه و قوانین عملى که قرآن کریم کلیات آنها را بیان فرموده و تفاصیل و جزئیات آنها را به بیان پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله واگذار نموده است و پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله‏ نیز به موجب حدیث ثقلین که همه فرق اسلامى به نحو تواتر نقل نموده‏اند بیان اهل‏بیت خود را قائم‏مقام و جایگزین بیان خود قرار داده است.[۴۲]
علامه طباطبایی در کتاب تعالیم اسلام ، دین را مجموعه این سه بخش تعریف می کنند : « دین، یک سلسله عقاید و دستورهاى عملى و اخلاقى است که پیمبران از طرف خداوند براى راهنمایى و هدایت بشر آورده‏اند. اعتقاد به این عقاید و انجام این دستورها، سبب سعادت و خوشبختى انسان در دو جهان است. پس اگر ما دین‏دار باشیم و از دستورهاى خدا و پیغمبر پیروى کنیم، هم در این دنیاى زودگذر خوشبخت مى‏شویم و هم در زندگى جاوید و بى پایان جهان دیگر، سعادتمند خواهیم بود. ما مى‏دانیم خوشبخت و سعادتمند کسى است که در زندگى خود هدف صحیحى داشته و در اشتباه و گمراهى به سر نبرد و داراى اخلاق خوب و پسندیده باشد و کارهاى نیکو انجام بدهد و در زندگانى پر از تلاطم دنیا قلبى مطمئن و دلى نیرومند و آرام داشته باشد. »[۴۳] و در ادامه می افزایند « بنابراین، دین به سه بخش تقسیم مى‏شود: ۱. اعتقادات؛ ۲. اخلاق؛ ۳. عمل (احکام) »[۴۴]
بنابراین برای دستیابی به سعادت فردی و اجتماعی انسان باید به همه این بخش ها توجه شود به خصوص که تأثیر کاربردی و عمیق اخلاق بعد از پذیرش اعتقادات صحیح در توحید و فروع آن و توجه به معاد و حیات اخروی و یقین به آن و شناخت نبوت ظاهر می گردد .
در اسلام روح دستورات اخلاقی و احکام شرعی توحید ویکتا پرستی است و همین هم موجب شده که برخلاف سایر مکاتب اخلاقی باید ها و نباید های اسلام علاوه براین که تأمین کننده سعادت دنیوی و مادی انسان هاست ،‌ آنها را نیز به سعادت اخروی می رساند .
صاحب تفسیر شریف المیزان می فرماید: «قانون هیچ‏گاه به نیکبختى نمى‏رسد جز آن‏که با ایمانى همراه باشد که نگاهبان آن اخلاق کریمه باشد، و اخلاق کریمه نیز تمامیّت نمى‏یابد مگر با یکتاپرستى و توحید. بنابراین، توحید ریشه‏اى است که درخت سعادت انسانى بر آن مى‏روید و شاخه‏هاى آن اخلاق کریمه است که در جامعه از همین شاخه‏ها، میوه‏هاى پاکیزه و نیکو به بار مى‏نشیند.»[۴۵]
ضمانت اجرای بایدها و نبایدهای دینی اعم از اخلاقیات و احکام شرعی اعتقاد به خداوند و معاد می باشد. اعتقادات واصول دینی مؤید و نیرو دهنده و پشتوانه اخلاق است. علامه طباطبایی در این باب در المیزان فرموده اند: « قوانین و سنّت‏ها اگر چه در محدوده مفهوم، برخوردار از عدالت باشند و نیز احکام جزایى هر قدر با شدتِ عمل به اجرا درآیند، اما به هر حال در جامعه به‏طور کامل جریان نمى‏یابند مگر با اخلاق فاضله انسانى که ریشه ظلم و فساد را بر مى‏کند؛ فضایلى چون ملکه تبعیّت از حق، محترم شمردن انسانیت، عدالت، کرامت و …. . اما اخلاق به تنهایى قادر نیست جامعه را به نیکبختى برساند و انسان را به عمل صالح سوق دهد مگر آن‏که مبتنى بر توحید باشد… روشن است اگر اخلاق بر این [ریشه‏] عقیدتى استوار گردید، براى انسان هیچ چیز جز مراقبت کردن بر تحصیل رضاى خداوند متعال در اعمال و رفتارش باقى نمى‏ماند و تقوا مانعى است درونى در مقابل ارتکاب جرم. اگر تغذیه اخلاق از عقیده توحید نبود، دیگر براى انسان در اعمال حیاتى‏اش هیچ هدفمندى و غایتى وجود نمى‏داشت مگر بهره‏مندى از تمتّعات گذراى دنیوى و لذات مادى، و حداکثر او مى‏توانست امور معاش خود را سامان بخشد و [به وسیله قوانین اخلاقى بدون پشتوانه توحیدى‏] یک سرى قوانین اجتماعى دنیوى را دست و پا کند . »[۴۶]
شهید مطهری نیز در بیان رابطه اخلاق و اعتقادات دینی چنین می فرمایند : « تجربه نشان داده که آنجا که دین از اخلاق جدا شده ، اخلاق خیلی عقب‏ مانده است . هیچ یک از مکاتب اخلاقی غیردینی در کار خود موفقیت‏ نیافته‏اند . قدر مسلم اینست که دین لااقل به عنوان یک پشتوانه برای اخلاق‏ بشر ضروری است . اینست که داد و فریادشان در این زمینه بلند است - با تعبیرات مختلف - که بشر هر اندازه که از لحاظ صنعت و تمدن پیش رفته ، از نظر اخلاق عقب مانده است . چرا ؟ زیرا مکاتب اخلاقی وجود نداشته . مکاتب اخلاقی که از قدیم بوده بیشتر مذهبی بوده و بس ، و به هر نسبت که‏ دین و ایمان ضعیف گردیده عملا دیده شده است که اخلاق بشر پائین آمده . اینست که برای ایمان ، لااقل به عنوان پشتوانه‏ای برای اخلاق- اگر نگوئیم تنها ضامن اجرای آن - باید ارزش فوق العاده قائل باشیم »[۴۷]
در رابطه اخلاق و اعمال و احکام شرعی نیز باید گفت که خلق های پسندیده و صفات نیکو از طریق اعمال انسان است که در وجود او شکل می گیرد .
صاحب تفسیرالمیزان در کتاب قرآن در اسلام می فرمایند « هرگز قابل قبول نیست کسى که در مسائل جنسى یا در دزدى و خیانت و اختلاس مال و برداشتن کلاه مردم هیچ گونه بند و بارى ندارد صفت عفت‏نفس داشته باشد یا کسى که شیفته جمع‏آورى مال است و مطالبات مردم و حقوق واجبه مالى را نمى‏دهد با صفت سخاوت متصف شود یا کسى که به عبادت خدا نمى‏پردازد و هفته و ماهى به یاد خدا نمى‏افتد واجد ایمان به خدا و روز رستاخیز و داراى سمت بندگى باشد.
پس اخلاق پسندیده همیشه با یک رشته اعمال و افعال مناسب زنده مى‏ماند چنان که اخلاق پسندیده نسبت به اعتقادات اصلیه همین حال را دارند؛ مثلًا کسى که جز کبر و غرور و خودبینى و خودپسندى سرش نمى‏شود اعتقاد به خدا و خضوع در برابر مقام ربوبى را نباید از وى توقع داشت و کسى که یک عمر معنى انصاف و مروت و رحم و عطوفت را نفهمیده است نمى‏شود ایمانى به روز رستاخیز و بازخواست داشته باشد.»[۴۸]
خداى متعال در خصوص ارتباط اعتقادات حقه و اخلاق پسندیده- که خود نوعى از اعتقاد هستند- به عمل مى‏فرماید: «إِلَیْهِ یَصْعَدُ الکَلِمُ الطَّیِّبُ وَالعَمَلُ الصّالِحُ یَرْفَعُهُ»[۴۹] «سخن (اعتقاد) پاک به سوى خدا صعود مى‏کند و عمل صالح بلندش مى‏کند- یعنى در صعود اعتقاد کمک مى‏کند.»
مفسرین ” الکلم الطیب ” را به اعتقادات صحیح به توحید و خداوند متعال و معاد و حیات اخروی و نبوت تفسیر کرده اند .[۵۰]
«به موجب این آیه شایستگى صعود به سوى خدا را که همان مقام قرب به اوست، کلام طیّب واجد است و آن عقیده حق است و عملى که براى آن (عقیده) صلاحیّت داشته و مناسب آن است، همان است که آن را بالا مى‏برد.»[۵۱]
البته در پایان این نکته را متذکر می شویم که این پایان نامه اگر صرفا به مسائل اخلاقی پرداخته شده به خاطر عنوان تحقیق است ولی مبنای ما در شرح مرامنامه اخلاقی براساس مبنای اخلاقی قرآن - که بر اساس اعتقادات توحیدی استوار است - می باشد .

۲-۵. فطری بودن یا کسبی بودن اصول اخلاقی

یکی از مباحثی که در علم اخلاق در زمینه اصول اخلاق مطرح است در کسبی بودن یا فطری بودن آن است. وقتی به آیات و متون اخلاقی علمای اخلاق مراجعه می کنیم می بینیم اخلاق ویژگی ای دارد که هم می توان گفت فطری است هم کسبی. یعنی از یک منظر که بنگریم می بینیم اخلاق اصول فطری دارد که موهبتی خداوند است و از منظر دیگر انسان از نظر اخلاقی و ملکه و خوهای اخلاقی بالقوه آفریده شده است و باید در طول زندگی با کسب ملکات اخلاق کریمه خود را به سعادت و کمال برساند .
قرآن کریم در مورد اینکه انسان یکسری اصول فطری در وجودش نهاده شده است و گرایش به خوبی ها وبدی ها به وی الهام شده است در سوره شمس می فرماید :
« وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوَّاهَا*فَأَلهَمَهَا فجُورَهَا وَ تَقْوَاهاَ »[۵۲]
«و سوگند به جان آدمى و آن کس که آن را با چنان نظام کامل بیافرید. و در اثر داشتن چنان نظامى خیر و شر آن را به آن الهام کرد.»[۵۳]
همچنین خداوند متعال در مورد اینکه انسان خودآگاهى فطرى نسبت به نیک و بد اعمال خود دارد اینچنین در مورد انسان می فرماید :
« بَلِ الْانسَانُ عَلىَ‏ نَفْسِهِ بَصِیرَهٌ»[۵۴] «بلکه انسان خود بر نیک و بد خویش به خوبى آگاهست.»[۵۵]
این بحث در کتب اخلاقی در ذیل مبحث نسبی بودن یا مطلق بودن اخلاق مطرح می شود شهید مرتضی مطهری در این زمینه انسان را دارای اصول اخلاقی درونی می داند که به معیار های انسانیت از آن تعبیر کرده است و این درونی وفطری بودن مانع از این می شود که اصول اخلاقی نسبی و متغیر شود: « آن کسانى که درباره اخلاق یک نوع اطلاق قائل هستند، مدعى هستند که اصولى کلى و ثابت که به منزله مدارهاى انسانیت است معیارهایى است که همه انسانها باید براساس همین معیارها ساخته شوند و بیرون از این معیارها بودن ضد انسانیت است. یا به تعبیر دیگر: خود انسانیت یک امر نسبى نیست (چون اخلاق یعنى انسانیت، در مقابل حیوانیت) …. انسانیت مثل یک کادرى است که انسان با این کادر باید پرورش پیدا کند خیلى چیزها تغییر پیدا مى‏کند ولى انسانیت عوض نمى‏شود که روزى انسانیت یک چیز باشد روز دیگر چیز دیگر باشد. بله، در انسانیت ممکن است که کسى کاملتر باشد ولى این معنایش خروج از آن کادر معین نیست.» [۵۶]

نظر دهید »
نسبت سرمایه اجتماعی بادیگرانواع سرمایه
ارسال شده در 26 اردیبهشت 1400 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

نسبت سرمایه اجتماعی بادیگرانواع سرمایه

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

منتقدان زیادی اعتقاد دارند که واژه سرمایه در ابتدای لغت سرمایه اجتماعی، یک مفهوم استعاری است و نشانگر سرمایه بودن سرمایه اجتماعی از دید اقتصاد نخواهد بود و نمی‌تواند از دید اقتصادی تمام خصوصیات سرمایه را دارا باشد. بعنوان نمونه سولو می‌گوید که نمی‌توان سرمایه اجتماعی را مانند انواع دیگر سرمایه، در یک نظام حسابداری گنجاند. به همین خاطر او عبارت “الگوهای رفتاری” را عبارت مناسب‌تری برای مفهوم سرمایه اجتماعی می‌داند(نقل از رنانی، ۱۳۸۸، ۱۵۵).علیهذا دلایل مختلفی نیز وجود دارد که سرمایه اجتماعی از یک دید استعاری نسبت به سرمایه بودنش جدا شده و تبدیل به یک سرمایه هم‌چون دیگر سرمایه‌ها شود که بر فعالیت‌های اقتصادی تأثیر می‌گذارد که در ادامه بدان‌ها اشاره خواهد شد.

عکس مرتبط با اقتصاد

- قابلیت تبدیل (انتقال به دیگر سرمایه‌ها): قابلیت تبدیل شدن یکی از ویژگی‌های کالاهای سرمایه‌ای است که می‌توانند از یک نهاده تبدیل به ستانده و یا برعکس شوند. در این حالت خدمات ارائه شده توسط کالاهای سرمایه‌ای به نهاده‌های دیگر مورد استفاده نیز بستگی خواهد داشت. سرمایه اجتماعی نیز می‌تواند با نهاده‌های دیگر ترکیب شده و نیازهای اساسی انسان را برطرف کند (همان: ۱۵۶). این برداشت یادآور دیدگاه بوردیو در باب انواع چهارگانه سرمایه است که اعتقاد داشت که قابلیت تبدیل به یکدیگر را دارا هستند. هر چند سرمایه اجتماعی کمتر بطور مستقیم به حالت نقدی تبدیل می‌شود ولی اثر تسهیل در مبادلات را دارا بوده و اثر مثبت در شکل‌گیری سایر سرمایه‌ها خواهد داشت.

دانلود پایان نامه

- جانشین و مکمل بودن: سرمایه اجتماعی نیز همانند سایر سرمایه‌ها می‌تواند جانشین و مکمل سایر سرمایه‌ها باشد. بعنوان مثال تعهد و وظیفه‌شناسی در کار می‌تواند جانشینی برای هزینه‌های نظارت در انجام امور باشد. هم‌چنین هر چه سطح سرمایه اجتماعی بالاتر باشد تعامل‌های مثبت بین افراد افزایش یافته و از این طریق می‌توان سبب افزایش در یادگیری و ارتقاء مهارت در آنها می‌شود. بنابراین ملاحظه می‌گردد که سرمایه اجتماعی و سرمایه انسانی می‌توانند مکمل یکدیگر باشند.

استهلاک: از ویژگی‌های دیگر سرمایه آن است که با مرور زمان و در صورت عدم بازسازی مستهلک خواهند شد. این ویژگی‌ را نیز می‌توان برای سرمایه اجتماعی نیز متصور شد بدین صورت که با فاصله گرفتن فرداز گروه، سرمایه اجتماعی وی مستهلک می‌شود.

- توانایی خلق سرمایه جدید از دیگری (توانایی افزایش): بسیاری از انواع سرمایه‌های مورد استفاده نوع جدیدی از سرمایه را خلق می‌کنند مثل فلزی که استفاده می‌شود و مثلاً یک چاقو با آن درست می‌شود. در خصوص سرمایه اجتماعی نیز این ویژگی مصداق دارد. برای مثال چنانچه بین شخص الف و ب سرمایه اجتماعی در جریان باشد حال اگر فرد ب فرد سومی (ج) را به فرد الف معرفی کند و وارد جمع و شبکه خود کند در این صورت بواسطه شکل‌گیری ارتباط بین فرد الف و ج از طریق فرد ب، سرمایه اجتماعی می‌تواند گسترش یافته و زایش نویی داشته باشد.

(ج)                                (ب)                                                    (الف)

                   
   
     
       
       
     
 
 
 
 

 

 

 

 

شکل۲-۱- فرایند زایش سرمایه جدید از سرمایه اجتماعی موجود (منبع همان؛ ۱۶۴)

قابلیت نقل و انتقال و مالکیت: همان‌طور که انواع سرمایه می‌توانند از طریق راه‌هایی چون وراثت، اجاره، فروش، بخشش تفویض مالکیت شوند سرمایه اجتماعی نیز می‌تواند این حالت نقل و انتقال را داشته باشد. رابینسون (۲۰۰۲) معتقد است که مالکیت سرمایه اجتماعی از طریق وراثت می‌تواندمنتقل شود.(همان؛ ۱۶۶) برای مثال شاید دوستان والدین من، دوستان خوبی برای من شوند.با همه مطالب عنوان شده در خصوص اثبات سرمایه بودن سرمایه اجتماعی باید این نکته را نیز مدنظر قرار داد که سرمایه اجتماعی با انواع دیگر سرمایه دارای تفاوت‌هایی نیز می‌باشد.

- اول این که سرمایه اجتماعی در مقام دارایی برای گروه‌ها یا شبکه‌ها دارای خصیصه‌ای جمعی است نه فردی. هر چند سرمایه اجتماعی می‌تواند مورد بهره‌برداری افراد قرار گیرد (مثلاً پیدا کردن شغل با بهره گرفتن از شبکه‌های ارتباط شخصی خود)اما این نوع سرمایه بطور مستقل در اختیار فرد نیست.

- سرمایه اجتماعی به آسانی مشاهده و مورد سنجش قرار نمی‌گیرد، زیرا در روابط بین افراد تجسم می‌یابد.

- در صورت استفاده زیاد برخلاف برخی از اشکال سرمایه نه تنها از مقدار آن کاسته نمی‌شود بلکه بر مقدار و ارزش آن افزوده می‌شود.

- ایجاد و خلق سرمایه اجتماعی مستلزم وجود بیش از یک نفر است (شارع‌پور، ۱۳۸۷؛ ۲۵۱). در حالی که سایرسرمایه حتی در یک جامعه تک نفری، اثرات خلاقانه خود را بصورت بالقوه دارا می‌باشند.

جیمز کلن  تفاوت بین سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی راباترسیم نموداری بین فرد(A،B،C) نشان می‌دهدومی‌گوید که سرمایه انسانی درنقاط تقاطع قرار داردو سرمایه اجتماعی در خطوطی که این نقاط را به یکدیگر متصل می‌کنند قرار دارد. مثلاً اگر Bکودکی باشدو A بزرگسالی که پدر یا مادر B خواهد بود برای اینکه A به پیشرفت رشدشناختی B کمک کندبایدهم درنقطه تقاطع و هم درخط ارتباطی سرمایه وجودداشته باشد. باید سرمایه انسانی،دراختیارA وسرمایه اجتماعی دررابطه بین A و B وجود داشته باشد.

 

 




           
   
A     
 
     
 
B
 

 

 

 

 

شکل۲-۲ -رابطه بین سرمایه اجتماعی و سرمایه انسانی  (منبع:کلمن، ۱۳۷۷؛ ۴۶۵)

- به آسانی مبادله نمی‌شود اگر چه این سرمایه منبعی است که ارزش استفاده دارد.

- سرمایه اجتماعی دارایی شخصی هیچ یک از افرادی که از آن سود می‌برند نیست و این بواسطه صفت کیفی ساختار اجتماعی است که فرد در آن قرار گرفته است .(همان؛ ۴۸۲)

شولر ضمن تأکید بر تفاوت بین سرمایه اجتماعی و سرمایه انسانی، خاطرنشان می‌سازد که نباید این دو سرمایه را به جای یکدیگر بکار برد و این تفاوت را این گونه دسته‌بندی می‌کند:

جدول -۲-۲ تفاوت سرمایه اجتماعی و انسانی (منبع: شریفیان‌‌ثانی، ۱۳۸۰؛ ۱۰)

سرمایه اجتماعی سرمایه انسانی
تأکید بر شبکه روابط اجتماعی تأکید بر عامل فردی
ارزیابی خود را از دیدگاه‌ ارزش‌ها و هنجارهایی می‌نگرد که بطور اجتماعی شکل گرفته‌اند. فرض را بر منطق انتخاب و شفاف بودن اطلاعات می‌گیرد.
استحکام تعهدات دوجانبه بین افراد و گروه‌ها و مشارکت مدنی را مبنای اندازه‌گیری قرار می‌دهد. داده‌ها را براساس سال‌های آموزش با تعداد مهارت‌های افراد اندازه‌گیری می‌کند.
بازده را براساس کیفیت زندگی می‌سنجد. بازده را براساس درآمد فرد با سطوح بهره‌وری اندازه‌گیری می‌کند.

بنابراین آنچه که مشهود است این است که سرمایه اجتماعی برخلاف سایر سرمایه‌ها بصورت فیزیکی وجود ندارد بلکه حاصل تنش متقابل اجتماعی است که افزایش آن می‌تواند موجب پایین آمدن سطح هزینه‌ اداره جامعه و نیز هزینه‌های عملیاتی سازمان‌ها شده وبدنبال آن بهره‌وری نیروی آنها را افزایش می‌دهد. در واقع به مثابه یک چسب اجتماعی اعضای جامعه را بهم متصل می‌کند و در عین حال به مثابه یک مایع اجتماعی مناسبات آنان را سریع، راحت و کم‌هزینه می‌سازد. لذا همان‌طور که به سرمایه اقتصادی، فیزیکی و انسانی برای توسعه نیازمندیم به همان نسبت به سرمایه اجتماعی نیازمندیم زیرا بدون این نوع سرمایه استفاده از دیگر سرمایه‌ها بطور بهینه انجام نخواهد شد. جامعه‌ای که فاقد سرمایه اجتماعی کافی است سایر سرمایه‌ها ابتر می‌مانند و تلف می‌شوند.

 

 

 

 

۲-۱-۴- ابعاد سرمایه اجتماعی

سرمایه اجتماعی را از منظرهای مختلف می‌تواند مورد مطالعه قرار داد. در یک دسته‌بندی سرمایه اجتماعی به سه بعد ساختاری، شناختی و ارتباطی تقسیم می‌شود.

۲-۱-۴-۱-بعد ساختاری:

از نظر آپهوف سرمایه اجتماعی ساختاری به اشکال مختلف سازمان‌های اجتماعی، شامل نقش‌ها، قواعد و رویه‌های معمول و هم‌چنین تعدادی از شبکه‌ها که در همکاری شرکت دارند می‌پردازند (هابز، ۲۰۰۰؛ ۳). این بعد بیانگر جنبه کمی سرمایه اجتماعی است که ناشی از وجود انجمن‌ها و شبکه‌های اجتماعی قوی بوده و نسبتاً عینی و قابل مشاهده است و حکایت از آن دارد که افراد در فضای اجتماعی با یکدیگر پیوند دارند که شامل دو نوع از پیوند میان افراد می‌شود: مشارکت در شبکه‌های رسمی و غیر رسمی.در شبکه‌های غیر رسمی افراد می‌توانند به شیوه‌های غیر رسمی از طریق انتخاب دوستی‌ها و انواع پیوندهای شبکه با یکدیگر در ارتباط باشند. هر یک از این پیوندها دلالت بر بخشی از ذخایر سرمایه اجتماعی فرد دارد.در شبکه‌های رسمی جدا از پیوندهای غیر رسمی با دیگران فرد می‌تواند از طریق عضویت رسمی در انجمن‌ها و گروه‌های داوطلبانه با دیگران در ارتباط باشد (موسوی، ۱۳۸۵؛ ۷۶) و از آن طریق خواسته‌های خود را تعقیب کند.

بطور کلی بعد ساختاری سرمایه اجتماعی به الگوی تماس‌های بین افراد اشاره دارد که مهم‌ترین جنبه‌های این بعد عبارتند از:

- روابط شبکه‌ای (پیوندهای موجود در شبکه): شامل وسعت و شدت ارتباطات موجود در شبکه می‌شود، امکان دسترسی به منابع را فراهم می‌سازد و از طریق پیوندهای موجود کانال‌های اطلاعاتی شکل می‌گیرند که میزان زمان و سرمایه‌گذاری مورد نیاز برای گردآوری اطلاعات را کاهش می‌دهند.

- شکل و ترکیب در شبکه (پیکربندی روابط شبکه‌ای): شامل سلسله مراتب شبکه، میزان ارتباط ‌پذیری و تراکم می‌شود که از طریق تأثیر بر میزان تماس یا قابلیت دسترسی اعضای شبکه باعث انعطاف‌پذیری و سهولت تبادل اطلاعات می‌شوند.

- تناسب سازمانی: به این معناست که تا چه اندازه شبکه ایجاد شده برای یک هدف خاصی برای اهداف دیگر استفاده شود.

۲-۱-۴-۲-بعد شناختی:

این بعد بیانگر جنبه کیفی سرمایه اجتماعی که به هنجارها، ارزش‌های مشترک و اعتماد اشاره دارد و به همین جهت امری ذهنی و ناملموس است (شارع‌پور، ۱۳۸۵؛ ۱۸۶) و فراهم‌کننده مظاهر، تعبیرها، مفسرها و سیستم‌های معانی مشترک در میان گروه‌هاست و با بهره گرفتن از زبان مشترک بینش مشترکی از اهداف و سیستم‌های معانی مشترک را برای اعضای شبکه فراهم می‌آورد و مقدمه فعالیت آنها را در سیستم اجتماعی فراهم می کند. زبان و علائم مشترک، روایت‌های مشترک مهم‌ترین جنبه‌های این بعداز سرمایه محسوب می‌شوند.

 

۲-۱-۴-۳-بعد رابطه‌ای (ارتباطی)

:توصیف کننده نوعی روابط شخصی است که افراد با یکدیگر به خاطر سابقه تعاملات خود برقرار می‌کنند. مهم‌ترین مؤلفه‌های این بعد عبارتند از: اعتماد، هنجارها، تعهدات، انتظارات و هویت (مشبکی، ۱۳۸۴؛ ۷ و الوانی، ۱۳۸۷؛ ۸).هم‌چنین ابعاد دیگری برای سرمایه اجتماعی از سوی اندیشمندان مختلف بیان شده است. پاکستون سرمایه اجتماعی را متشکل از دو بعد می‌دانست:

- پیوندهای عینی میان افراد: یعنی نوعی از ساختار شبکه‌ای عینی که برقرارکننده ارتباط بین افراد باشد. این بخش از سرمایه اجتماعی حکایت از آن دارد که افراد در فضای اجتماعی با یکدیگر پیوند دارند.

- پیوندهای ذهنی بین افراد: یعنی پیوندهای میان افراد دارای ۲ ویژگی‌ خاص- دارای ماهیت متقابل مبتنی بر اعتماد و دارای هیجانات مثبت- باشد (شارع‌پور، ۱۳۸۷؛ ۹).

دسته‌بندی دیگری از ابعاد سرمایه اجتماعی توسط گروه «کندی» دانشگاه‌ هاروارد انجام شده که ابعاد  زیر را مورد شناسایی قرار داد (سمینار ساگوارا،آمریکا،۱۹۹۰):

 

اعتماد          مشارکت سیاسی         مشارکت و رهبری مدنی

پیوندهای اجتماعی غیر رسمی    بخشش و روحیه داوطلبی     مشارکت مذهبی

عدالت در مشارکت مدنی      تنوع معاشرت ها و دوستی ها

لینا و وان بورن دو بعد برای سرمایه اجتماعی قائل هستند: (۱۹۹۸؛ ۵۴):

وابستگی: اولین جزء سرمایه اجتماعی‌ سازمانی وابستگی است. این بعد به منزله آن است که تمایل و توانایی افراد برای مشارکت در کنش‌های جمعی به اعتقاد آنها بستگی دارد. یعنی اعتقاد به این که کوشش‌های فردی که بطور مستقیم به کل سود می‌رساند باعث بهره‌مندی افراد بطور غیر مستقیم نیز می‌شود.

اعتماد: دومین بعد سرمایه اجتماعی، اعتماد است که از نظر محققین هم به عنوان مقدمه‌ای برای کنش جمعی موفقیت‌آمیز است و هم می‌تواند به منزله نتیجه کنش‌های جمعی موفق قلمداد گردد. برای اینکه افراد بتوانند در کنار یکدیگر بر روی پروژه‌های مشترک کار کنند اعتماد لازم است.

کلمن در اثر معروف خود به نام «بنیادهای نظریه اجتماعی» دو جزء را برای سرمایه اجتماعی قائل است: جزء ساختاری وجزء شناختی. اعتماد اجتماعی و تعهد اجتماعی بعد شناختی سرمایه اجتماعی را تشکیل می‌دهند و ابعاد تعلقات و تعاملات اجتماعی بعد ساختاری را سنجش می‌کنند. منظور از بعد شناختی وجود میزانی از اعتقاد، تعهد اجتماعی و سایر عناصر چون صداقت، همبستگی درون‌گروهی، میزان زمان با هم بودن، انتقاد‌پذیری و … است که کیفیت روابط اجتماعی بین همسران را شامل می‌شود در حالی که در بعد ساختاری کمیت روابط اجتماعی سنجیده می‌شود. در این بعد شبکه اجتماعی فرد بررسی می‌شود که عضویت فرد در گروه، میزان همکاری، تنوع فعالیت‌های جمعی، تعداد افرادی که فرد می‌شناسند، انواع ارتباطات، شعاع ارتباطات، تعداد و اندازه شبکه‌های اجتماعی فرد مورد ارزیابی قرار می‌گیرند (کلمن، ۱۳۷۷؛ ۴۷۵).

بیان ابعاد مختلف از سرمایه اجتماعی از سوی صاحبنظران نقیض یکدیگر نبودهبلکه متمم و مکمل یکدیگر می باشند لذا ریشه این تفاوت را باید ناشی از زمینه‌های نظری و سطوح تحلیلی متفاوتی دانست که صاحبنظران در کار خود از آن استفاده کرده‌اند.

[۱]- Solow

[۲]- Behavior pattern

[۳]- Transformation capacity

[۴]- Substitutes and complements

[۵]- Decay

[۶]- Ability to create other capital

[۷]- Alienability

[۸]- Schooler

[۹]- Structural demension

[۱۰]- Uphoff

[۱۱]- Network ties

[۱۲]- Network configuration

[۱۳]- Appropriable organization

[۱۴]- Cognitive demension

[۱۵]- Relational demension

[۱۶]- Leana & Van Buren

[۱۷]- Associability

[۱۸]- Trust

نظر دهید »
مدیریت در مورد نسبت سرمایه اجتماعی بادیگرانواع سرمایه
ارسال شده در 26 اردیبهشت 1400 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

سطوح سرمایه اجتماعی

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

سرمایه اجتماعی بعنوان عامل تسهیل همکاری و هماهنگی که دست‌یابی به اهداف را با هزینه کمتر امکان‌پذیر می‌سازد می‌تواند در سه سطح مورد بررسی قرار گیرد:

- سطح خرد: در این سطح، سرمایه اجتماعی در قالب روابط فردی و شبکه‌های ارتباطی بین افراد و هنجارها و ارزش‌های غیر رسمی حاکم بر آنها بررسی می‌شود و در این سطح منافعی مورد نظر است که فرد به سبب عضویت در گروه و بهره‌برداری از سرمایه اجتماعی به دست می‌آورد مانند هنگامی که مادری از دوستش تقاضا می‌کند تا بچه او را برای مدتی نگاه دارد. این رابطه دوستی ناشی از سرمایه اجتماعی میان مادر و دوست خود است که اگر وجود نمی‌داشت، مادر مجبور بود پرستار بچه استخدام کند و هزینه بپردازد.  تقسیم‌بندی سرمایه اجتماعی به دو نوع غیررسمی (پیوندی یا درون‌گروهی) و تعمیم‌یافته (آوندی یا میان‌گروهی) –که در صفحات آینده به تفصیل توضیح داده خواهد شد- در این سطح قرار دارند.

دانلود پایان نامه

- سطح میانی: سرمایه اجتماعی در کنار منافعی که برای فرد دارد می‌تواند در صورت تکرار و پایبندی تمام اعضای گروه به تعهدات خویش منافعی جمعی را پدید آورد که برای تمامی اعضای گروه قابل استفاده باشد. سرمایه اجتماعی در این سطح که به سرمایه اجتماعی هماوندی نیز معروف است به پیوندها و روابط حاکم میان اعضای گروه‌ها، سازمان‌ها، بنگاه‌ها می‌پردازد. تفاوت این سطح از سرمایه اجتماعی با سطح خرد در این است که جایگاه افراد در سطح میانی یکسان نیست و شامل روابط افقی و عمودی در یک سازمان یا گروه می‌شود. این تفاوت جایگاه، غالباً موجب ایجاد روابطی جدید و با ویژگی‌های خاص می‌شود. بررسی جیمز کلمن در خصوص فروشندگان بازار الماس شهر نیویورک نمونه بارزی از سرمایه اجتماعی در این سطح می‌باشد. او در این مثال نشان می‌دهد که چگونه تهعدات متقابل اعضای گروه و ضمانت‌های مؤثر برای ممانعت از خیانت در امانت موجب شده تا اموری مانند ارزشیابی الماس‌ها بدون کم‌ترین هزینه‌ها و با اطمینان انجام گیرد و در نتیجه همبستگی گروهی در سطح بالایی حفظ و تداوم یابد.

- سطح کلان: آخرین و فراگیرترین جنبه‌ سرمایه اجتماعی، سطح کلان  است که شامل رسمی‌ترین روابط و ساختارهای نهادی می‌شود. در این نگاه، علاوه بر روابط گسترده غیررسمی و هم‌چنین روابط افقی و عمودی که در دو سطح قبل مطرح شدند، روابط و ساختارهای نهادی رسمی چون حکومت، رژیم سیاسی، قوانین حاکم، نظام حقوقی و آزادی‌های مدنی و سیاسی نهادهایی هستند از طریق آنها سرمایه اجتماعی کلان شکل می‌گیرد. این بحث از سرمایه اجتماعی تحت عنوان نهادی نیز معرفی می‌شود و به محیط اجتماعی و سیاسی می‌پردازد که به ساختارهای اجتماعی شکل می‌دهد و هنجارها را قابل توسعه می‌کند. (شاه حسینی،۱۳۸۱؛۱۲و بهزاد،۱۳۸۱؛۴۵-۴۳)

شاخص اصلی مورد استفاده برای آگاهی از نهادهای حاکم بر جامعه و بدنبال آن، سنجش سرمایه نهادی، برداشت اعضای جامعه از نهادهاست، یا بعبارتی همانند بسیاری از تحقیقات که در ایران نیز انجام شده است میزان اعتماد افراد به اصناف مختلف یا از نگرش مردم نسبت به رعایت قوانین پرسش شود. ویژگی‌ متمایزکننده این سطح سرمایه اجتماعی، رسمیت موجود میان کنشگران آن است. بررسی‌های پاتنام و فوکویاما در این سطح قرار دارد.از نظر پاتنام سرمایه اجتماعی موجب شده تا نهادهای دموکراتیک حکومتی بهتر وظایف خود را انجام دهند و از نظر فوکویاما، سرمایه اجتماعی نظم اجتماعی را به طریق مؤثر و کارآمدتری حفظ و تداوم می‌بخشد.

 

۲-۱-۶-پیامدهای منفی سرمایه اجتماعی:

بخش اعظم ادبیات سرمایه اجتماعی با لحاظ قرار دادن نقش سرمایه اجتماعی در روان‌سازی چرخ‌های همکاری تا حد زیادی بر پیامدهای مثبت آن تمرکز داشته‌اند و تحقیقات زیادی در خصوص مزایای حاصل از بکارگیری سرمایه اجتماعی انجام شد. اما به خطرات و تهدیدات آن کمتر توجه شده است چرا که سرمایه اجتماعی هم‌چون همه پدیده‌های اجتماعی نمی‌تواند بدون ابعاد و نکات منفی باشد.اگر سرمایه اجتماعی همکاری دو جانبه‌ را برای منفعت اعضای آن مستحکم می‌کند پس به همین مقدار می‌تواند همکاری برای اهداف منفی را ارتقاء بخشد. تقریباً همین مطلب درباره سرمایه مالی و سرمایه فیزیکی هم صادق است. بخش زیادی از مطالب مارکس درباره سرمایه، برای تشریح پیامدهای منفی سرمایه بود. پاتنام یک فصل از کتاب خویش بنام «بولینگ تنها» را به بررسی مضرات سرمایه اجتماعی اختصاص داد و احتمال سوء استفاده از سرمایه اجتماعی را در شرایط خاص تصدیق کردامادرکل معتقد بود که سرمایه اجتماعی یک نیروی مفید و بی‌ضرر است و فقط یک سری هزینه بدنبال خود دارد. فوکویاما نمونه‌هایی از پس‌آمدهای منفی سرمایه فیزیکی (اسلحه) و سرمایه انسانی (شکنجه) را مطرح می کند اما بیان می‌دارد که احتمال تولید اثرات منفی توسط سرمایه اجتماعی بیش از دو شکل دیگر سرمایه است و علت آن را این امر می‌داند که اغلب همبستگی گروهی در اجتماعات انسانی به قیمت خصومت بر علیه اعضای برون‌گروهی ایجاد می‌شود. وی نتایج منفی سرمایه اجتماعی را با بهره گرفتن از شعاع اعتماد تشریح می کند و می‌گوید که هر چه شعاع اعتماد محدود به اعضای خود گروه باشداحتمال بروزاثرات منفی بیشتر می‌شود .(همان؛ ۱۳۴-۱۲۱)

بنابراین مشخص است آنچه که می‌تواند برای شبکه اجتماعی واحد یا برای سازمان مشخص منفعت سرمایه اجتماعی تلقی شود عیناً زیانی برای شبکه اجتماعی یا سازمانی دیگر یا حتی کل جامعه به حساب آید، بطوری که پورتس و لندونت (۱۹۹۶) اظهار می‌دارند که همبستگی بالای گروهی بویژه درشبکه‌های بسته گرچه سرمایه اجتماعی برای آن گروه بخصوص افراد عضورا به حداکثر می‌رساند. در مقابل این امر به زیان سایر گروه‌ها و افراد تمام می‌شود (به نقل از سازمان ملی جوانان، ۱۳۸۷؛ ۱۰۵). از جمله وجوه مرتب با آثار مخرب سرمایه اجتماعی ایجاد نابرابری و باز تولید آن است. بیشتر افرادی که به نسبت سرمایه مالی و فرهنگی زیادی دارند از سرمایه اجتماعی زیادی هم برخوردارند. منظور آن است که افراد عموماً مشارکت بیشتری با سایر افراد داشته و هم‌چنین اتصالاتشان بیشتر با افرادی است که اتصالات زیادی دارند و در مقابل افراد محروم از لحاظ اقتصادی و تحصیلات، گاهی اوقات به دلیل اتصالاتشان عقب نگه داشته می‌شوند که این مطلب را نباید صرفاً به معنای مشارکت کم دانست چرا که محروم‌ترین افراد هم تمایل به تشکیل شبکه‌هایی از افرادی با موقعیتی مشابه خودشان دارند که قابلیت محدودی در دسترسی به منابع جدید خواهند داشت .(جان‌فیلد، ۱۳۸۸؛ ۱۲۹-۱۲۴)

عکس مرتبط با اقتصاد

فان در خصوص آثار مخرب سرمایه اجتماعی می‌گوید که «همان ویژگی‌های سرمایه اجتماعی که آن را مفید و حاوی فواید می‌سازند بالقوه می‌توانند به برون‌دادهای منفی نیز بیانجامند … و به جای متحدسازی اجتماعات به متفرق کردن آنها همت گمارند» که اریکسون از این ویژگی تحت عنوان شرایط متناقض و پارادوکسیکال برای سرمایه اجتماعی یاد می‌کند. بدین صورت که علی‌رغم وجود مزایا و جنبه‌های مثبت، می‌تواند به نتایج منفی و ناخواسته نیز منجر شود (سازمان ملی جوانان، ۱۳۸۷؛ ۱۰۶-۱۱۵).از سوی دیگر این نتایج منفی سرمایه اجتماعی می‌تواند نتیجه عملکرد مستقیم و اهداف یک گروه باشد مانند برخی از شبکه‌های اجتماعی مانند گروه‌های تروریستی که از سرمایه اجتماعی‌شان برای اهداف مخرب و نامطلوب استفاده می‌کنند یا می‌تواند ناشی از نتایج غیرمستقیم یا ناخواسته عملکرد یک گروه باشد که در ابتدا توافقی بر سر آن نداشته‌اند. که در این حالت سرمایه اجتماعی سازنده (Productive) جای خود را به آنچه که روبیو سرمایه اجتماعی منحرف (Perversed) می‌نامد می‌دهد. (وولکاک و نارایان، ۲۰۰۰؛ ۲۲۹)با این حال سرمایه اجتماعی مخرب دارای نکات مثبتی نیز است که برای اعضای شبکه خیلی مهم است. بدین صورت که باندهای خشن تنها شبکه‌هایی هستند که در آنجا با افرادی مواجه می‌شوند که آنها را دوست دارند. چرا که عضویت در این باندها برای اعضای آن علاوه بر کسب نوعی هویت و کارایی فردی نوعی سرگرمی هم محسوب می‌شود. بعد جنسیتی سرمایه اجتماعی مخرب هم خیلی بارز است. جرائم سازماندهی شده مخصوصاً در سطح رهبری، بیشتر قلمرو مردان است و بیشتر باندهای سازماندهی شده عموماً مردانه هستند و خیلی از اصول سازماندهی شده باندهای شکل گرفته براساس پیروی زنان پایه‌گذاری شده است. براساس تحقیقات چیریکاس و همکارانش (۲۰۰۱) ارتباطی پیچیده بین سرمایه اجتماعی مخرب و قومیت وجود دارد. مسلماً در جایی که مشابهت‌ها در بالاترین حد باشد اعتماد بیشتر بوده و تهدید جنایتکارانه اغلب از جانب سایر اقوام احساس می‌شود. حتی گاهی اوقات پایبندی آشکاری نسبت به نژادگرایی و فرقه‌گرایی مذهبی مشاهده می‌شود. برای نمونه در مسکو اعضای باندها باید به اهداف گروه که شامل فعالیت‌های تبهکارانه و ملی‌گرایی و نژادگرایی افراطی است سوگند وفاداری بخورند. (جان‌فیلد، ۱۳۸۸؛ ۱۴۳-۱۴۰)

آلجاندرو پروتس از جمله افرادی است که به پیامدهای منفی سرمایه اجتماعی پرداخته و در بررسی‌های خود چهار نمونه از اهداف نامطلوب سرمایه اجتماعی را بیان می‌دارد:

- محرومیت بیگانگان: محروم کردن افراد بیرون از شبکه از منافعی که توسط اعضاء شبکه کنترل می‌شود.

- افزایش مطالبات اعضای گروه: مطالبات بیش از اندازه از اعضاء همکار کم تلاش در گروه از اعضاء موفق از طریق «سواری گرفتن رایگان» در جایی که گروه‌ها با همبستگی بالا شکل یافته‌اند.

        - محدود کردن آزادی افراد

- هنجارهای ضعیف یا رده‌بندی نزولی هنجارها: که می‌تواند اعضای یک گروه که از قبل مورد ظلم قرار گرفته‌اند را از مشارکت در جریان اصلی جامعه باز دارد. بعبارت دیگر وضعیت‌هایی هستند که در آنها استحکام همبستگی گروهی ناشی از تجربه مشترک تیره‌بختی و مخالفت با جامعه اصلی است و در چنین شرایطی بیان موقعیت‌های فردی اعضای گروه به انسجام گروهی لطمه می‌زند زیرا این انسجام دقیقاً بر پایه عدم امکان چنین موقعیت‌هایی بنا شده است .(به نقل از شجاعی، ۱۳۸۷؛‌۴۶)

بنابراین باید توجه داشت که سرمایه اجتماعی دارای آثار مخرب نیز بوده و این وجه را نیز باید بعنوان خصلت ذاتی آن در نظر داشت و به تعبیر پورتس آن را به مثابه شمشیر دو دم تلقی کرد و در مطالعه آ ن باید علاوه بر وجوه مثبت، وجوه منفی را نیز مد نظر داشت چرا که به قول دولارف، فرضیه عمومی مبتنی بر مفید بودن سرمایه اجتماعی بطور صرف، یک نتیجه‌گیری اشتباه است.

 

 

 

 

 

 

۲-۱-۷-نظریه‌های سرمایه اجتماعی

۲-۱-۷-۱-جیمز کلمن

کلمن اولین کسی بود که به بررسی مفهومی سرمایه اجتماعی و عملیاتی کردن آن پرداخت او در تحلیل و تبیین سرمایه اجتماعی به جای توجه به ماهیت و محتوای آن به کارکرد آن توجه کرده است. کلمن در زمان مرگش در ۱۹۹۵ یک جامعه‌شناس برجسته به حساب می‌آمد و در توسعه سرمایه اجتماعی، خصوصاً در آمریکای شمالی تأثیرگذار بود. مطالعات وی درباره دستاوردهای تحصیلی دانش‌آموزان دبیرستان‌های دولتی و کاتولیک در جوامع محروم شرح می‌دهد که سرمایه اجتماعی می‌تواند منبع مهم برای عامه مردم باشد. به اعتقاد کلمن « سرمایه اجتماعی شی واحدی نیست بلکه تنوعی از هستی‌های گوناگونی است که دو ویژگی مشترک دارند: همگی آنها شامل جنبه‌ای از یک ساختار اجتماعی هستند و همگی کنش‌های معین افرادی که در درون این ساختار هستند را تسهیل می‌کنند» (کلمن، ۱۳۷۷؛ ۴۶۲). وی معتقد است که سرمایه اجتماعی مانند دیگر شکل‌های سرمایه، مولد است و دستیابی به هدف‌های معین را که در نبود آن دست‌یافتنی نیست امکان‌پذیر می سازد. از نظر وی در شرایط نبود یا کمبود سرمایه‌ مادی و اقتصادی، وجود سرمایه اجتماعی می‌تواند عاملی در جهت جبران این کمبود و گسترش سرمایه مادی باشد. سرمایه فیزیکی و سرمایه انسانی فعالیت‌های تولیدی را تسهیل می‌کند و سرمایه اجتماعی نیز مانند آنها عمل می‌کند (همان؛ ۴۶۵).سرمایه اجتماعی در نظر وی منابع و انرژی نهفته در جامعه است که سبب فعال شدن ارتباطات در میان مردم می‌شود. این منابع اعتماد، همدلی، تفاهم و ارزش‌های مشترکی می‌باشند که شبکه اجتماعی و انسانی را بهم متصل می‌کند و امکان کارهای دسته‌جمعی را فراهم می‌سازد. سرمایه اجتماعی منبعی است که می‌تواند سطح روابط فردی را به سطح روابط اجتماعی ارتقاء دهد. نقش گروه‌های نخستین مانند خانواده، دوستان و همسایگان در تولید سرمایه اجتماعی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. سیستم خانوادگی مبنای تعریف کلمن از سرمایه اجتماعی است از نظر وی سیستم‌های خانوادگی از الف) سرمایه‌ مالی (منابع مالی برای هزینه‌های خانواده و پرورش کودک) و ب) سرمایه انسانی (تحصیلات و مهارت‌های والدین) ج) سرمایه اجتماعی ساخته شده‌اند. وی بیان می‌کند که ریشه‌های مؤثرترین اشکال سرمایه‌ اجتماعی به روابط ایجاد شده در دوران کودکی برمی‌گردد. بنابراین سرمایه اجتماعی بواسطه فرآیندهایی که پیوند‌های خویشاوندی را از بین می‌برند از جمله طلاق و جدایی و مهاجرت تضعیف می‌شود. (جان فیلد، ۱۳۸۷؛ ۱۸۱)

به اعتقاد کلمن سرمایه اجتماعی در سه شکل ظاهر می‌شود:

-تعهدات و انتظارات: که به میزان قابلیت اعتماد به محیط اجتماعی بستگی دارد. تقریباً تمامی نظریه‌پردازان علوم اجتماعی بر این نکته تأکید کرده‌اند که برای یک جامعه اعضای آن باید دارای انتظارات متقابل از یکدیگر باشند تا بدین وسیله هر فرد بتواند رفتار خود را با کردار سایرین هماهنگ سازد.

- ظرفیت بالقوه اطلاعات یا همان شبکه‌های اجتماعی: از نظر کلمن اطلاعات مبنایی برای کنشگران است اما دسترسی به آنها هزینه‌ دارد با وجود این روابط اجتماعی که غالباً برای مقاصد دیگری برقرار می‌شوند کانال‌های ارتباطی را بوجود می‌آورند که زمان و سرمایه‌گذاری لازم را برای کسب اطلاعات را کاهش می‌دهند بدین ترتیب روابط اجتماعی وسیله کسب اطلاعات است. بطوری که مانوئلی کاستلز، عصر پست مدرن را عصر اطلاعات و ظهور جامعه شبکه‌ای نامیده است که در آن روابط مستقیم یا ثابت جای خود را به نظام‌های باز مبتنی بر هماهنگی می‌دهد که او آن را شبکه‌های شبکه‌ها می‌نامند (به نقل از محمدی، ۱۳۸۴؛ ۱۳۶).

- هنجارها و ضمانت‌های اجرایی مؤثر: هنجار ویژگی نظام اجتماعی است نه ویژگی کنشگر درون آن. هنجار در سطح کلان اجتماعی وجود دارد و بر رفتار افراد در سطح خرد اجتماع حاکم است و وسیله مناسبی برای تبیین رفتار فردی فراهم می‌کند. هنگامی‌که هنجار مؤثری وجود دارد، این هنجار شکل نیرومند، اما گاه شکننده سرمایه اجتماعی را تشکیل می‌دهد. هنجارهای مؤثر مانع جرم و جنایت در شهرها می‌شوند. هنجارهای مؤثر می‌تواند شکل قدرتمندی از سرمایه اجتماعی را تشکیل دهند.

علی‌رغم تمام تأثیرگذاری‌های جیمز کلمن بر توسعه مفهوم سرمایه اجتماعی پورتس ،کلمن را به خاطر ارائه تعریفی مبهم و لیست نامرتب اشکال – لیستی که عوامل تعیین‌کننده ، منابع و نتایج سرمایه اجتماعی را تلفیق کند- که زمینه‌ساز بروز آشفتگی و تعارض در ادبیات گسترده سرمایه اجتماعی شد سرزنش می‌کند. کلمن هم‌چنین به خاطر محافظه‌کاری و تأکید بر نقش اصلی ساختارهای سنتی خانواده و مشارکت مذهبی در ایجاد سرمایه اجتماعی قوی مورد انتقاد قرار گرفته است. (وطن‌دوست، ۱۳۹۱؛ ۵۹)

۲-۱-۷-۲-پیر بوردیو

بوردیو جامعه‌شناس فرانسوی، جزء اولین محققانی بود که به تحلیل نظام‌مند ویژگی‌های سرمایه اجتماعی پرداخت. از نظر بوردیو سرمایه هر منبعی است که در عرصه خاصی اثر بگذارد و به فرد امکان دهد که سود خاصی را از طریق مشارکت در رقابت بر سر آن بدست آورد. درک بوردیو از سرمایه وسیع‌تر از معنای پولی سرمایه در اقتصاد است. سرمایه یک منبع عام است که می‌تواند شکل پولی و غیر پولی و هم‌چنین ملموس و غیرملموس به خود بگیرد. لذا وی اشکال مختلفی را برای سرمایه قائل است که عبارتند از:

۱- سرمایه اقتصادی: که قابل تبدیل شدن به پول است و می‌تواند به شکل حقوق مالکیت نهادینه شود.

۲- سرمایه فرهنگی: که عبارتست از ارزش‌ها و هنجارها و توانایی‌های اجتماعی که فرد درونی کرده و می‌تواند به او در دست‌یابی به منابع کمک نماید. این نوع از سرمایه در برخی از شرایط قابل تبدیل شدن به سرمایه اقتصادی است.

از نظر بوردیو سرمایه فرهنگی به سه حالت می‌تواند وجود داشته باشد (مساعی، ۱۳۸۸؛ ۱۰۱):

-حالت تجسدی: این نوع سرمایه به بدن و ذهن فرد وابسته است. به تلاش‌ها و سرمایه‌گذاری شخص وابسته است و بوسیله خود فرد بدست می‌آید. این نوع سرمایه پیوسته و همراه خود فرداست و از طریق بخشش انتقال نمی‌یابد و به ظرفیت و استعداد یادگیری کنشگر و حافظه او وابسته است. در واقع این حالت، مجموعه توانایی‌ها، دانایی‌های ذهنی، مهارت‌های علمی و تجربی رفتاری است که در شیوه سخن گفتن، باورها و ارزش‌ها و نگرش‌های خاص فرد تجلی پیدا می‌کند.

- حالت عینیت یافته: اشیاء مادی، کالاهای فرهنگی و رسانه‌ای مانند نوشته‌ها، کتاب‌ها و نقاشی‌ها جزء سرمایه فرهنگی عینیت یافته است. بهره‌گیری از این نوع از سرمایه فرهنگی وابسته به سرمایه فرهنگی تجسدی فرد است. در مطالعه این نوع سرمایه فرهنگی می‌توان مجموع دارایی‌ها، موجودی کالاهای فرهنگی مورد استفاده افراد مانند نوع، تعداد کتاب‌ها، تابلوهای نقاشی، کامپیوتر و … را در نظر داشت.

- حالت نهادی شده: عینیت بخشیدن به سرمایه فرهنگی از طریق مدارک دانشگاهی و تحصیلی است که خارج از دارایی‌های مادی و عینی فرهنگی سرمایه تجسدی و بیولوژیکی واقعیت پیدا می‌کند. این کار از طریق کسب عناوین تحصیلی که به صورت قانونی و نهادی تأیید شده است حاصل می‌گردد.

۳- سرمایه اجتماعی: که تحت برخی از شرایط قابل تبدیل به سرمایه اقتصادی می‌باشد و عبارتست از حاصل جمع منابع بالقوه و بالفعلی که تحت نتیجه مالکیت شبکه بادوامی از روابط نهادی شده بین افراد و بعبارت ساده‌تر عضویت در یک گروه است و نوعی ابزار دسترسی به منابع اقتصادی و فرهنگی از طریق ارتباطات فرهنگی محسوب می‌شود.

۴-سرمایه نمادین: به هر گونه دارایی گفته می‌شود که دسته‌ای از اعضاء اجتماع آن را درمی‌یابند، به رسمیت می‌شناسند و برای آن ارزش قائل هستند. به دیگر سخن، نقش کلیدی سرمایه نمادی مشروعیت بخشیدن به گونه‌های دیگر سرمایه است. سرمایه نمادی تنها در برداشت‌های ذهنی وجود دارد گسترش می‌یابد و درک می‌شود.وی میان این نوع چهار نوع سرمایه یک پیوستگی خطی می‌بیند و سرمایه اقتصادی را ریشه دیگر انواع سرمایه می‌داند و معتقد است که همه انواع سرمایه می‌توانند از سرمایه اقتصادی سرچشمه بگیرند و در سرمایه اقتصادی ریشه دارند اما هرگز بطور کامل به یک صورت اقتصادی تقلیل نمی‌یابند. انواع سرمایه قابل تبدیل به یکدیگرند و هر کدام از انواع این سرمایه‌ها می‌توانند برای دست‌یابی به دیگر انواع آن هم یاریگر باشند.

از نظر بوردیو جایگاه هر فرد یا گروه بستگی به میزان برخورداری از ۴ شکل سرمایه دارد. بنابراین افراد یا گروه‌ها دائماً برای بهبود جایگاه خود در فضای اجتماعی در تلاش‌اند تا بطرق مختلف یک نوع از سرمایه را به نوع دیگر تبدیل کنند. به این ترتیب کنشگران می‌توانند با بهره گرفتن از سرمایه اجتماعی به سرمایه اقتصادی یا فرهنگی دست یابند و به همین نحو برای دست‌یابی به سرمایه اجتماعی نیز باید سرمایه‌گذاری‌های هوشمندانه‌ای در منابع اقتصادی و فرهنگی انجام دهند. حال چنانچه کیفیت زندگی در سطح پایینی قرار داشته باشد. این فرایند تبدیل و بازتولید اشکال مختلف سرمایه با مشکل مواجه می شود و در این میان سرمایه اجتماعی نمود بیشتری خواهد داشت چرا که سرمایه اجتماعی در روابط اجتماعی خلاصه می‌شود. بنابراین افراد و گروه‌ها از فرصت‌های محدود یا کمتری در جریان روابط اجتماعی برخوردار می‌شوند. چرا که گسترش شبکه ارتباطات و پیوندهای اجتماعی، سطح دسترسی افراد و گروه‌ها به منابع اقتصادی و اجتماعی را افزایش می‌دهد که در نتیجه باعث استفاده بهتر از منابع اجتماعی، کاهش هزینه‌های اجتماعی خواهد شد. زمینه محور بودن انواع سرمایه، قابلیت ترکیب، تبدیل‌پذیری و اثربخشی آنها بر یکدیگر نقطه قوت دیدگاه بوردیو است.

در میان انواع سرمایه‌های مد نظر بوردیو، سرمایه اجتماعی دارای جایگاه خاصی است. به نظر وی سرمایه اجتماعی بعنوان شبکه‌ای از روابط یک ودیعه طبیعی یا حتی یک ودیعه اجتماعی نیست بلکه چیزی است که در طول زمان و تلاش بی‌وقفه بدست می‌آید. بعبارت دیگر شبکه روابط، محصول راهبردهای سرمایه‌گذاری فردی و جمعی آگاهانه و ناخودآگاه است که هدفش ایجاد یا بازتولید روابط اجتماعی است که مستقیماً در کوتاه‌مدت یا بلندمدت قابل استفاده هستند و سرمایه اجتماعی هر فرد بستگی به تعداد روابط و میزان سرمایه (اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، نمادی) دارد (جان فیلد، ۱۳۸۶؛ ۱۷). بعبارت دیگر حجم سرمایه اجتماعی مورد تملک یک فرد به اندازه شبکه پیوندهایی بستگی دارد که او می‌تواند به طرز مؤثری بسیج کند مضافاً وابسته است به حجم سرمایه (اقتصادی، فرهنگی، نمادین) در تصرف کسانی که وی با آنان مرتبط است.پس سرمایه اجتماعی نوعی ابزار دسترسی به منابع اقتصادی و فرهنگی از طریق ارتباطات اجتماعی است و از دو بعد تشکیل شده است:

۱-شبکه‌ها و ارتباطات (روابط اجتماعی)

۲-جامعه‌پذیری

بوردیو توضیح می‌دهد که افراد نبایستی فقط به رابطه داشتن با دیگران اکتفا کنند بلکه بایستی بدانند این شبکه‌ها چگونه عمل‌ می‌کنند و چگونه می‌توان این روابط را در طول زمان حفظ کرد و از آنها بهره گرفت (شجاعی، ۱۳۸۷؛ ۵۴).با همه این اوصاف و با توجه به غیرقابل انکار بودن تحلیل قوی و منسجم بوردیو از انواع سرمایه کاروی بدون نقص هم نیست. عموماً وی توجه کمی نسبت به وجوه منفی سرمایه اجتماعی دارد و دلیل اصلی آن هم این است که نظریه وی بطور دقیق شیوه‌های بکارگیری اتصالات توسط برخی گروه‌ها برای کسب سود تمرکز دارد و سوء استفاده از سرمایه اجتماعی را مخصوصاً در کسانی که قادر به نمایندگی سرمایه اجتماعی نهادینه هستند امکان‌پذیر می‌داند و به دیدگاهی از سرمایه اجتماعی گرایش داشته که قدیمی و فردگرایانه به نظر می‌رسد. در این نگاه جایگاه کمی برای کنشگران جمعی وجود دارد و تحلیل‌های وی عموماً در سطح خرد باقی می‌مانند. از سوی دیگر وی سرمایه اجتماعی را بعنوان ابزاری برای تثبیت، تقویت و حفظ برتری طبقه مرفه می‌داند و در نظریه وی جایگاهی برای امکان بهره‌برداری دیگران، یعنی افراد یا گروه‌های کم بضاعت‌تر از این پیوندهای اجتماعی وجود ندارد (جان فیلد، ۱۳۸۸؛ ۳۸-۳۴).

 

۲-۱-۷-۳-رابرت پاتنام

رابرت پاتنام عالم سیاسی آمریکایی از دیگر صاحبنظران است که در دهه‌ های اخیر در رواج اندیشه سرمایه اجتماعی نقش بسزایی داشته است تا جایی که رویکرد وی ‌در باب سرمایه اجتماعی رویکردی غالب محسوب شده و رویکرد« معیار» نامیده می‌شود (شجاعی،۳۳۳:۱۳۸۷) .وی مفهوم سرمایه اجتماعی را فراتر از سطح خرد بکار می‌گیرد و به چگونگی کارکرد سرمایه اجتماعی در سطح منطقه‌ای و ملی و نوع تاثیرات سرمایه اجتماعی بر نهادهای دموکراتیک و در نهایت توسعه اقتصادی علاقه‌مند است. به همین منظور در دو مطالعه تطبیقی میان ایالت‌های مختلف در امریکا و هم‌چنین حکومت‌های تازه تاسیس ایتالیا در شمال و جنوب در دهه ۷۰، تاثیر سرمایه اجتماعی را در تقویت جامعه مدنی و کارآمدی دموکراسی از سویی و رشد و توسعه اقتصادی از سوی دیگر مورد توجه قرارداده است( توسلی، ۱۳۸۴؛۱۵). بدین صورت که مناطق دارای سرمایه اجتماعی زیاد، اجتماع مدنی زنده و پرشوری دارند و در نتیجه اقتصاد پررونق و نهادهای سیاسی فعال دارند ولی مناطق دارای سرمایه اجتماعی اندک، در عرصه اجتماع، اقتصاد و سیاست دچار مشکل‌اند.پاتنام سرمایه اجتماعی را آن دسته از عناصر  ویژگی‌های نظام اجتماعی( مانند اعتماد اجتماعی، شبکه‌های اجتماعی و هنجارها)می‌داند که هماهنگی و همکاری را در بین افراد یک جامعه برای دستیابی اهداف مشترک تسهیل می‌کند. همانطورکه مشخص است وی سرمایه اجتماعی را با سه مولفه تعریف می‌کند:

شبکه‌ها: روابط اجتماعی افراد و تعاملات آنها با یکدیگر بنیادی ترین جزء سرمایه اجتماعی از نظر  پاتام است و شبکه‌ها را به عنوان خاستگاه دو مولفه دیگر سرمایه اجتماعی یعنی اعتماد و هنجارهای معامله متقابل مطرح می‌سازد و می‌گوید که شبکه‌های رسمی و غیر رسمی ارتباطات ومبادلات درهرجامعه‌ای وجوددارند که برخی ازاین شبکه‌هاافقی یامساوات‌طلب وبرخی دیگر شبکه‌های عمودی یاانحصار‌طلب قابل تفکیک ‌می‌داند. در شبکه‌های افقی شهروندانی عضویت دارند که از قدرت و وضعیت برابری برخوردار بوده و در شبکه‌های عمودی شهروندانی عضوند که در وضعیتی نابرابر نسبت به هم به سر می‌برند. از نظر وی شبکه‌های افقی در قالب مشارکت مدنی مانند انجمن‌های همسایگی، کانون‌های سرود خوانی باشگاه‌های ورزشی، احزاب مردمی و… روی می‌دهند و شبکه‌های عمودی فاقد توان لازم برای برقراری اعتماد و همکاری اجتماعی هستند که دو عامل اساس این قضیه است یکی غیر موثق بودن جریان اطلاعات در شبکه‌های عمودی نسبت به افقی است و دوم این که هنجارهای معامله متقابل و مجازاتهای مربوط به تخلف مانع از فرصت‌طلبی می‌شوند و شبکه‌های عمودی برای تعاملات عالی کمتر وضع و اجرا می‌شوند. هر چه شبکه‌های اجتماعی بویژه شبکه‌های افقی در یک جامعه بیشتر باشد مردم تمایل بیشتری به همکاری و نفع جمعی دارند.

      هنجارهای همیاری: در هر گروه اجتماعی هنجارهایی هستند که مهم‌ترین سودمندی آنها تقویت اعتماد، کاهش هزینه معاملات و تسهیل همکاری است. از نظر پاتنام مهم‌ترین این هنجارها، هنجارهای معامله متقابل هستند وی این هنجارها را مولد‌ترین اجزای سرمایه اجتماعی می‌داند این هنجار‌ها با شبکه‌های انبوهی از مبادلات اجتماعی مرتبط است و هر یک دیگری را تقویت می‌کند. وی در این‌باره می‌گوید:

«ملاک سرمایه اجتماعی اصل همیاری تعمیم یافته است من اکنون این کار را برای شما انجام می‌دهم بی‌‌آنکه چیزی فوراً در مقابل انتظار داشته باشم و شاید حتی بی‌آنکه شما را بشناسم با این اطمینان که در طول راه شما یاگیری لطف مرا پاسخ دهید».

وی در تعریف هنجارهای همیاری به دو نوع هنجار اشاره دارد:     ۱- متوازن     ۲- تعمیم‌یافته

در نوع متوازن با مبادله هم‌زمان چیزهایی با ارزش برابر مانند موقعی که همکاران روزهای تعطیلشان را با هم عوض می‌کنند اشاره دارد اما درحالت تعمیم‌یافته[۲۶] رابطه تبادلی مداومی در جریان است که در همه حال یک طرفه و غیر متوازن است اما انتظارات متقابلی را ایجاد می‌کند مبنی بر این که سودمندی که اکنون اعطا شده باید در آینده بازپرداخت گردد (غلامزاده، ۱۳۸۷:۲۲۶).

-اعتماد اجتماعی: از نظر پاتنام، شایع‌ترین شکل سرمایه اجتماعی اعتماد است که تحت عنوان «منابع اخلاقی» شناخته می‌شوند منابعی که ذخیره‌شان در حین استفاده به جای کاهش ،افزایش می‌یابد و در صورت عدم استفاده کاهش می‌یابد. وی اعتماد اجتماعی را ناشی از دو منبع می‌داند یعنی هنجارهای معامله تقابل و شبکه‌های مشارکت مدنی. بدین ترتیب که شبکه‌ها، هنجارها را تولید می‌کنند و هنجارهای تولید شده باعث ایجاد اعتماد می‌شوند: (همان؛ ۲۲۷). از نظر وی اعتماد همکاری را تسهیل می‌کند و هر چه سطح اعتماد در یک جامعه بالاتر باشد همکاری هم بیشتر خواهد شد و باز این همکاری به نوبه خود اعتماد را ایجاد می‌کند. همه چیز با توجه به شعاع اعتماد، به دو نوع اعتماد شخصی و اعتماد تعمیم یافته اشاره دارد و نوع دوم را برای جامعه سودمندتر می‌داند به نظر وی این نوع اعتماد، شعاع اعتمادراازکسانی که شخصاً می‌شناسیم فراتر می‌برد و همکاری گسترده‌تر در سطح جامعه را موجب می‌گردد.

پاتنام معتقد است که افراد در انجمن‌ها می‌آموزند که به همدیگر اعتماد داشته باشند و برای دست‌یابی به اهداف مشترک همکاری کنند. همکاری‌های موفق به تمایل برای همکاری بیشتر منجر شد و حتی به بیرون از این انجمن‌ها تسری می‌یابد. اگر بخش زیادی از مردم عضو انجمن‌های متعدد باشند این روند به کل اجتماع تسری می‌یابد که پاتنام از اصطلاح تسری یافتن[۲۹] برای این منظور استفاده می‌کند (پونتیو، ۲۰۰۴؛ ۶). وی ۲ شکل سرمایه اجتماعی را از هم مجزا می‌کند:

۱- سرمایه اجتماعی ارتباط‌دهنده یا جامع

[۳۰]- سرمایه اجتماعی درون‌گروهی یا انحصاری

سرمایه اجتماعی درون‌گروهی هویت‌های انحصاری را تقویت کرده و باعث حفظ هماهنگی می‌شود و سرمایه اجتماعی ارتباط‌دهنده، افراد متعلق به تقسیمات اجتماعی متنوع را گردهم می‌آورد. سرمایه اجتماعی درون‌گروهی برای تعامل‌های خاص و انتقال همبستگی سودمند است و هم‌چنین در نقش یک نوع چسب اجتماعی قوی اجتماعی برای حفظ وفاداری درون‌گروهی قوی و تقویت هویت‌های مشخص عمل می‌کند.اتصالات ارتباط‌دهنده برای اتصال به ابزارها و امکانات خارجی و نشر اطلاعات مفیدند و یک بینش جامعه‌شناختی فراهم می‌آورند که می‌توانند هویت‌ها و تعاملات وسیع‌تری را بوجود آورند (پاتنام، ۲۰۰۰، به نقل از جان فیلد، ۱۳۸۸؛ ۵۶). سرمایه اجتماعی درون‌گروهی حول خانواده، دوستان صمیمی و سایر خویشاوندان نزدیک بنا شده است اما سرمایه اجتماعی ارتباط‌دهنده به جای آنکه یک گروه کوچک و محدود را تقویت کند به ایجاد هویت‌های وسیع‌تر و بده‌بستان گسترده‌ گرایش دارد و افراد را به آشنایان دورتری که در حلقه‌هایی غیر از حلقه خودشان قرار دارند ارتباط می‌دهد.

اصولاً این اتهام بر پاتنام وارد است که یک تعریف دورانی از سرمایه اجتماعی ارائه داده است و از ارائه توضیحی برای تولید و حفظ سرمایه اجتماعی ناتوان است و اهمیت پیوندعلی مرتبط‌کننده اعتماد و شیکه‌ای گسترده از انجمن‌ها را درک نمی‌کند. از سوی دیگر پاتنام به علت مثبت‌انگاری بیش از حد زیر سؤال می‌رود چرا که وی سرمایه اجتماعی را درمان بسیاری از دردهای جامعه می‌داند و بنا به قول میسنرتال تصویری رمانتیک شده از اجتماع ارائه کرده است و این مطلب را که شبکه‌ها می‌توانند هم اعتماد و هم بی‌اعتمادی پرورش دهند درک نکرده است (همان؛ ۶۴).

 

۲-۱-۷-۴-فرانسیس فوکویاما

وی نیز مانند پاتنام سرمایه اجتماعی را در سطح کلان مورد بررسی قرار داده است و مؤلفه‌های مورد بحث پاتنام (اعتماد، هنجارها و شبکه‌های مشارکت مدنی) در بحث وی نیز تکرار شده است. فوکویاما بیش از همه محققان به جهت تأکید بر اعتماد و تحقیق در مورد اثرات اقتصادی آن معروف است. پسی معتقداست که فوکویاما کوشیده است تا عملکرد اقتصادی جوامع گوناگون را براساس سطوح مختلف اعتمادمقایسه کند زیرا سطح اعتماد موجود در جامعه تبیین‌کننده درجه دموکراسی و توانایی جامعه برای رقابت در عرصه اقتصادی است (شارع‌پور، ۱۳۸۲؛ ۲۱).

از نظر وی سرمایه اجتماعی بر پایه ارزش‌ها و هنجارهای مشترک در یک اجتماع و هم‌چنین بر تمایل به جایگزینی منافع شخصی با منافع گسترده‌تر استوار است. ارزش مشترک به بازیگران اجازه می‌دهد که به یکدیگر اعتماد کنند و بر پایه همین اعتماد به فردامکان می‌دهد تا با دیگران معاشرت کنند و از این طریق به ظهور سرمایه اجتماعی می‌ انجامد. وی در رابطه با سرمایه اجتماعی، هنجارهای اجتماعی را به دو بخش تقسیم می‌کند:

- هنجارهای مولد سرمایه اجتماعی

- هنجارهای غیر مولد سرمایه اجتماعی

هنجارهای مولد به ارتقای همکاری میان اعضای گروه منجر می‌شود و اساساً سجایایی چون صداقت، ادای تعهدات و ارتباطات دوجانبه می‌باشد. اما هنجارهای مولد سرمایه اجتماعی برخلاف هنجارهای مولد سرمایه اجتماعی کمکی به ارتقای همکاری میان اعضای گروه نخواهد کرد پس ممکن است در جامعه‌ای سرمایه اجتماعی و اعتماد متقابل را ببینیم ولی هنجارهای قوی آن از نوع غیرمولد سرمایه اجتماعی باشد مثل عدم اعتماد به دیگران، جامعه‌ای که افراد حتی نباید به پدر و مادر خویش اعتماد کنند دارای یک هنجار غیرمولد سرمایه اجتماعی است (نوابخش، ۱۳۸۷؛ ۵) مانند هنجارهایی که در گروه مافیا رایج است که حتی به پدر و مادر خود هم اعتماد نکن.از دید فوکویاما خانواده یکی از منابع اصلی برای تولید سرمایه اجتماعی در سطح جهانی محسوب می‌شود که باعث می‌شود زمینه پیوند و اعتماد بین افراد بوجود بیاید و زوال آن کاهش سرمایه اجتماعی در جامعه را بدنبال خواهد داشت و معتقد است که رواج الکلیسم، افزایش جرم و جنایت، خودکشی، فرزندان نامشروع و کاهش مشارکت‌های مدنی و کاهش اعتماد در جامعه آمریکا نتیجه زوال خانواده است.وی معتقد است که سرمایه اجتماعی نظامی از ارزش‌ها و هنجارهای اخلاقی را فراهم می‌سازد که بواسطه آن جامعه از فروپاشی اخلاقی و مبتلا شدن به انواع انحرافات اجتماعی مصون می‌ماند و سلامت اجتماعی، سبب رشد اقتصادی خواهد شد.

یکی از مفاهیم مهم در دیدگاه فوکویاما، مفهوم سرمایه ارتباطی است و بدین معنی است که علاوه بر هنجارها و ارزش‌های مشترک باید به متغیرهای واسطه‌ای مانند شعاع اعتماد، انسجام داخلی گروه، داشتن ارتباط مؤثر با گروه‌های دیگر نیز توجه کرد و بیان می‌دارد که برای تقویت سرمایه اجتماعی، منابع درون‌گروهی کافی نیستند و باید به منابع بیرون‌گروهی یا بعبارتی سرمایه اجتماعی ارتباطی نیز توجه کرد (غفاری، ۱۳۸۸؛ ۸۲).

از جمله ابتکارات فوکویاما درسنجش سرمایه اجتماعی استفاده از روش جایگزینی است که می‌توان سرمایه اجتماعی را با شاخص‌هایی نظیر میزان جرم و جنایت، فروپاشی خانواده، مصرف مواد مخدر، خودکشی، فرار از مالیات و … و با بهره گرفتن از روش‌های غیر مستقیم مورد اندازه‌گیری قرار داد. فرض بر این است که چون سرمایه اجتماعی وجود هنجارهای رفتاری مبتنی بر تشریک مساعی را منعکس می‌کند، انحرافات اجتماعی نیز بالفعل بازتاب عدم وجود سرمایه اجتماعی خواهند بود.

۲-۱-۷-۵-آنتونی گیدنز

نقطه آغازین هستی‌شناسی گیدنز دیالکتیک میان فعالیت‌ها و شرایط است که در زمان و مکان رخ می‌دهد (ریتزر، ۱۳۸۵؛ ۴۸۸). اعتماد به شیرازه زمان و مکان مربوط می‌شود زیرا اعتماد یعنی تعهد دادن به شخص، گروه یا نظام در طول زمان آینده، اعتماد یک اندیشه مدرن است.وی مفهوم اعتماد را با ریسک و مخاطره مرتبط می‌سازد و این مفهوم در نظر وی ارزش اساسی دارد چنانچه وی مدرنیته متأخر را فرهنگ مخاطره می‌نامد. اعتماد به یک شخص، یا به یک نظام به معنی انطباق با ریسک است در حالی که قبول ریسک نمی‌تواند به معنی ایجاد اعتماد باشد (گیدنز، ۱۳۷۷؛ ۱۷۶-۱۷۵).

از دیدگاه گیدنز اعتماد در نظام‌های ماقبل مدرنیته متأخر از نوع پایبندی‌های چهره‌دار و مبتنی بر هم‌حضوری است حال آنکه در مدرنیته متأخر اعتماد غیرشخصی و به دیگران ناشناس یا به عبارت دیگر «بی‌توجهی مدنی» جنبه بنیادی روابط اجتماعی بین افرادی است که از ماهیت رشد یابنده نظام‌های انتزاعی ریشه گرفته‌اند (همان؛ ۱۴۴).

آنتونی گیدنز بین دو نوع اعتماد تمایز قائل می‌شود: اعتماد به افراد خاص و اعتماد به افراد یا نظام‌های انتزاعی.

اعتماد به نظام‌های انتزاعی دربرگیرنده آگاهی از مخاطره و فرد مورد اعتماد است. در حالی که کنشگر می‌تواند به راحتی در مورد میزان ارزش اعتماد به افراد خاص قضاوت کند (براساس اطلاعات مربوط به تاریخچه آن فرد، انگیزه‌ها و شایستگی‌های او)، می‌تواند درباره میزان ارزش اعتماد نسبت به دیگران تعمیم‌یافته نیز دارای ایده‌ها و باورهایی باشد. افراد هم‌چنین می‌توانند درباره میزان ارزش اعتماد نسبت به نظام‌های انتزاعی نظیر نهادها نیز دارای باورهایی باشند از این فرایند می‌توان با سطح اعتماد نهادی نام برد. این همان چیزی است که گیدنز آن راایده اعتماد به «نظام‌های تخصصی» می‌نامد. ممکن است کنشگر نسبت به فردی که اتومبیل یا خانه او را ساخته است شناختی نداشته باشد ولی نسبت به نظام استاندارد تنظیم قواعد و قوانین، نظارت و کنترل کیفیت دارای میزانی از اعتماد باشد که گیدنز آن را تحت عنوان پدیده «از جاکندگی» یاد می‌کند که خصلت جامعه مدرن است. در چنین حالتی مردم بدنبال علائم و نشانه‌ها هستند و به مارک‌ها توجه می‌کنند در حالی که نمی‌دانند وسایل و ابزارها را چه کسانی ساخته‌اند، کجا ساخته‌اند و … در واقع محلیت از بین رفته است و امور حالت انتزاعی پیدا کرده‌اند و اعتماد به انتزاعیات تقویت شده است. به اعتقادوی پیشرفت‌های علمی و تکنولوژیک وایمان مردم به این پیشرفت‌هاو هم‌چنین نقش نهادهایی چون آموزش و پرورش و وسایل ارتباط جمعی در این زمینه بسیار تأثیرگذار بوده است

۲-۱-۷-۶-تئوری شکاف ساختاری

این تئوری در سال ۱۹۹۲ توسط برت برای مفهوم‌سازی سرمایه اجتماعی بکار برده شد. تأکید این تئوری بر روابط میان فرد و همکاران وی در شبکه و همین‌طور روابط میان همکاران با یکدیگر است (الوانی، ۱۳۸۵؛ ۸). منظور از شکاف در این تئوری، فقدان ارتباط میان دو فرد در یک شبکه اجتماعی است که فی‌نفسه برای سازمان مزیتی تلقی می‌شود. مطابق این تئوری اگر یک فرد در یک شبکه اجتماعی با همکارانی که با هم در ارتباط نیستند یا حداقل اندکی ارتباط دارند ارتباط برقرار کند نهایت استفاده را خواهد برد. بنابراین تقویت شبکه‌های شکاف‌دار، دارای مزایایی از جمله: ارزیابی سریع اطلاعات، قدرت چانه‌زنی مضاعف، افزایش قدرت کنترل بر منابع و نتایج است.پیوندهای ساختاری می‌تواند برای بهبود عملکرد سرمایه اجتماعی مؤثر واقع شود. برای نمونه مشارکت در اجرای برنامه‌های پرداخت مشترک حق بیمه می‌تواند در زمان بازپرداخت از طرف شرکت بیمه مؤثر واقع شود (تاج‌بخش، ۱۳۸۴؛ ۳۱). این تئوری فرض می‌کند که بازارها، سازمان‌ها و افرادی که در ارتباط با هم هستند در صورتی که روابط میان آنها ساختار نیافته، بی‌نظم و تعریف نشده باشد بعنوان یک سرمایه سودآور برای آنها تلقی می‌شود و هر چه ارتباط میان آنها منظم‌تر و ساختارمندتر باشد از این سرمایه کاسته می‌شود. بطور کلی رسمیت و قانون‌مند بودن ساختاری با سرمایه اجتماعی در تعارض است.

[۱]- Bonding

[۲]- Brinding

[۳]- Linking

[۴]- Institutional

[۵]- Bowling alone

[۶]- Radius of trust

[۷]- Portes & Landolt

[۸]- Fine

[۹]- Erikson

[۱۰]- Rubio

[۱۱]- Alenjandro Portes

[۱۲]- Free riding

[۱۳]- Downward leveling of norms

[۱۴]- Durlauf

[۱۵]- James Coleman

[۱۶]- Pierre Bourdieu

[۱۷]- Economical Capital

[۱۸]- Cultural

[۱۹]- Embodied state

[۲۰]- Objectived state

[۲۱]- Institutionalized state

[۲۲]- Social capital

[۲۳]- Symbolic capital

[۲۴]- Robert Putnam

[۲۵]- Blanced reciprocity

[۲۶]- Generalized reciprocity

[۲۷]- Radius of trust

[۲۸]- Generalized trust

[۲۹]- Spillorer

[۳۰] - Bridging

[۳۱]- Bonding

[۳۲]- Francis Fukuyama

[۳۳]- Pessey

[۳۴]- Bridging social capital

[۳۵]- Anthony Giddens

[۳۶]- Civil in attention

[۳۷]- Structural  Hole Theory

[۳۸]- Burt

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 177
  • 178
  • 179
  • ...
  • 180
  • ...
  • 181
  • 182
  • 183
  • ...
  • 184
  • ...
  • 185
  • 186
  • 187
  • ...
  • 512

روش ها و آموزش ها - ترفندها و تکنیک های کاربردی

 بازاریابی ایمیلی برای وب‌سایت
 آموزش ساخت انیمیشن با Animaker
 خرید لوازم و غذای گربه
 درآمد از طراحی کارت تبریک دیجیتال
 فروش محصولات فیزیکی آنلاین
 درآمد از عکاسی آنلاین
 راهکارهای افزایش درآمد آنلاین
 استفاده حرفه‌ای از ChatGPT
 علائم هاری در گربه
 زمان جداسازی توله سگ
 کسب درآمد از همکاری در فروش
 درمان سرماخوردگی سگ
 نگهداری سگ‌های روسی
 مهارت شنیدن در رابطه
 بیماری‌های عروس هلندی
 درمان استفراغ گربه
 آموزش Leonardo AI
 فروش مقالات علمی
 بازاریابی وابسته در بلاگ
 جذابیت بدون تغییر شخصیت
 بهینه‌سازی تجربه کاربری
 علائم غفلت در رابطه
 آموزش ابزار لئوناردو
 ابراز احساسات سالم
 درآمد از پست‌های شبکه‌های اجتماعی
 شغل‌های پردرآمد اینترنتی
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

  • بررسی آلودگی نیترات در آبهای زیرزمینی بخشی از استان اصفهان و شبیه‌سازی آن با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی و الگوریتم ژنتیک- قسمت ۳
  • مدیریت در مورد : اجزای تشکیل دهنده سرمایه فکری
  • بهینه سازی ظرفیت ترافیک شبکه جاده ای شهری با افراز خطوط جاده ای و تنظیم هوشمند سیگنال های کنترل ترافیک- قسمت ۸۸
  • عوامل مؤثر بر انتخاب استراتژی های صادراتی در شرکت های صنایع غذایی- قسمت ۷۷
  • بررسی مناجات در مثنوی های فارسی در قرن هفتم- قسمت ۲۸
  • تعاریف سرمایه فکری
  • پایان نامه کارشناسی ارشد هنر گرایش ارتباط تصویری: بررسی کتابهای دروس کارگاهی وسرفصل های ارائه شده برای رشته ی گرافیک...
  • عوامل دخیل در رفتار کاربر در شبکه‌های اجتماعی با استفاده از روش دلفی- قسمت ۱۲

پیوندهای وبلاگ

  • پایان نامه حقوق: نقش قوه قاهره
  • "پایان نامه بررسی مقایسه ای عدم تحمل بلاتکلیفی"
  • "پایان نامه بررسی روش های کاهش نیروی اصطکاك پوسته ای"
  • "پایان نامه ارشد: مقایسه کارآیی پوشش‌های کروم و کروم‌ اکسید"
  • پایان نامه ارشد: اثر تغییرات اقلیمی
  • پایان نامه ارشد رشته تجارت الکترونیک
  • "پایان نامه ارشد ادبیات فارسی: بررسی سه تیپ شخصیتی"
  • "پایان نامه ارشد : بررسی رابطه بین مدیریت كیفیت جامع"
  • بررسی رابطه نارضایتی شغلی و افسردگی
  • بررسی رابطه تعهد شغلی
  • بررسی جرایم زنان
  • اموال مثلی و قیمی
  • اشتغال بخش صنعت ایران
  • "استفاده از فضای هوایی کشور با هدف افزایش پروازهای ترانزیت"
  • مناسك عزاداری
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان