روش ها و آموزش ها - ترفندها و تکنیک های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
کاربرد داده های توپوگرافی و گرانش در تعیین ضخامت الاستیک سنگ کره ایران- قسمت ۸
ارسال شده در 22 مهر 1400 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

شکل ۴-۴ پروفایل تغییرات سطح موهو در محاسبه میزان ضخامت الاستیک موثر در زاگرس (Synder and Barzangani, 1986)
با توجه به مقادیر بدست آمده در این مطالعه و محل پروفایل تهیه شده توسط Synder and Barzangani, 1986 . مقدار بدست آمده برای ضخامت الاستیک موثر در این مطالعه بر اساس admmitanc برای این پروفایل ۲۷±۲ کیلومتر است و بر اساس همدوسی برابر با ۳۰±۲ است که با مطالعه ذکر شده تقریبا مطابقت دارد. لازم به ذکر است که در مدل استفاده شده در Synder and Barzangani, 1986 حالت ایده ال در نظر گرفته شده است.
پایان نامه - مقاله - پروژه
Abbaszadeh et al., 2013 با بهره گرفتن از اطلاعات حاصل از پیمایش های زمینی و ماهواره ای میزان ضخامت الاستیک موثر را بر پایه تبدیل فوریه و به صورت تک بعدی برای هر قسمت از ایران با در نظر گرفتن محدوده های مختلف محاسبه نموده اند. لازم به ذکر است که با بهره گرفتن از این روش با بهره گرفتن از اطلاعات هوای آزاد ممکن است که میزان ضخامت الاستیک موثر به صورت کمینه محاسبه شود.
در مطالعه ذکر شده Abbaszadeh et al., 2013 در ۱۰ قسمت شمال شرق ایران (چهار گوش A در شکل ۴-۵) ، کپه داغ (چهار گوش B در شکل ۴-۵) ، البرز (چهار گوش C در شکل ۴-۵) ، کویر بزرگ (چهار گوش D در شکل ۴-۵) ، قسمت مرکزی کمربند دگرگونی سسنندج سیرجان (چهار گوش E در شکل ۴-۵) ، کمربند زاگرس مرتفع (چهار گوش F در شکل ۴-۵) ، کمربند چین خورده زاگرس (چهار گوش G در شکل ۴-۵) ، حاشیه جنوب غربی ایران مرکزی (چهار گوش H در شکل ۴-۵) ، حاشیه شرقی ایران مرکزی و سلسله کوههای شرق ایران (چهار گوش I در شکل ۴-۵) ، منطقه فرورانش مکران(چهار گوش J در شکل ۴-۵) ، محاسبه نموده اند. لازم به ذکر است که اندازه این چهار گوش ها بر میزان ضخامت الاستیک موثر بدست آمده بر آنها موثر است.
شکل ۴-۵ محل محاسبه هر کدام از نواحی ضخامت الاستیک موثر در Abbaszadeh et al., 2013 به صورت چهار گوش ارائه شده است. خط چین ها محل پروفایل های Motavalli-Anbaran et al., 2011 را نشان می دهد.
بر این اساس مقادیر ۱۰ کیلومتر برای ضخامت الاستیک موثر در زون A، ۳۷ کیلومتر برای البرز، ۱۶ کیلومتر برای زون C، ، ۱۷ کیلومتر برای کویر بزرگ ، ۱۷ کیلومتر برای زون E، ۴۵ کیلومتر برای کمربند زاگرس مرتفع ، ۸ کیلومتر برای زون G، ، ۱۲ کیلومتر برای حاشیه جنوب غربی ایران مرکزی ، ۹ کیلومتر برای زون I، ۹ کیلومتر برای فرورانش مکران بدست آمده است(شکل ۴-۵).
شکل ۴-۶ نمودار بیشینه و کمینه مقدار ضخامت الاستیک موثر را برای نواحی مشخص شده در نقشه ارائه شده برای در شکل ۴-۵ نشان می دهد. مقادیر بر اساس نتایج حاصل از این رساله تهیه شده است. همانطور که در شکل مشاهده می شود در همه موارد بجز در محدوده کمربند زاگرس مرتفع و البرز میزان مقادیر بدست آمده برای ضخامت الاستیک موثر سنگ کره Abbaszadeh et al., 2013 پایین تر از حد میانگین این محدوده ها بوده . در البرز مقدار محاسبه شده کمی کمتر از میزان بیشینه بدست آمده در این رساله را بیان می کند. در محدوده F موضوع کاملا متفاوت می شود Te بدست آمده از روش فوریه بسیار بیش تر از بیشینه مقدار بدست آمده است. میزان بدست آمده برابر با ۴۵ کیلومتر برای ضخامت الاستیک موثر در زاگرس مرتفع است که این مقدار هماهنگی بالایی با مدل خمش و هندسه موهو در این قسمت ندارد (Barzangani and Synder, 1986).
شکل ۴-۶ مقایسه ضخامت الاستیک موثر بدست آمده از روش پریودوگرام (ADF) و موجک (ADW)
Motavalli-Anbaran et al., 2011 بر مبنای مدل های ژئوفیزیکی و با بهره گرفتن از اطلاعات گرانشی، جریان حرارتی، ژئوید و توپوپرافی در امتداد پروفایل هایی ( نگاه شود به شکل ۲۰ برای محل پروفایل های ژئوفیزیکی ) ساختار حرارتی و ضخامت سنگ کره را محاسبه کرده اند. بر پایه توضیع دما و فشار بدست آمده از این مدل ها، توضیع استحکام شکنا و شکل پذیر نیز حساب شده. در آن مطالعه میزان استحکام بر اساس میزان تفاوت استرسی Δσ برای تغییر شکل سنگ استفاده شده است. با بهره گرفتن از تئوری گسلش اندرسون ، استحکام شکنا به صورت خطی با افزایش فشار افزایش می یابد.
قسمت بالای علامت مثبت و منفی برای حالت رژیم فشارشی و علامت پایینی برای رژیم کششی است. F ضریب اصطکاک که ۰.۷ فرض شده و Peff که فشار موثر است از رابطه زیر محاسبه می شود:
g شتاب گرانش Pw فشار آب که بعنوان هیدرواستاتیک در نظر گرفته می شود در پوسته بالایی و مقدار آن در گوشته بالایی و پوسته پایینی صفر است.

شکل ۴-۷ نتایج استحکام تجمعی سنگ کره در دو پروفیال در ایران Motavalli-Anbaran et al., 2011
بر این اساس برای پروفایل های ۱ و ۲ میزان استحکام تجمعی حساب شده است (شکل ۶-۵) . همانطور که شکل ۴-۷ نشان می دهد از ورقه عربی به سمت زاگرس میزان استحکام ورقه به سمت زاگرس کاهش می یابد و از حدود کمی کمتر از ۶۰ مگا پاسکال به کمتر از ۱۰ مگا پاسکال می رسد و این روند تا حاشیه جنوبی البرز ادامه پیدا کرده و با رسیدن به حاشیه حوضه خزر جنوبی این مقدار افزایش یافته و در ورقه توران به بیشینه مقدار خود می رسد که این روند و الگو با وضعیت ضخامت الاستیک موثر محاسبه شده در این رساله همخوانی دارد و علاوه بر این با توجه به جایگاه تکتونیکی انتطار می رود که ورقه عربستان و توران را بعنوان سپر های قاره ای با ضخامت بالا توصیف می کند نیز همخوانی دارد میزان الاستیک موثر نیز از همین الگو تبعیت می کند.
۳.۴ محاسبه ناهمسانگردی مکانیکی در سنگ کره ایران.
در آنالیز همدوسی موجک، ناهمسانگردی در طول موج های مختلف دیده می شود، در نتیجه عدم قطعیت مشاهده شده متناسب با عدد موج در نطر گرفته می شود. برای کاهش قطعیت اطلاعات همدوسی بدست آمده توسط ۱/wavenumber وزن داده می شود (Audet and Mareschel, 2007; Kirby and Swain, 2006) در طول موج های بالا، ناهمسانگردی از ساختارهای عمیق سنگ کره حاصل می شود. در طول موج های کوتاه این ناهمسانگردی بر اثر حرکات گسلی شکل می گیرد و ساختارهای کم عمق سنگ کره را آشکار می کند. در مورد بارهای سطحی و زیر سطحی با طول موج کوتاه میزان همدوسی صفر است و سنگ کره به حد کافی استحکام دراد که این بار ها را نگاه دارد. اما با افزایش طول موج باها این موضوع تغییر می کند و در نهایت در طول موج های بسیار بالا سنگ کره دچار خمش می شود و میزان همدوسی برابر با ۱ می شود.
در این مطالعه ناهمسانگردی مکانیکی بدست آمده در رابطه با طول موج های بلند است و در نتیجه ساختارهای عمیق سنگ کره ای در ایران را آشکار می سازد.
شکل ۴-۸ محورهای ضعیف ناهمسانگردی مکانیکی در سنگ کره را نشان می دهد. جهت این خطوط جهت ضعیف سنگ کره و طول این خطوط متناسب است با ضخامت الاستیک بیشینه منهای ضخامت الاستیک کمینه تقسیم بر ضخامت الاستیک بیشینه
((T max – T min)/ T max) که نشان دهنده بزرگای ناهمسانگردی است.

نظر دهید »
اثر بخشی نمایش درمانی بر فراخنای توجه پسران کم توان ذهنی آموزش پذیر مقطع ابتدایی- قسمت ۱۱
ارسال شده در 22 مهر 1400 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

برای نمونه گیری از روش نمونه گیری خوشه ای استفاده شد. در پژوهش حاضر ابتدا شهر تهران به پنج منطقه شمال، جنوب، مرکز، شرق و غرب تقسیم شد. سپس یک منطقه و از این منطقه دو مدرسه و در نهایت ۳۰ دانش آموز (از هر مدرسه ۱۵ نفر) بر اساس ملاک های ورودی پژوهش به صورت تصادفی انتخاب شدند. سپس دانش آموزان یک مدرسه به عنوان گروه آزمایش و دانش آموزان مدرسه دیگر به عنوان گروه کنترل انتخاب شد و پس از تکمیل آزمون توجه تولوز – پیرون و آزمون شناختی- تشخیصی کی میزان فراخنای توجه آن ها ثبت گردید. لازم به ذکر است که در طول اجرای پژوهش، افت آزمودنی مشاهده نشد.
پایان نامه - مقاله
۱-۳-۳ معیارهای ورود به مطالعه:

 

    1. تنها کم توان ذهنی آموزش پذیر (بهره هوشی ۷۵-۵۰) باشند.

 

    1. در دامنه سنی ۸ تا ۱۲ سال و در مقطع ابتدایی مشغول به تحصیل باشند.

 

۲-۳-۳ معیارهای خروج از مطالعه:

 

    1. وجود اختلالاتی نظیر اوتیسم، کمبود توجه/ بیش فعالی، ناشنوایی یا کم شنوایی، نابینایی و مشکلات شدید حرکتی به این دلیل که فرایند نمایش درمانی را با مشکلاتی مواجه می سازد.

 

    1. مصرف داروهای محرک از سوی دانش آموز.

 

    1. شرکت در جلسات درمانگری مشابه برنامه مداخله ای مورد استفاده در پژوهش حاضر.

 

۴-۳ ابزار پژوهش:
۱-۴-۳ آزمون مربعات دنباله دارتولوز- پیرون
برای سنجش فراخنای توجه در نمونه ها از آزمون تولوز- پیرون استفاده شده است. این آزمون جزء معتبرترین مقیاس های سنجش توجه است که در مطالعات مختلفی برای سنجش توجه استفاده شده است ( رضاییان و دیگران،۲۰۰۷؛ لوپز[۳۰۲] و وازکواِز[۳۰۳]،۲۰۰۳؛ آلوجا[۳۰۴]، کالام[۳۰۵]، آبود[۳۰۶]، جوان اِسپینوزا[۳۰۷]، ۲۰۰۰). آزمون توجه ارادی تولوز- پیرون، بردون و بوناردل[۳۰۸]از جمله آزمون های ساده کاغذ و مدادی است. آزمون تولوز- پیرون ابتدا توسط روانشناس فرانسوی هانری پیرون ابداع شد و بعدها مورد تجدید نظر قرار گرفت (ایروانی، ۱۳۸۰). این آزمون از جمله آزمون های عملکرد مداوم[۳۰۹] است که از تعدادی تصویر مکعب های دنباله دار تشکیل شده است. این مکعب ها دارای چندین الگو می باشند که به تناوب در جدول تکرار می شوند. برای افراد معمولی ۳ مکعب در بالای صفحه به عنوان مکعب های الگو معرفی می شود. آزمودنی باید طی مدت زمان و در شرایط استانداردی که آزمون معرفی می کند مکعب هایی که مشابه ۳ الگو هستند را انتخاب کرده و علامت بزند. تعداد انتخاب های درست، تعداد انتخاب های غلط و تعداد انتخاب های فراموش شده در واحد زمان تعیین کننده نمره توجه فرد است. مطالعات متعدد با توجه به خصوصیات مطالعه اشکال تعدیل شده ای از این آزمون را استفاده کرده اند (گنجی، ۱۳۸۵). در این پژوهش نیز با توجه به خصوصیات نمونه پژوهش- افراد کم توان ذهنی- شکل تعدیل یافته ای از آزمون استفاده شده است.رضاییان و همکارانش (۲۰۰۷) این ابزار را برای افراد کم توان ذهنی از طریق روش آزمون مجدد اعتبار یابی کرده اند. بدین ترتیب که آزمون را در مورد یک گروه ۱۰ نفری از آزمودنی ها (کم توان ذهنی) اجرا کردند. ابزار فوق ۲ هفته بعد مجدداً در اختیار همین گروه قرار گرفت. ضریب همبستگی نمرات حاصل از اجرای مجدد آزمون ۹۱/۰ بوده است، بنابراین نمرات دو آزمون از همبستگی بالایی برخوردار بودند که نشان دهنده پایایی مناسب ابزار است. این شکل از آزمون به این صورت است که یک مکعب دنباله دار در بالای صفحه به عنوان الگو معرفی می شود. آزمودنی ۵ دقیقه زمان در اختیار دارد تا از سمت چپ به راست صفحه آزمون شروع کرده و کلیه مکعب های که مشابه مکعب الگو هستند را انتخاب کرده و علامت بزند.
۱-۱-۴-۳نمره گذاری وتفسیرنتایج
آزماینده ابتدا نمودارآزمایش را با توجه به پاسخهای صحیح آزمودنی ترسیم می کند.بدین منظور با بهره گرفتن از فرمول زیر برای هر موقعیت امتیازحاصل یا میزان کارآمدی و توجه آزمودنی را به دست می آورد. فرمول مذکور بدین شکل است؛ با محاسبه حاصل جمع تعداد پاسخهای غلط و تعداد پاسخهای فراموش شده و تفریق آن از تعداد کل پاسخ های صحیح عدد نهایی بر ۲ تقسیم می شود تا میزان توجه یا کارآمدی توجه آزمودنی به دست آید.آزمودنی به ازای هر انتخاب درست یک نمره مثبت دریافت کرده و به ازای هر انتخاب غلط نیم نمره منفی دریافت می کند، از جمع جبری آن ها نمره توجه فرد محاسبه می شود (گنجی، ۱۳۸۵).
آزماینده با بهره گرفتن از این نتایج محورافقی را برای موقعیتها و محورعمودی رابرای میزان توجه یا کارآمدی درجه بندی و نمودار مربوط را ترسیم می کند که با این نمودار می توان تفاوت های فردی را بررسی نمود (ایروانی، ۱۳۸۰).
۲-۴-۳آزمون شناختی- تشخیصی کی
مجموعه شناختی – تشخیصی کی به منظور برآورده ساختن نیاز به ارزیابی شناختی بیماران روانی و کم توان ذهنی تدوین شده است. پنج آزمون تشکیل دهنده ی این مجموعه زمینه هایی همچون سبک مفهومی، رشد تفکر اجتماعی، رشد ادراکی- حرکتی، فراخنای توجه و سرعت روانی – حرکتی را ارزیابی می کنند. این آزمون ها به منظور اندازه گیری مجزای عوارض شناختی رشدی و عوارض شناختی ناشی از برانگیختگی طرح شده اند. در این قسمت تنها به شرح آزمون فراخنای توجه می پردازیم زیرا پژوهشگر قصد دارد در این پژوهش تنها از خرده آزمون فراخنای توجه استفاده کند.
خرده آزمون فراخنای توجه به عنوان یک روش ارزیابی، به ویژه آن جنبه از نقص توجه را که مربوط به تداوم آگاهانه تمرکز است، هدف خود قرار می دهد. این مؤلفه موقتی از نظر بالینی اهمیت ویژه ای دارد. آزمون فراخنای توجه همزمان با بررسی توجه موقتی، امکان اندازه گیری سرعت روانی– حرکتی را هم فراهم می آورد. این آزمون فراخنای توجه را براساس متوسط زمان تداوم توجه آزمودنی بر یک تکلیف حرکتی، ارزیابی می کند. آزمون شامل صفحه ای مشتمل بر ۵۰۰ نماد x است که با خط تیره از یکدیگر جدا شده اند. آزمون به صورت انفرادی و در شرایط مورد نظر در آزمون انجام می شود. همزمان با شروع کار و بدون اطلاع آزمودنی زمان ثبت می شود (کی، ۱۹۸۲).
۱-۲-۴-۳نمره گذاری و تفسیر نتایج
در خرده آزمون فراخنای توجه حداکثر زمان آزمون ۴۰۰ ثانیه است که آزمودنی حداکثر نمره یعنی ۴۰۰ را دریافت می کند. زمان علامت زدن فرد نمره فراخنای توجه او محسوب می گردد که می تواند حداکثر ۴۰۰ ثانیه باشد. کی و سینگ[۳۱۰] پایایی آزمون فراخنای توجه را با روش بازآزمایی ۸۲/۰ گزارش کرده اند. مقایسه فراخنای توجه حاصل از این آزمون و روش های مختلف ارزیابی حواس پرتی و برانگیختگی بالا حاکی از رابطه معنی دار آنهاست. همبستگی نتایج آزمون فراخنای توجه با روش هایی همچون ضربان نبض انقباضی[۳۱۱]، بی خوابی[۳۱۲] و مقاومت نسبت به کلرال هیدراته[۳۱۳] به ترتیب ۳۹/۰، ۳۵/۰ و ۴۸/۰ گزارش شده است (کی، ۱۹۸۲).
۵-۳ روش اجرا:
پس از اخذ مجوزهای لازم از دانشگاه و وزارت آموزش و پرورش استثنایی استان تهران و انتخاب نمونه از مدارس استثنایی پسرانه و با توجه به معیارهای ورود به مطالعه، ۳۰ دانش آموز و با توجه به سن و سطح کم توانی ذهنی همتا شدند و به تصادف در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند (یک مدرسه به عنوان گروه آزمایش و مدرسه دیگر به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شد). سپس با بهره گرفتن از آزمون تولوز – پیرون و آزمون شناختی- تشخیصی کی فراخنای توجه آن ها اندازه گیری گردید.پس از آماده کردن آزمودنی ها و ارائه توضیحات شفاهی برای چگونگی کار در آزمون تولوز- پیرون، زمان سنج به کار انداخته شد و زمان آزمایش به مدت ۵ دقیقه کنترل شد. به آزمودنی تأکید شد که هیچ گاه به عقب باز نگردد و سطر به سطر و از چپ به راست با سرعت متوسط و دلخواه خود، آزمایش را دنبال کند تا اتمام زمان توسط آزمونگر اعلام شود. برای اجرای خرده آزمون فراخنای توجه نیز آزمون در اختیار آزمودنی قرار گرفت سپس از وی خواسته شد که دور ضربدر ها دایره بکشد همانگونه که آزمونگر این کار را انجام می دهد و آزمونگر دور ۳ تا از آنها را خط می کشد و آزمون را در اختیار آزمودنی قرار می دهد. آزمونگر می بایست بدون اینکه آزمودنی متوجه شود زمان سنج را به کار اندازد و زمان را ثبت نماید. حداکثر زمانی که آزمودنی ضربدرها را علامت می زند ۴۰۰ ثانیه است و بعد از آن دیگر زمان ثبت نمی شود و کار پایان می یابد اگر قبل از آن نیز آزمودنی دست از کار بکشد، زمان آن باید از کل زمان آزمون کم شود اگر دو بار آزمودنی دست از کار کشید زمان متوقف و برگه از آزمودنی گرفته می شود. زمانی که آزمودنی مشغول علامت زدن است به عنوان فراخنای توجه ثبت می گردد.به دلیل تعداد زیاد افراد گروه آزمایش، آنها به دو گروه ۸ و۷ نفری تقسیم شدند. در ادامه پس از توافق با مدرسه و والدین کودکان کم توان ذهنی، تهیه لباس و اثاثیه صحنه نمایش، بهترین زمان برای برگزاری جلسه هادر صبح حوالی ساعات ۱۰ تا ۱۲ انتخاب شد. شرایط و محل کار از لحاظ نور، دما، اندازه مکان، همچنین ساعات اجرای آن به لحاظ کنترل شرایط گرسنگی، سیری و خستگی برای هر دو گروه یکسان بود. جلسات درمانی در یکی از کلاس ها، توسط محقق و یک کمک درمانگر(که هر دو در این زمینه آموزش دیده بودند و از روش اجرای برنامه درمانی اطلاع داشتند) اجرا گردید.گروه‌کنترل مداخله‌ای دریافت نکرد و تنها در جریان آموزش‌های عادی مدرسه قرار ‌گرفت ولی گروه آزمایش در ۱۲ جلسه درمانی که یک ماه و نیم طول کشید (هر جلسه ۴۵ دقیقه و به مدت ۶ هفته) شرکت کردند. این جلسات دو بار در هفته برگزار می شد. برنامه جلسات بر اساس کم توجهی کودکان کم توان ذهنی تنظیم شدند. نهایتاً در پایان جلسه دوازدهم مجدداً آزمون تولوز – پیرون وخرده آزمون فراخنای توجه آزمون شناختی تشخیصی کی بر روی هر دو گروه آزمایش و کنترل اجرا و نتایج برای تجزیه و تحلیل جمع آوری شد. پس از اختتام جلسات نمایش درمانی نیز جلسه توجیهی دیگری با حضور والدین، معلمین و دانش آموزان گروه کنترل ترتیب داده شد تا با روش نمایش درمانی به طور فشرده آشنا شوند. لازم به ذکر است که در طول دوره درمان افت آزمودنی نداشتیم.
۱-۵-۳ ساختار جلسات نمایش درمانی:
ابتدای جلسه قوانین کلی شامل؛ محدودیت زمانی، ممنوعیت زد و خورد جسمانی با کودک دیگر بیان شد و در جلسات سعی شد تا با توجه به مشکل خاص گروه یعنی کم توجهی از رویکردهای مختلف نمایش درمانی استفاده شود. محتوای جلسات درمانی به قرار زیر بود:
جلسات اول تا سوم به معارفه گروه کودکان، توزیع لباس های تهیه شده به اعضای گروه، اجرای نمایش عمو صحرا همراه با دانش آموزان و گفتگو در مورد احساس ها و افکار خود در ارتباط با نقش هر فرد اختصاص یافت.
جلسات چهارم و پنجم: اجرای نمایش علی بابا و برادر بدجنس وی با بهره گرفتن از روش قصه گویی و به کار بردن نقاب و گفتگو در مورد احساس ها و افکار انجام شد.
جلسات ششم تا نهم: تمرین نمایشنامه کرم خال خالی، تقسیم نقش ها، انتخاب کارگردان، طراحی دکور و صحنه به صورت گروهی و با هدایت درمانگر انجام شد.
جلسه دهم: در این جلسه، اجرای نمایش کرم خال خالی همراه با دکور و لباس با حضور اعضای خانواده صورت گرفت.
جلسات یازدهم و دوازدهم: نمایش حسنی و ده گوسفند با بهره گرفتن از روش قصه گویی، به کار بردن نقاب و گفتگو در مورد افکار و احساسات اعضای گروه اجرا شد. در پایان جلسه دوازدهم به هر یک از اعضای گروه گواهی نامه ای اعطا شد.
درجلسه ی پایانی درمانگر سعی کرد کودکان را برای خاتمه درمان و پذیرش اتمام جلسه ها ی درمانی آماده سازد. چرا که بیرون آمدن از نقش امر بسیار مهمی محسوب می شود برای همین در جلسه پایانی اعطای گواهی نامه به دانش آموزان برای یادآوری بیرون آمدن از نقش و پایان دوره استفاده شد.
۶-۳ ملاحظات اخلاقی :
در مورد مسائل اخلاقی پژوهشگر ضمن این که باید درمورد شرکت آزمودنی ها در آزمون مسئولیت پذیر باشد باید سلامت روانی و جسمانی آزمودنی نیز تضمین شود. تعدادی از مسائل اخلاقی که در این پژوهش توسط پژوهشگر در نظر گرفته شد به قرار زیر است :

 

    1. کسب رضایت والدین و دانش آموزان.

 

    1. دادن آزادی به دانش آموزان جهت شرکت در جلسات درمانی و ترک آن.

 

    1. محرمانه ماندن هرگونه اطلاعات شخصی افراد شرکت کننده و پرونده های آنان.

 

    1. در صورت تأیید اثر بخشی این روش درمانی، برگزاری دوره درمان برای گروه کنترل که به دلیل همکاری نکردن مدرسه، یک جلسه توجیهی برای معلمین، والدین و کودکان گروه کنترل گذاشته و در مورد روش نمایش درمانی توضیح اجمالی ارائه شد.

 

۷-۳روش تجزیه و تحلیل داده ها:
داده ها با بهره گرفتن از روش های آمار توصیفی (شاخص های گرایش مرکزی و پراکندگی شامل میانگین، انحراف معیار)روش های آمار استنباطی (آزمون t مستقل و تحلیل کوواریانس) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
فصل چهارم
(تجزیه و تحلیل آماری داده ها )
۱-۴ توصیف داده ها
ابتدا همسان بودن گروه آزمایش و کنترل به لحاظ متغیرهای زمینه ای (سن و سطح کم توانی ذهنی) بررسی شده است.

نظر دهید »
نقد انسان شناسی نوعمل گرایی(ریچارد رورتی)براساس دیدگاه محمد حسین طباطبایی- قسمت ۵
ارسال شده در 22 مهر 1400 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

در نظر ارسطو انسان ها دارای روح یا صورت هستند، البته حیوانات وگیاهان نیز روح دارند.ولی این صورت در فلسفه ارسطو مانند نظریه افلاطون از هم جدا نیستند.صورت آدمیان در خود آن ها قرار دارد
وجوهر آن ها به حساب می آید.جوهر انسان نیز عقل ورزی اوست.بنابراین،تا زمانی که فکر می کنیم دارای روح هستیم و مادام که فکر می کنیم-به خصوص راجع به فکر کردن فکر می کنیم- فناپذیر می باشیم. البته جاودانگی مورد نظر ارسطو مانند جهان علیا مثل افلاطون چندان مقبول نیست. ارسطو تمایل ندارد تا روح را از بدن، صورت را از ماده، زیست شناسی را از روان شناسی و خداشناسی و این جهان را از جهان دیگر جدا سازد از نظر ارسطو،روح به تنهائی جوهریا وجود مستقل نیست بلکه روح صورتی است از جوهر،ما مجبوریم از لحظات بی مرگی خود راضی باشیم-به خصوص مواقعی که به فلسفه اشتغال داریم.
پایان نامه
زندگی با سعادت از نظر ارسطو لذایذ وخوش گذرانی ها و مال وثروت افتخار و قدرت نیست،زیرا آن ها به هوس وخواست دیگران وابسته اند،در صورتی که سعادت و شادکامی می بایست خود کفا و به خودی خود کامل باشد و نیازی به دخالت عوامل دیگر نداشتته باشد، زیرا هیچ کس حاضر نیست بودن دوست زندگی کند.زندگی خوب زندگی است که انسان در فعالیت های جامعه خود شرکت داشته باشد به انجام وظایف خود اهتمام ورزد وتفکرات فلسفی را یار و یاور خود سازد.(فرخ نیا-غفاری،۴۴،۴۵:۱۳۸۹)
به نظر ارسطو نفس دارای مراتبی است. پائین ترین مرتبه،نفس نباتی است که کار تغذیه،هضم غذا وتولیدمثل از آن بر می آیدو در همه موجودات وجود دارد و لازمه ادامه حیات موجود است. مرتبه دوم،نفس حیوانی یا نفس حسّاسه است که دارای سه نیرو است، ادراک حسی،میل وشوق وحرکت مکانی،تخیّل، نتیجه قوه حسّاسه وحافظه توسعه بیشتر این قوه است. از میان حواس ،لمس برای حیوان ضروری است زیرا او را در تشخیص غذا قادر می سازد و بقیّه حواس جهت آسایش وخوشی او به کار می آیند. در مرتبه سوم نفس انسانی است که علاوه بر نیرو های نفس های حیوانی و نباتی دارای عقل یا قوه مدرکه نیز می باشد.این قوه دو نوع فعالیت دارد؛یکی عقل نظری ودیگری عقل عملی. عقل نظری در جستجوی حقیقت به خاطر خود حقیقت است اما فعالیت عقل عملی برای رسیدن به اهداف،مقاصد ومصالح است نه فعال به خاطر خود حقایق.از سوئی عقل دارای دو خصلت است،یکی«دهنده» ودیگری «پذیرنده» از این رو ارسطو به تمایزی میان دوشکل عقل معتقد است؛ اول عقل فعّال یا آفریننده و دوم عقل منفعل یا پذیرنده.
عقل فعّال بخشنده صورت و عقل منفعل پذیرنده صورت است. از این دو عقل، عقل فعّال تباهی نمی پذیرد و جاودان است زیرا از بیرون آمده اما عقل منفعل با مرگ جسم از بین می رود. (خراسانی،۱۳۶:۱۳۵۲)
۲-۱-۳-۳-رواقیان
رواقیان ازجمله فیلسوفانی هستندکه قائل به مفاهیم و اصول فطری بودند.منطق شناختی فلاسفه یونانی صرفاً قیاسی بود و این روش وجود مقدمات نخستین را ایجاب می کرد.مقدمات نخستین می بایست عام باشندتا اشتراک شناختی را بین افراد انسانی میّسرسازد.رواقیان که ازفلسفه یونانی نیز متأثر بودند بر این باور بودند که اصولی که در ساختار معرفتی انسان وجود دارد که به طور آشکار مورد اجماع عام است."به نظر رواقیان چنانکه اقلیدوس در کتاب اصول،اصولی را به کار برده است که می توان اساس قیاس و استنتاج قرار داد،مفاهیم نظری را نیز می توان به همین نحو همچون مبداء تعاریف به کار برد."(راسل:۳۸۸)
کاپلستون می گوید رواقیان از معرفت شناختی تجربی مذهب بودند اما به نوعی به اصالت عقل نیز اعتقاد داشتند.عقل را از یک سو حاصل رشد و تکامل از طریق ادراک حسی می دانستند ومعتقد بودند که حدود چهارده سالگی تشکیل می شود واز طریق تصورات ومفاهیم پیشینی نیز می باشد که بر تجربه مقدم هستند.در تبین بیشتر این توانائی می گویند:"از آن جهت که آمادگی و استعداد طبیعی برای تشکیل آن ها داریم، می توانیم آن ها را تصورات ومفاهیم بالقوه فطری بیابیم."(کاپلستون:۵۳۴)
۲-۱-۳-۴-ابن سینا
ابن سینا در قرن ششم از طبیعیات کتاب شفا به طور تفصیلی به بررسی نفس پرداخته است اما به گفته برخی از اندیشمندان، نظرات ابن سینا در این مو ضوع در بسیاری از موارد با کتاب"درباره نفس"ارسطو نه تنها مشابهت بلکه مطابقت دارد.اما از وجوه اختلاف ابن سیناوارسطو،تلفیق دیدگاه های افلاطون وارسطو درباره نفس، به وسیله ابن سینا است. در قرون وسطی ابتدا افکار افلاطون و سپس ارسطو مورد توجه علمای مسیحی قرار گرفت. شارح اصلی افکار ارسطو در نزد علمای قرون وسطی ابن رشد بود. پس از آنکه نظرنفس شناسی افلاطون وارسطو به تنهایی نتوانست علمای مسیحی را اقناع کند، یکی از باب ضعف در تبیین وحدت انسانی ودیگری از باب ضعف در بقای انسان، در این مو قعیت ابن سینا به صحنه آمد واندیشه تلفیقی خود را درباره انسان مطرح کرد و موجب تأثیر زیادی در فلسفه مسیحی قرون سیزده و چهارده گردید.ابن سینا هر دو نظریه را در باب نفس پذیرفت و اینگونه توجیه نمود که نفس از لحاظ ماهیت خود جوهر روحانی بسیط است و بر خلاف ماده تقسیم نمی پذیرد وفساد به آن راه ندارد. بنابراین نفس باقی است واین بیان موافق نظر افلاطون بود،اما نفس به لحاظ مناسبت وهمزیستی با بدن که آنرا زنده می دارد و مبدأتأثیرات در بدن واعمال مختلف می شود،صورت بدن است و این بخش سخن او بازگوئی نظر ارسطو است. پس به نظر ابن سینا نفس در ذات خود جوهری است که از لحاظ عمل به مثابه صورت است وآنگاه که مرگ بدن برسد دیگر اعمال نفس در بدن و به واسطه بدن صورت نمی گیرد اما خودش به عنوان جوهر مستقل از بدن،به حیاط ادامه می دهد.(ژیلسون،۳۹۴:۱۳۶۶)
بنابراین ابن سینا به تبع ارسطو نفس را صورت بدن و کمال آن دانست که به وسیله آن کارهائی که جنبه جسمانی دارد انجام می دهد،اما نفس از بدن ممتاز و مجزا است،زیرابدون دخالت بدن نیز قادر به انجام کارهائی است مانند درک معقولات و زنده ماندن پس از مرگ تن.به عقیده ابن سینا صورت بر دو نوع است یا منطبع در ماده واز آن جدا نشدنی مانند شکلی که به موم داده می شود ویا غیر منطبع در ماده. نفس نیز که صورت بدن است یا منطبع در جسم است مانند نفوس گیاهان و حیوانات که در جسم آن ها
نقش بسته و از نظر آغاز و پایان تابع آن هستند ویا اینکه نفس در جسم منطبع نیست وبا آن مفارق است
وموجودی است بسیط وفنا ناپذیر که نفس انسان از این گونه است . بدین معنی که چون صورت جسم است به آن حرکت و حیات می دهد وبا آن به وجود آمده وحادث شده است اما پس از مرگ تن از بین نمی رود باقی مانده و به عالم معقولات متّصل می شود.(سیاسی،۲۷،۲۵:۱۳۳۷)
۲-۱-۳-۵- توماس اکوئیناس[۱۹]
توماس اکوئیناس(۱۲۷۴-۱۲۲۵) عالم مسیحی در قرون وسطی به عنوان بزرگترین فیلسوف، مدرسی در مذهب کاتولیک شناخته می شود و در فلسفه تابع ارسطو است.و پس از ابن سینا با نگاه نسبتاً جدیدی در مقام تبیین ماهیت انسان برآمد،و مدعی شد که فلاسفه قبل از افلاطون،ارسطو و ابن سینا از عهده تعریف درستی از انسان بر نیامده اند، و بخصوص وحدت انسان را در تبیین های خود نشان نداده اند. به نظر آکوئیناس انسان موجود واحدی است و به همین جهت واحد بودن مورد شناخت قرار می گیرد.با این حال آکوئیناس در تبین نظر خود باز از واژگان و اصطلاحات ارسطو و افلاطون بهره می جوید و در تعریف نفس مانند ارسطو می گوید:"نفس صورت جسم آلی ذی حیات بالقوه است."مانند افلاطون به بقای نفس معتقد است.سخن تازه وی نسبت به فلاسفه گذشته این بود که نفس نه جوهری است که نتها کار صورت از آن برآید، نه صورتی است که آن را نتوان جوهر دانست بلکه صورتی است که هم جو هریت دارد و هم جوهریت می بخشد. آکوئیناس با این نظر در مقام آن بود «انسان واحد» خود جوهر است اما مشابه ارسطو قائل به دو ساحتی بودن انسان بود:یکی عقل ودیگری جسم وی مانند ارسطو معتقد است که عقل جوهر غیر جسمانی می باشد که صورت جسم انسانی است.همه جوهر های عقلی ،غیر مادی و فاسد نشدنی هستند.فرشتگان جسم ندارند اما در انسان روح با تن متحد گشته است .در انسان سه روح وجود ندارد،بلکه فقط یک روح وجود دارد. تمام روح در همه اعضای بدن حاضر است .روح حیوانات بر خلاف انسان باقی نیست.
به عقیده توماس آنکه احساس می کند، عقل نیست بلکه انسان است ،واین امر از طریق مشاهده معلوم است و انسان صورت جسمانی قائم به ذات است و رابطه عقل و جسم بسان رابطه دست وپیکر است.عقل بدون جسم،ماننددست جدای از تن است. بنابراین به نظر وی جوهر انسان آمیزه ای از دو جوهر نیست بلکه جوهر غیر بسیطی است که با وجود تأسیس آن بر دو اصل،جوهریت آن نتها ناشی از یکی از این دو اصل است. (راسل:۶۳۹)
۲-۱-۳-۶-رنه دکارت[۲۰](۱۶۵۰-۱۵۹۶)
دکارت به عنوان آغاز گر فلسفه اصالت عقل در دوران جدید به شمار می رود.خرد گرائی نظریه شناخت دکارت در حمایت از عقل ادعا می کند؛ عقل در تمامی موجودات انسانی جهان شمول است،مهمترین عنصر در ذات بشر به شمار می آید، تنها وسیله مطمئن در شناخت است؛ و سرانجام عقل تنها راه یقین به آنچه به گونه ای نمادی صحیح و نیک است و آنچه یک جامعه نیک را تشکیل می دهد، می باشد.
دوگانه باوری روان تنی دکارت عبارت است از دو نوع جوهر؛ذهنی و جسمانی یا مادی،و این دو نوع جوهر را نمی توان به یکدیگر فرو کاست. بنا براین، طبق این اصل،ذهن را نمی توان صورت یا کارکردی
از ماده نشان داد.دو گانه باوری روانتنی دکارتی اصل خود را بر حسب جوهرها عبارت بندی می کند،زیرا دکارت در تصوری روشن و متمایز می پذیرد که صفاتی نظیر ذهنی و جسمانی نمی توانند وجود داشته باشند مگر آنکه به جوهر ها متعلق با شند. در نظر دکارت مسئله اراده و جبر واختیار در ارتباط با دوگانه باوری روان تنی قابل بررسی است،او می گوید که هیچ چیز از هیچ به وجود نمی آید و هر چیز موجودی علتی دارد.بدین ترتیب نتیجه می گیریم، فلسفه دکارت با این خواست شروع می شود که هر یک از ما برای خودمان،حقیقت را ازآنچه به آن اعتقاد داریم بیرون می کشیم.تااینجای کاردکارت روش تندروانه ای در شک کردن ابداع می کند.دکارت مدعی است که گاهی حواس پنج گانه او را فریب داده اند. لذا او تصمیم می گیرد که نسبت به هر عملی که از طریق حواس آموخته،شک کند و تا جایی پیش می رود که به هستی خود نیز شک می کند.
یکی از سوالات مهم دیگر دکارت چگونگی اشاره به ضمیر «من» است که حقیقتاًخود-پیدا و منزه از شک است.با جنبه هایی که چنین نیست فرق بگذارد. او نتیجه می گیرد- تا آن جا که به استدلالش مربوط می شود- او فقط یک موجود «درحال تفکر» است. یعنی جوهری است متفکر که بینش و پیوستگی آن با «خود» موضوعی است که می تواند موردشک وتردید قرار گیرد.(فرخ نیا-غفاری،۶۳،۶۲:۱۳۸۹)
دکارت درباره روان و تن و ارتباط آن با تن می گوید:من همان روان یا جوهر اندیشیده است یعنی جوهری که اندیشیدن صفت ذاتی آن است وکاملاً از تن متمایز است. طبیعت به وسیله احساسهای درد،گرسنگی، تشنگی و مانند اینها به من می آموزد که حضور من در تن، بسان حضور کشتیبان در کشتی نیست،بلکه بستگی من به تن چنان شدید است که گوئی من با آن آمیخته ام چنانکه من وتن یک واحد را می سازیم. زیرا اگر جز این بود در پس آسیبی که به من می رسید من که فقط یک بودن اندیشیده ام، احساس درد نمی کردم بلکه آن آسیب را تنها با یک کار ناب فهم در می یافتم، همچنان که کشتیبان آسیبی را که به کشتی می رسد می بیند. احساسهای تشنگی، گرسنگی، درد و مانند اینها حالت های مبهم اندیشه اند که ازپیوند و یا آمیزش جان وتن برمی خیزد.
دکارت در باب رابطه وجودی و معرفتی بین انسان و خدا،ابتدا در مورد خلقت آدمی می گوید: امکان
نداردخود که موجودی ناقص است و یا علت های دیگر آنها نیز ناقص هستند، خالق فرد باشند،آنگاه چنین استنتاج می کند که این بودن به هیچ رو قابل توضیح نیست مگر اینکه آن را وابسته به خداوند وآفریده او بدانیم. فقط خداست که علت بودن من و علت ایده ای است که از او دارم. تنها چیزی که باقی می ماند تحقیق کنم، این است که من این ایده را چگونه یافته ام.من آن را از حس ها نگرفته ام،خود نیز آن را نساخته ام،زیرا نه می توانم چیزی به آن بیفزایم ونه چیزی از آن بکاهم. پس این ایده، فقط می تواند نهادی باشد، همچنانکه ایده ای که از خود دارم چنین است. به هیچ رو شگفت انگیز نیست که خدا آنگاه که مرا آفریدآن را درمن نهاده باشد به همان سان که سازنده یک اثرهنری، نشانی از خود در آن می گذارد و لازم نیست که این نشان چیزی متمایز از خود اثر باشد.(خوشخوئی،۳۰:۱۳۸۲)
۲-۱-۳-۷-ژان ژاک روسو[۲۱](۱۷۷۸-۱۷۱۲)
روسو بنیانگذار عصر رمانتیک گرائی در فلسفه است. از دیدگاه او، نظر متفکران عصر روشنگری نسبت به ماهیت انسان ناقص است. آنان بیش از حد به جنبه عقلانی و منطقی تأکید کرده اند و عده ای نیز انسان را صرفاً محصول تجربیات حسی و محصور درشرایط بیرونی می دانند.روسو جای ابعاد احساسی و اجتماعی را در نظر گاه متفکران عصر روشنگری خالی می دید. از این رو با نگاهی دو سویه به ماهیت انسان،هم بعدفردی واستقلال وبنیادهای درونی انسان را باور دارد وهم شکل پذیری انسان را در سایه زیست اجتماعی وتعامل فرد و جمع می داند.به نظر روسو انسان در حالت طییعی و اولیه خود، قبل از این که بر اثر تمدن غیر حقیقی فاسد شود دارای دو ویژگی بود که او را از حیوانات متمایز می ساخت. روسو این شناخت از انسان را نه به عنوان یک حقیقت تاریخی بلکه به عنوان یک فرضیه، در تعریف خصوصیات انسان وماهیت اوّلیه او قبل ازشروع روند تکامل اجتماعی بشر می داند؛ دو ویژگی یا دو اصلی که ماهیت انسان بر آن ابتناء شده عبارتست از:
۱-آزادی یا اصل،[انسان]خود جوش آزاد.آزادی انسان و بخصوص آگاهی او از این آزادی است که روحانیت نفسش متجلی می شود.زیرا فیزیک ممکن است بتواند تا حدی طرز کار حواس ونحوه تشکیل تصورات را تبین کند؛ولی در قوه اراده یا بهتر بگوییم در قوه انتخاب،و در احساس این قوه اعمالی صورت می گیرد که صرفاً روحانی و کاملاً غیر قابل تعلیل با قوانین مکانیسم است. به این ترتیب ،روسو کفایت تفسیر صرفاً مادی و مکانیسمی انسان را به کلی رد می کند.
۲–کمال پذیری-ویژگی دوم انسان قوه استکمال نفس انسان و کمال پذیری اوست.انسان اولیه مقهور خواست های آنی و غریزه واحساس خود بود.اراده کردن واراده نکردن،خواستن وترسیدن احتمالا نخستین وتقریباً تنها اعمال نفس او بود تا اینکه اوضاع واحوال تازه موجب رشد تازه قوای او شد.
عقیده روسو پیوسته بر این بود که محرک اساسی انسان حبّ ذات است. خواستهای ما موجب پیدایش
انفعالات نفسانی ماست؛وچون خواست های انسان اولیه هم جسمانی بود،حفظ ذات«مهمترین و تقر یباً یگانه دغدغه خاطر او» بود. نخستین وظایف ما نسبت به خودمان است؛ نخستین احساسات ما بر خودمان متمرکز است؛ همهغرایض ما در درجه نخست متوجه صیانت خودمان و خوشبختی خودمان است. همچنین منشأ انفعالات نفسانی ما،ریشه و قوّه محرکه دیگر انفعالات، یعنی یگانه افعالی که با انسان زاده می شود و مادام که زنده است او را ترک نمی کند، حب ذات است؛ این افعال اولی و غریزی و مقدم بر باقی انفعالات است، و به یک معنی، باقی انفعالات شکلهای تغییر یافته آن است. انفعالات نفسانی ما ابزارهای عمده حفظ ذات مایند؛ بنابراین، سعی درنابود کردن آنها هم بی معنی است وهم بی فایده؛ این کار به منزله مهار کردن طبیعت و دست بردن درصنع خداست. در حقیقت تکامل اخلاقی عبارت است از هدایت درست و گسترش انفعالی نفسانی حب ذات. حب ذات را به دیگران گسترش دهید، خواهید دید که تبدیل به تقوی خواهد شد؛ هیج دلی نیست که تقوی در آن ریشه نداشته باشد. حب ذات قابل تبدیل به عشق به مردمان و اعتلای خوشبختی عمومی است که اشتغال خاطر هر انسان واقعاً صاحب تقوایی است.(کاپلستون،۸۱،۸۰:۱۳۸۹)
روسو معتقد است چون رفتار فرد مبتنی بر طبیعت ابتدائی اوست میل تعدی و بدخواهی نسبت به دیگران در وی وجود ندارد، با پیدایش تمدن،تعاون جای خود را به تفرد می دهد،کارگر و کارفرماجایگاه
یافته و انسان در پی منافع شخصی خود می رود، سازش بسیار دشوار می شود، دامنه اختلافات بالا می گیرد،قانون و مأمورین دولتی در روابط میان انسان ها دخالت می کنند،و علم و صنعت ایجاد می شود. نتیجه آن که انسان به تدریج از طبیعت فاصله می گیرد و بیشتر در فساد غوطه ور می گردد.روسو تدریجاً به این باور رسید که بازگشت به حالت اولیه عملاً امکان پذیر نیست و از این رو سعی کرد راه هایی برای ترکیب دو حالت اولیه وتمدن پیدا کندتا بلکه آزادی اولیه به دست آید ودر عین حال بشر از مواهب تمدن نیز استفاده کند. وی سرشت و اصل انسان راپاک و عاری از هر گونه عارضه می داند که بر اثر روش های پرورشی ناصحیح اصالت وصفای نخستین خود را از دست داده است. روسو روش تربیتی خاص خود را بر اساس آزادی فکر و اندیشه،احترام و عظمت مقام انسان قرار می دهد.(فرخ نیا ،غفاری،۷۴:۱۳۸۹)
۲-۱-۳-۸-ایمانوئل کانت[۲۲](۱۸۰۴-۱۷۲۸)
انسان در اندیشه کانت موجودی مختار وآگاه است وچون این ویژگی جزء جزو صفات الوهیت است لذا در نگاه کانت،انسان موجودی الهی به نظر می رسد.آدمی متعالی از طبیعت است و الوهیت به عنوان مفهومی متعالی در اصل، صفت انسان است. در واقع دو صفت آگاهی و آزادی در فلسفه کانت به عنوان خصایص ذاتی انسان تثبیت شد. این آزادی درحقیقت بر گرفته از اندیشه دکارت است که به کانت رسید.
کانت نفس انسان را با تکیه بر کارکردهای روانی،اخلاقی و شناختی آن تعریف می کند و به تعبیرامروزی تعریف او از نفس انسان ،کارکرد گرایانه است.انسانیت از نظر کانت حاوی عناصر متعددی است. انسان موجودی است که از یک طرف دارای احساس همدردی است از سوی دیگر مستعد ایجاد ارتباط بین خود ودیگران است. پس همدردی و ارتباط روح اجتماعی انسان را در مقایسه با حیوانات پست تر تشکیل می دهد. کانت در ذات انسان سه خصلت، تمیز داده است:
۱-حیوانیت انسان به عنوان موجودی زنده.
۲- انسانیت انسان به عنوان موجودی سخنگو.
۳-شخصیت انسان در کنار انسانیت او.
انسان به عنوان«من» تعبیر می شود. کانت دو نوع «من» تمییز داده است: من تجربی و من استعلائی. اولی ضمیر نفسانی و دومی ضمیر منطقی است. ضمیر نفسانی ،ابژه یا متعلق شناخت محسوب می گردد وضمیر منطقی، سوژه یا فاعل شناسائی.حالت دوگانه در ذات من نتیجه ماهیت خودآگاهی است.کانت می گوید: «این که من از خود آگاهم فکری است که از پیش حاوی یک من دو گانه است دلیل دوگانگی در این است که من باید هم ،به عنوان متعلق شهود اندیشیده شوم و هم تحت عنوان موجودی که می اندیشد.»(فرخ نیاوغفاری:۷۸،۷۷)
از نظر کانت، انسان متعلق به دو جهان محسوس و معقول است. شأن پدیداری انسان متعلق به دو جهان محسوس و طبیعی و همگام با نظام طبیعت است. شأن ذاتی او فراتر از عالم محسوس قرار می گیرد و متعلق به جهان عقلانی است.در این مرتبه،آدمی مختار است و این ویژگی، جزئی از طبیعت خاص انسان به شمار می رود.چنین وضعیتی در کنار آگاهی به انسان ویژگی فردی و شخصی می دهد. از آنجا که او یک فرد است و هر فرد بشری مقدرات، ارزشها ولوازم وجودی خاص خود دارد.(کاپلستون:۲۷)
۲-۱-۳-۹-برتراند آرتورویلیام راسل[۲۳](۱۹۷۰-۱۸۷۲)
راسل از فیلسوفان پیشتاز نهضت فلسفه تحصیلی، تصویری از انسان ارائه می دهدکه علیرغم مشی تحلیلی اوچنین برداشت می شودکه وی به خصوصیات ثابت انسانی قائل است و می توان او را در طیف قائلین به ویژگی های ثابت یا نسبتاً ثابت درانسان به حساب آورد.
راسل در تصویر خود از انسان ،انسان را این گونه می شناسد که همواره در جستجوی “نشاط حیات"است. دو انگیزه ابتدائی در درون انسان موجود است یکی میل و دیگری شوق که هر دو انگیزه های غریزی هستند."همه فعا لیتهای انسان از دو سرچشمه میل و شوق می جوشد.” میل وشوق ابتدائی به صورت ناخوداگاه به سوی نشاط حیات سمت گیری دارند و در بن فعالیت های انسان نهفته اند و اظهار آن هادر شکل طبیعی آن کار خوبی است زیرا نشان دهنده انگیزه غریزی انسان به عنوان یک اصل کانونی رشد،انسان را درجهت معینی راه می برد.اما انسان برخلاف گیاهان موجودی است که اگر تنها از میل طبیعی خود پیروی کند اسیر آن می شود و از عهده امور انسانی بر نمی آید.انسان برخلاف گیاه که تابع محیط و سازگار به آن است،ادامه حیاتش مشروط به آن است که محیط را با روش های مختلف و بدیع در کنترل خود درآورد و این مهم بامیل و شوق و شوق طبیعی میسر نیست. بنابراین عاملی که اراده این مهم را برعهده دارد،ذهن است.عاملی که به قول راسل غیر شخصی است.یعنی درارتباط با میل وغریزه شخصی نقش انتقادی بازی می کند و امیال را متناسب با مصلحت و هدفی برتر سرکوب می کند یا تغییر می دهد. زیرا امیال طبیعی گاهی با هم در تعارض قرار می گیرند یا محیط اجازه ارضاء آن ها را نمی دهد.راسل در ادامه این بحث به دو منشاء رفتاری انسان"غریزه وذهن"منشاءسومی را می افزایدوآن"روح"است.غریزه سرچشمه نشاط حیاط است وذهن انتقادگرغریزه درامیال.برای روح منزلتی برتر از نیازها وخواست های شخصی قائل است،روح مبدأ احساسات غیر شخصی است و فرد را قادر می سازد از منافع و خواست های شخصی فراتر رود و به دیگران بیندیشد و در غم و شادی دیگران سهیم شود و در گستره ای وسیعتر به نیکبختی نوع انسان بیندیشد وحتی یک گام فراتر از امور انسانی و مسائل جامعه بشری به امور فرا انسانی بپردازد و آن زمانی است که روح به حقیقت، زیبائی، خدا مشغول می شود"اگرقراراست زندگی کاملاً انسانی بشود،باید به هدفی که به یک معنی خارج از حیات به نظر می رسد خدمت کند.” (کاپلستون،۵۱۴،۵۱۳:۱۳۸۹)
درتحلیل اندیشه راسل به نظر می رسد، او از دو میل یا دو شوق ویک نیروی مدّبر واندیشنده در انسان خبر می دهد. آن دو میل یا دو گرایش یکی به ویژگی ها و حالات طبیعی انسان ناظر است و میل دیگر به امور فرای طبیعت انسان و جامعه، میلی است برتر از طبیعت انسانی وجهان طبیعی.برخی به آن حقیقت می گویند و برخی آن را زیبایی می دانند و مردم دیندار آن را خدایش می شناسند.
۲-۱-۳-۱۰-محمد تقی جعفری
محمد تقی جعفری مادۀ خلقت آدم وآفرینش ابتدائی انسان را با توجه به آیات قرآن کریم وتورات به طور آشکاراز نوع مستقل معرفی می کند و این که انسان از نوع سابقی تحول پیدا نکرده است.چون جریان آفرینش مستقل انسان با مکتب تحول سازگار نیست.بعلاوه بسیاری از دانشمندان طبیعی به مسئلۀ تحول انسان از میمون اعتراض کرده اند.و ما نمی توانیم با مقدار معلومات محدود وگسیخته ای که در دسترس ما قرار گرفته است چنین حادثه ای را منکر شویم که یک موجود به نام انسان بطور استقلال به قدرت خداوند بزرگ قدم به عرصۀ هستی گذاشته است.(جعفری:۱۰۹)
نظر اسلام دربارۀ هدف نهائی آفرینش انسان مشخص تر و منطقی تر از مکاتب دیگر است این هدف به طور اجمال عبارت است از رسیدن به کمال ممکن بواسطۀ شناخت حقیقی موجود برترین ونیایش به مقام شامخ او.وحقیقت امر این است که انسان که به عنوان خلیفۀ الهی درروی زمین معرفی شده است می تواند هر گونه حرکات و سکنات خود را به عنوان عبادت و پرستش انجام دهد.و این پرستش و معرفت نمی تواند کوچکترین سودی برای خداوند داشته زیرا خداوند بزرگ که دارای تمامترین کمالات است،خداوندی که کوچکترین نقص و افزایشی از جهان وانسان برای او راهیابی ندارد چگونه قابل تصور است که انسانی بیافریند و از معرفت و پرستش او بهره برداری کند.(همان:۱۴۵)
محمد تقی جعفری قائل به دو بعدی بودن طبیعت انسان است، موجود انسانی در فساد و تبهکاری می تواند تا منتهای بی نهایت تنزل کند زیرا مشهود است که فرعون ها و ابن ملجم ها در افراد انسانی وجود دارد،از آن طرف موجود انسانی می تواند در فضیلت و سعادت و رادمردی تا بی نهایت صعود کند، زیرا انسان ابراهیم خلیل و موسی بن عمران و عیسی بن مریم و محمد بن عبدلله(ص) دارد.در این باره خلاصه آنچه که از مدارک اسلامی بر می آید این است که در این نزول و صعود نه از ناحیۀ آفرینندۀ مطلق ونه از ناحیۀ عوامل طبیعت اجباری در کار نیست،بلکه این نزول و صعود معلول طرز بهره برداری از غرایض خام در دستگاه طبیعت می باشد ومسئلۀ سعادت و شقاوت از کیفیت و کمیّت استفاده از نیروی نظارت و تسلطی است که«من»دراین وجودانسانی دارا می باشد.و اگرکوچکترین اجباری از ناحیۀ آفریننده یاموجودات انسانی دیگریاموجودات طبیعی برای یک فردتحمیل شود،موضوع سعادت وشقاوت منتفی خواهدگشت.لذا انسانی که از ناحیه ساختمان طبیعی، کیفیتی پائین تر از دیگران داشته باشدبه چنین انسانی که در نظر ابتدائی پست جلوه می کند شقی یا بد بخت گفتن از نظر فلاسفۀ اسلامی غلط و غیر منطقی است،وهمچنین اگر فردی از انسان دارای ساختمان طبیعی عالی بوده باشد،او را از همان جهت خوشبخت و نیکوکار نامیدن غیر منطقی خواهد بود.و تمایل انسان از حالت اعتدال به پستی تا بی نهایت، یا به خوبی تا بی نهایت، فقط ناشی از کیفیت بهره برداری از غرایز و نیروی نظارت و تسلط«من»می باشد واز این جهت که هر دو معلول اختیار خواهد بود نه به خداوند مربوط است و نه به طبیعت.(همان:۱۹۴،۱۸۲)
۲-۱-۳-۱۱-مرتضی مطهری

نظر دهید »
بررسی جرائم تمرد و سرپیچی از اوامر مافوق در حقوق کیفری ایران- قسمت ۸
ارسال شده در 22 مهر 1400 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

در خصوص آزاد بودن یا مجبور بودن انسان تحت عنوان جبر و اختیار دیدگاههایی مطرح شده است. از این جهت سه نظریه سر کار آمده است که به نامهای آزادی اراده، نفی اراده و بینابین مشهور هستند.
نظریه ی آزادی اراده یا تفویض بر این اساس است که انسان در اعمال خود آزاد است و مستحق دریافت مجازات و پاداش می باشد. پیروان نظریه ی نفی اراده یا جبر بر این باورند که انسان از خود اختیاری ندارد و اعمالی که از وی سر می زند جبری است. در پایان نظریه ی بینابین بر این پایه استوار شده است که اراده و جبر را نمیتوان نفی کرد؛ بلکه اعمال انسان به هر دو سمت متوجه است.[۵۹]
«اراده ی آزاد در حقوق کیفری فرضی ضروری بیش نیست، بدون آنکه از نظر عملی بتوان دلیلی بر وجود و یا عدم آن ارائه کرد. در این باره که انسان در افعال خود از اراده ی تام برخوردار است و یا هیچ گونه اراده و اختیاری در افعال خود ندارد بین مکتبهای علمی و حتی بین عالمان دینی اختلاف است…»[۶۰]
گفتار دوم: علم و آگاهی به موضوع
منظور از علم و آگاهی به موضوع این است که مرتکب از نامشروع بودن عمل ارتکابی و کیفیّت آن اطلاع داشته باشد. حقوقدانان می گویند مرتکب دارای جهل موضوعی نباشد. یعنی بداند که عملی که در حال انجام آن است قابل انطباق بر یکی از مصادیق نهی شده قانونگذار است و با این حال به عمل خود و ارتکاب آن ادامه دهد.
«معرفت فاعل به احکام قانونگذار در اغلب نظامهای کیفری اماره ای مطلق یا غیرقابل رّد است. یعنی فرض بر این است که عموم شهروندان در هر مرتبه از علم و ذکاء از احکام قانونی اطلاع دارند و به قدر وسع در احکام قانونگذار تفحّص کرده اند. بنابراین هیچکس نمی تواند با توسل به جهل خود نسبت به قانون از خود رفع مسؤلیت کند و چنین ادعایی نیز در دادگاه از او پذیرفته نیست.»[۶۱]
پایان نامه - مقاله - پروژه
نظام حقوقی ما هم در خصوص جهل به قانون بر این باور است که بعد از انتشار مواد قانونی جهل نسبت به آن مسموع نمی باشد. ماده ی دو ق.م مصوب ۱۳۰۷ هم در این خصوص بیان میدارد: «قوانین ۱۵ روز پس از انتشار، در سراسر کشور لازم الاجرا است، مگر آنکه در خود قانون، ترتیب خاصی برای اجراء مقرر شده باشد.» یعنی پس از سپری شدن این مدت دیگر کسی حق ندارد از وجود چنین ماده و قانونی اظهار بی اطلاعی نماید.
قبل از ادامه ی مطلب باید به این مطلب اشاره نماییم که جهل دارای دو نوع حکمی و موضوعی است. جهل حکمی اظهار بی اطلاعی از وجود حکم یا ممنوعیت قانونی در خصوص مورد خاصی است. جهل موضوعی اظهار بی اطلاعی و غفلت در خصوص فعل و یا ترک فعلی است که مصداق یکی از موارد رفتار مجرمانه است. در بیشتر موارد با در نظر گرفتن ماده دو ق.م مصوب ۱۳۰۷ که به آن اشاره داشتیم جهل حکمی مسموع نیست. اما در خصوص جهل موضوعی با شرایطی می توان جهل را در خصوص مرتکب ثابت کرد.
با توجه به سابقه ی قانونی موجود در خصوص جرائم تمرد و سرپیچی از اوامر مافوق به نظر می رسد در این موارد هم در خصوص جهل حکمی هیچ ادعایی از مرتکبان پذیرفته نشود. فقط در خصوص جهل موضوعی مسأله کمی پیچیده میشود. زیرا می توان حالتی را تصور نمود که مرتکب جرم سرپیچی از اوامر مافوق در عمل مرتکب نافرمانی از مقام مافوق خود شده است و به تصور خویش در حال پیروی از فرامین وی است. مثلا افسر اداره مبارزه با مواد مخدر که به دستور مقام مافوقش در خصوص زیر نظر گرفتن حمل کنندگان مواد مخدر برای دستگیری رؤسای باند پخش و توزیع مواد مخدر بی توجهی نموده و با دستگیری یکی از خرده فروشان مواد باعث شکست عملیات دستگیری مجرمان اصلی شده است نافرمانی بزرگی را مرتکب شده است؛ در حالیکه به تصور خویش برای اقدام شجاعانه ی خویش، خود را درخور ستایش میداند. در اینجا این مأمور دچار جهل نسبت به موضوع ارتکابی از سوی خود شده است و متوجه نبوده که اقدام وی دقیقا منطبق با یکی از موارد سرپیچی است (درحالیکه حکم این مسأله را کاملا میدانسته است).
گفتار سوم: قصد مجرمانه
مسأله ی مهمی که باید به آن اشاره نماییم بحث انگیزه یا داعی است. انگیزه از عناصر تشکیل دهنده ی جرم نیست، ولی گاهی می تواند به عنوان عاملی در تعیین مجازات در نظر گرفته شود. «انگیزه نفع یا امتیازی است که فاعل جرم را به سوی ارتکاب جرم سوق می دهد.»[۶۲]
فرض کنیم فردی چشم طمع به مال دیگری دوخته است و جهت تصاحب آن مال، او را به قتل میرساند. در این حالت کشتن نتیجه ی عمل است و تصاحب و بردن مال انگیزه می باشد. قصد و انگیزه ای که در حقوق جزا از آن صحبت میشود همانند علت و جهتی است که در حقوق مدنی، مخصوصا در بحث عقود استفاده می گردد. «جهت عقود هدف نهایی طرفین از انعقاد عقد است با این تفاوت که جهت معامله در صورت ذکر در عقد در صحت یا بطلان عقد موثر است[۶۳] ولی انگیزه در تقصیر اهمیت ندارد.»[۶۴]
داعی یا انگیزه از عواملی است که قانونگذار به عنوان یکی از موارد کیفیات مخففه به آن نگاه داشته است. در بند سوم ماده ی ۲۲ ق.م.ا آمده است که قاضی در صورت احراز انگیزه ی شرافتمندانه ی مرتکب در ارتکاب جرم، می تواند این نکته را در تعیین مجازات در نظر بگیرد. معروفترین مثالی که در چنین مواردی زده می شود، سرقتهای رابین هودی[۶۵] است.
نکته ای که در مورد رکن روانی جرائم باید اضافه شود بحث سوءنیت عام و خاص است. بحث سوءنیت به همین بحث قصد مرتکب برمیگردد. زیرا داشتن سوءنیت یعنی عزم ارتکاب فعلی که قانونگذار آن را منع نموده است. البته همیشه همین کافی نیست باید قصد بر فعل خاصی وجود داشته باشد. مثلا آزار دادن جسمی و روحی افراد در خصوص جرم قتل کافی نیست و مرتکب باید قتل و خارج نمودن روح از جسم فرد را هم اراده نموده باشد.
با توجه به مثال بالا سوءنیت خاص همان خارج نمودن روح مقتول از جسم وی می باشد. یعنی زمانی که فرد قصد نتیجه ی عمل شوم خود را در ذهن داشت، دارای سوءنیت خاص می باشد. اما سوءنیت عام اراده نمودن برای انجام فعل مجرمانه است و مرتکب در خصوص نتیجه ی اقدام خود مطلبی در ذهن ندارد. در تمامی جرائم اصل بر عمدی بودن آنها می باشد، مگر خلاف آن ثابت شود.
در مورد جرائم تمرد و سرپیچی از اوامر مافوق بحث سوءنیت عام قابل طرح کردن نمی باشد، زیرا جرائم مطلق منوط به حصول نتیجه ی مجرمانه نیستند و احراز یا عدم احراز قصد نتیجه بی اهمیت است.
بخش دوم: مقررات شکلی و واکنش کیفری در برابر جرائم تمرد و سرپیچی از اوامر مافوق
در بخش دوم این پایان نامه بر روی مقررات شکلی تمرکز خواهیم نمود. در خصوص صلاحیتها و مراجع صالح بحث خواهیم کرد. بعد از بیان مطالبی در خصوص شیوه ی رسیدگی و تعیین مجازات، در خصوص کیفیاتی که در بالا و پایین شدن مجازاتها تأثیر دارند مطالبی خواهیم گفت.
مقررات شکلی مقرراتی هستند که در عمل کاربرد دارند؛ و به آئین دادرسی مربوط می شوند. ماده ی یک آئین دادرسی در خصوص تعریف آئین دادرسی چنین بیان می کند: «آئین دادرسی کیفری مجموعه اصول و مقرراتی است که برای کشف و تحقیق جرائم و تعقیب مجرمان و نحوه ی رسیدگی و صدور رأی و تجدیدنظر و اجرای احکام و تعیین وظایف و اختیارات مقامات قضایی وضع شده است.»
از تعریف بالا می توان این استفاده را نمود که مقررات آئین دادرسی مقرراتی است که ضابط دادگستری، بازپرس، دادستان، دادیار، معاون دادستان و قاضی از مرحله ی کشف تا صدور رأی از آن بهره می گیرند.
فصل نخست: مقررات شکلی جرائم تمرد و سرپیچی از اوامر مافوق
بخش دوم این پایان نامه دربردارنده ی دو فصل است. در فصل نخست به مقررات شکلی و آئین رسیدگی در خصوص جرائم تمرد و سرپیچی اشاره می نماییم. در فصل دوم به اقداماتی که واکنش جامعه در جهت صیانت از عموم است، می پردازیم. و در ادامه ی فصل دوم بعد از اشاره به بحث مجازاتها به موارد تخفیفی و تشدیدی هم نگاهی خواهیم انداخت.
مبحث نخست: دادگاه صالح به رسیدگی
مسأله ی دادگاه صالح به نظم اجتماعی جامعه و نظارتی که اجتماع بر رفتار افراد خود اعمال می نمایند مربوط می گردد. صلاحیت یک مرجع قضایی به توانایی آن مرجع در رسیدگی کردن به موضوعات ارجاع شده به آن اطلاق می شود. «صلاحیت کیفری عبارت است از شایستگی و اختیاری که به موجب قانون برای مراجع جزایی، جهت رسیدگی به امور کیفری واگذار شده است.»[۶۶]
صلاحیت از قواعد ضروری عملکرد مطلوب عدالت کیفری است که با نظم عمومی در ارتباط مستقیم می باشد. طرفین دعوی به صورت توافقی نمی توانند برخلاف قواعد صلاحیت عمل کنند (قواعد صلاحیت آمره هستند). ایراد به عدم صلاحیت مرجع رسیدگی کننده در هر مرحله ای از دادرسی می تواند صورت گیرد و صدور رأی از مرجع فاقد صلاحیت، بی اعتبار می باشد.[۶۷]
مسأله ی صلاحیت باید در زمان اتمام تحقیقات مقدماتی و ارسال پرونده مراعات گردد.[۶۸] به عبارت دیگر پس از صدور کیفرخواست در دادسرا و موافقت دادستان با آن، پرونده جهت صدور حکم مقتضی باید به مرجع صالح ارسال گردد. شایستگی مراجع قضایی در رسیدگی به پرونده های کیفری به انواع متفاوت تقسیم بندی می شود؛ که با عنوان انواع صلاحیت مورد مطالعه قرار می گیرند.
انواع صلاحیت مراجع به چهار دسته ی کلی تقسیم بندی می شود:[۶۹]
صلاحیت ذاتی مراجع که براساس نوع جرم و میزان مجازات تعیین می گردد.
صلاحیت محلی مراجع که براساس محل وقوع جرم و موقعیت متهم (محل کشف جرم، محل دستگیری متهم و محل اقامت متهم) تعیین می گردد.
صلاحیت شخصی مراجع که بر اساس سه معیار سن متهم، شغل متهم و موقعیت اجتماعی متهم تعیین می گردد.[۷۰]
صلاحیت اضافه ی مراجع که در صورت متعدد بودن مرتکبان جرم واحد، متعدد بودن جرایم مرتکب واحد (تعدد اتهام یا تعدد متهم) و یا جرایم مرتبط تعیین می گردد.
گفتار نخست: تعیین دادگاه بر حسب صلاحیت ذاتی
«در مورد صلاحیت ذاتی، ملاک تعیین کننده موضوع اتهام است و صلاحیت ذاتی مراجع رسیدگی به جرائم متفاوت می باشد.»[۷۱]
بحث صلاحیت ذاتی را در دعاوی حقوقی هم داریم. ملاک تعیین کننده در صلاحیت ذاتی صنف، نوع و درجه می باشد. وقتی می گویند نوع، منظور این است که مراجع قضایی عمومی از مراجع قضایی اختصاصی تفکیک شود و جرائمی که در صلاحیت مراجع قضایی عمومی است به مراجع قضایی اختصاصی ارسال نگردد.[۷۲] وقتی می گویند صنف، منظور این است که مراجع عمومی رسیدگی کننده ی جرائم به کیفری و حقوقی تفکیک شده اند و باید دقت شود که دعاوی حقوقی به مراجع عمومی حقوقی ارسال گردد و دعاوی کیفری به مراجع عمومی کیفری فرستاده شود. وقتی می گویند درجه، منظور این است که به هر پرونده ی حقوقی یا کیفری ابتدائا باید در مرحله ی بدوی رسیدگی شود تا مراجع با درجه ی بالاتر صلاحیت رسیدگی مجدد به آن پیدا نمایند.
طبیعتا همین معیارها در خصوص جرائم تمرد و سرپیچی از اوامر مافوق هم که باید در مراجع کیفری رسیدگی گردند، مراعات شود. به این معنی که جرم تمرد از نوع جرائمی است که باید از نظر مراعات صلاحیت ذاتی در مراجع عمومی کیفری و از نظر درجه در محاکم بدوی رسیدگی شود. باید در نظر داشته باشیم که این معیار هم در خصوص تمرد عام لحاظ می شود و هم در خصوص تمرد خاص که یک جرم نظامی است و به دلیل پیش بینی هایی که در قوانین نظامی و انتظامی شده است، رسیدگی باید در دادگاههای خاص نظامی صورت گیرد.
در خصوص سرپیچی از اوامر مافوق هم می توان حالت عام و خاص برای جرم در نظر گرفت. درباره ی نوع عام جرم سرپیچی از اوامر مافوق که یک جرم اداری می باشد؛ در مرتبه ی اول هیأتهای پیش بینی شده در قانون رسیدگی به تخلفات اداری صلاحیت ذاتی برای رسیدگی پیدا می کنند. این هیأتها هم بدوی و تجدید نظر دارند و از نظر قواعد عام صلاحیت، پرونده ها در ابتدا به هیأتهای بدوی فرستاده می شوند.[۷۳]
سرپیچی از اوامر مافوق به صورت خاص یعنی در محیطهای کاری نظامی و انتظامی، یک فرد نظامی نسبت به دستور صادره از سوی نیروی مافوق وی که از نظر درجه ی نظامیگری یا پست فرماندهی از وی بالاتر است بی توجهی نماید.گاهی سرپیچی از اوامر حالت ساده ای از ترک فعل است که در خصوص افراد نظامی رخ داده است و باید در مراجع رسیدگی اولیه ای که درون سازمانی است رسیدگی شود. معمولا در خصوص ترک فعلهایی که در امور روزانه رخ می دهد و ساده و ابتدایی هستند خود فرمانده یا مسؤل هر قسمت رسیدگی می کند.
مثلا سرباز وظیفه ای که رئیس مربوطه اش دستور پر کردن باک اتومبیل نظامی را به وی گوشزد نموده را در نظر می گیریم. سرباز مذکور به دلیل فراموشکاری این دستور را انجام نداده است. در این حالت هم وی فرمان مافوقش را به مرحله ی اجرا درنیاورده است، اما خود فرمانده می تواند وی را با چند روز اضافه خدمت یا یک روز بازداشت، تنبیه نماید. منظور از این مثال این است که همیشه هم سرپیچی ها به هیاتها فرستاده نمی شوند و در همان دایره ی مربوطه فیصله پیدا می کند.
گفتار دوم: تعیین دادگاه بر حسب صلاحیت محلی
صلاحیت محلی معمولا همزمان با رعایت صلاحیت ذاتی در نظر گرفته می شود. نام دیگر این صلاحیت نسبی می باشد. «صلاحیت محلی یعنی صلاحیت مرجع محل وقوع جرم.»[۷۴]
مراعات صلاحیت محلی یا نسبی به این معنی است که در دستگاه قضایی در نقاط مختلف کشور مراجعی که از نظر نوع، صنف و درجه صالح ذاتی در رسیدگی به اتهام مورد نظر باشند بی شمار هستند، کدام یک را باید انتخاب نمود. صلاحیت محلی تعیین می کند که از بین این مراجع صالح ذاتی، آنرا که جرم در محل آن رخ داده است انتخاب نمایید.
قسمت اول ماده ی ۵۴ ق.آ.د.ک مصوب ۱۳۷۸ در این خصوص آورده است: «متهم در دادگاهی محاکمه میشود که جرم در حوزه ی آن واقع شده است…» منظور از محل وقوع جرم محلی است که عنصر مادی جرم در آنجا رخ داده است.
در واقع در این قسمت باید به این نکته توجه نمود که رفتار مجرمانه ی مرتکب در جرائم تمرد و سرپیچی از اوامر مافوق در چه محلی واقع گردیده است. یعنی حمله یا مقاومتی که عنصر مادی جرم تمرد است؛ یا ترک فعلی که عنصر مادی جرم سرپیچی از اوامر مافوق است در هر محل رخ داده باشد، همان محل هم صالح در رسیدگی نسبی به این جرائم می باشد.
مبحث دوم: قابل گذشت یا غیر قابل گذشت بودن
پیشتر اشاره داشتیم که تمامی جرائم به نحوی جنبه ی عمومی دارند و تاثیر مخرب خود را در جامعه بر جای می نهند. علاوه بر جنبه ی عمومی، برخی از جرائم دارای جنبه ی خصوصی هستند و حقوق اشخاص خصوصی را درگیر می سازند. به عبارت دیگر در خصوص برخی از جرائم علاوه بر ادعای مدعی العموم، ادعای مدعی خصوصی هم مطرح می گردد.
این نکته به مسأله ی مهمی مربوط می شود که در نظام قضایی به قابل گذشت بودن و غیرقابل گذشت بودن جرائم معروف شده است. منظور از این عبارت این است که کدام سمت ادعاهای مطرح شده در خصوص یک جرم سنگین تر است. آیا ادعای مدعی خصوصی قویتر است یا ادعای مدعی عمومی و زیانهای وارده به جامعه قویتر است. جواب این سؤال بحث قابل گذشت بودن و یا غیرقابل گذشت بودن جرائم را مشخص می نماید.
به عبارت دقیقتر می توان اینطور نتیجه گیری نمود که در مواردی که جنبه ی خصوصی جرائم قویتر است و شاکی خصوصی هم از حق قانونی خود صرف نظر می نماید، جامعه هم می تواند از حق خود بگذرد. اما گذشت شاکیان خصوصی در خصوص تمامی جرائم چنین تأثیری ندارد. در واقع شاکی حق گذشت در تمامی جرائم دارد، اما در برخی از موارد این گذشت منجر به گذشت ادعای عمومی علیه ی مرتکب می شود.

نظر دهید »
بررسی تطبیقی سازوکار و نظام قانونگذاری در جمهوری اسلامی ایران و پادشاهی متحده بریتانیا۹۲- قسمت ۵۱
ارسال شده در 22 مهر 1400 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

۲ – تصویب قوانین در اثر قانونگذاری تفویضی یا فرعی توسط وزراء و معاونان وزراء یا شورای شاه و ملکه یا مقامات محلی (البته این نوع قانونگذاری در صورتی جایز است که قانون اصلی آن را اجازه داده باشد. قوانین مصوب بدین صورت نیز اغلب تحت نظارت و کنترل پارلمان هستند). (موثق و دیگران، ۱۳۸۳: ۳۴)
۴-۷- مرجع تفسیر قوانین
۴-۷- ۱- مرجع تفسیر قوانین در جمهوری اسلامی ایران
مرجع تفسیر قانون اساسی شورای نگهبان است که با تصویب اعضاء آن انجام می‌شود (اصل ۹۸ قانون اساسی)
و مرجع تفسیر قوانین عادی، مجلس شورای اسلامی است، مطابق اصل ۷۳ قانون مفاد این اصل مانع از تفسیری که دادرسان در مقام تمییز حق از قوانین می‌کنند نیست.
۴-۷- ۲- مرجع تفسیر قوانین در انگلستان
تفسیر قوانین موضوعه شامل قوانین پارلمان، مقررات و آیین نامه‌های دولتی و به طور استثنایی اسناد قانونی که مقام سلطنت به موجب اختیارات ویژه خود صادر می‌کند توسط دادگاه‌ها انجام می‌گیرد. (واوینگ، ۱۳۸۵: ۳۲۱)
مرجع تفسیر رسمی قوانین در نظام حقوقی عرفی انگلستان با قوه مقننه است (تفسیر قانونی) ولی محاکم و دادگاه‌ها نیز می‌تواند قوانین را تفسیر کنند (تفسیر قضایی). (یان مک لود، ۱۳۸۴). قوه قضائیه بر وضع قوانین و تفسیر قوانین مدون تصمیم می‌گیرد. (بارز، ۱۳۶۵: ۷۱)
تفسیر قوانین فرایندی است که در آن مقصود مقنن، مفهوم قانون و مرزهای حاکمیت آن جستجو می‌شوند. در حقوق انگلستان رویه قضایی عمدتاً عهده دار چنین جستجویی است و با رویکردها، قواعد و پیش فرض‌هایی که ساخته و پرداخته خود اوست به تجزیه و تحلیل قوانین و تشخیص قلمرو آنها می‌پردازد. دادرسان انگلیسی بیشتر به شیوه لفظی و به صورت شرح متن به تفسیر قانون می‌پردازند. از نظر آنان متن قانون خود باید پاسخگوی وقایع باشد. (امیدی، ۱۳۷۶: ۱۱۷)
۴-۸- اختیارات، وظایف و نقش رؤسای مجالس قانونگذاری
۴-۸- ۱- اختیارات، وظایف و نقش رئیس مجلس قانونگذاری در جمهوری اسلامی ایران
در آیین نامه داخلی مجلس شورای اسلامی در ماده ۲۱، وظایف رئیس مجلس به ترتیب ذیل، شمرده شده است.
۱- اداره جلسات مجلس به شرح موارد این آیین نامه
۲- اداره و نظارت بر کلیه امور اداری، مالی، استخدامی و سازمانی مجلس
۳- امضاء کلیه احکام استخدامی بر اساس آیین نامه استخدامی کارکنان مجلس و سایر قوانین و مقررات
۴- امضاء کلیه نامه‌های مربوط به امور قانونگذاری و پارلمانی مجلس
۵- حضور در نهادهایی که رئیس مجلس عضو آنها است
۶- ارائه گزارش کامل از تصمیمات و اقدامات هیئت رئیسه در رابطه با مسائل مختلف مربوط به مجلس و واحدهای تابعه آن هر سه ماه یک بار به نمایندگان
۷- نظارت بر مصوبات دولتی مطابق (اصول ۸۵ و ۱۳۸ قانون اساسی)
۸- سایر موارد مذکور در قانون اساسی و دیگر مقررات.
۴-۸- ۲- اختیارات، وظایف و نقش‌های رؤسای مجالس قانونگذاری در انگلستان
عنوان سخنگو از موقعیت رئیس مجلس عوام ناشی می‌شود وی مأمور ارتباط مجلس عوام با ملکه است و سخنگو وظایف زیر را عهده دارد.

 

    1. اداره و حفظ نظم مجلس

 

    1. ریاست کمیسیون مجلس عوام

 

    1. حفظ و برقراری نظم در مباحثات مجلس

 

      1. مجازات نمایندگان مانند محروم کردن آنها برای یک روز از شرکت در مجلس و احضار آنها برای رسیدگی به جرائم شدیدتر

    پایان نامه - مقاله - پروژه

 

    1. برقراری توازن بین حقوق اقلیت‌های موجود در مجلس یا کسانی که دیدگاه‌های خاصی از یک طرف و حقوق اکثریت نمایندگان از طرف دیگر

 

    1. دعوت از نمایندگان برای سخن گفتن یا طرح سوال

 

    1. ایجاد رویه پارلمانی (زارعی، ۱۳۸۴: ۵۴ -۵۱)

 

مجلس لردها سه وظیفه انحصاری به شرح ذیل دارند:

 

    1. در درجه اول این مجلس یک دادگاه اختصاصی برای محاکمه اشراف انگلیسی است

 

    1. مجلس لردها عالی‌ترین دادگاه رسیدگی تمییزی هم در زمینه‌های حقوقی و هم در زمینه‌های جزایی می‌باشد در حال حاضر این وظیفه به وسیله نه نفر عضو این مجلس که به لردهای حقوقدان معروفند انجام می‌شود.

 

    1. هرگاه مجلس عوام یک مقام عالی رتبه حکومت را متهم به ارتکاب خطایی بنماید، بعد از رسیدگی مقدماتی او را تسلیم مجلس لردها می‌کند تا مجلس اخیر به اتهام او رسیدگی می‌کند. (مدنی، ۱۳۹۰: ۴۳)

 

۴-۹- تعداد کمیسیون‌ها، چگونگی تعیین اعضاء و شیوه تصمیم گیری آنها
۴-۹- ۱- تعداد کمیسیون‌ها، چگونگی تعیین اعضاء و شیوه تصمیم گیری آنها در جمهوری اسلامی ایران
بر اساس ماده ۲۹ آیین نامه داخلی مجلس شورای اسلامی، «مجلس دارای کمیسیون‌های خاص و تخصصی است».
ماده ۳۰ -آیین نامه داخلی مجلس، کمیسیون تحقیق را برای بررسی اعتبار نامه‌هایی که مورد تأیید شعب قرار نگرفته، ایجاد کرده است.
ماده ۳۱ «کمیسیون تدوین آیین نامه داخلی مجلس» را تأسیس کرده است.
ماده ۳۲ به منظور اجرای اصل نود قانون اساسی کمیسیونی به نام «کمیسیون اصل نود قانون اساسی» ایجاد کرده است.
غیر از سه کمیته خاص فوق، ۱۲ کمیته تخصصی ایجاد شده است، همچنین اجاره تأسیس کمیسیون ویژه (ماده ۵ آیین نامه داخلی) و نیز ایجاد کمیسیون مشترک (ماده ۵۸ آیین نامه داخلی)، داده شده است.
کمیسیون‌های تخصصی عبارتند از:
۱- کمیسیون آموزش و تحقیقات (ماده ۳۴)
۲- کمیسیون اجتماعی (ماده ۳۵)
۳- کمیسیون اقتصادی (ماده ۳۶)
۴- کمیسیون امنیت ملی (ماده ۳۷)

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 114
  • 115
  • 116
  • ...
  • 117
  • ...
  • 118
  • 119
  • 120
  • ...
  • 121
  • ...
  • 122
  • 123
  • 124
  • ...
  • 512

روش ها و آموزش ها - ترفندها و تکنیک های کاربردی

 بازاریابی ایمیلی برای وب‌سایت
 آموزش ساخت انیمیشن با Animaker
 خرید لوازم و غذای گربه
 درآمد از طراحی کارت تبریک دیجیتال
 فروش محصولات فیزیکی آنلاین
 درآمد از عکاسی آنلاین
 راهکارهای افزایش درآمد آنلاین
 استفاده حرفه‌ای از ChatGPT
 علائم هاری در گربه
 زمان جداسازی توله سگ
 کسب درآمد از همکاری در فروش
 درمان سرماخوردگی سگ
 نگهداری سگ‌های روسی
 مهارت شنیدن در رابطه
 بیماری‌های عروس هلندی
 درمان استفراغ گربه
 آموزش Leonardo AI
 فروش مقالات علمی
 بازاریابی وابسته در بلاگ
 جذابیت بدون تغییر شخصیت
 بهینه‌سازی تجربه کاربری
 علائم غفلت در رابطه
 آموزش ابزار لئوناردو
 ابراز احساسات سالم
 درآمد از پست‌های شبکه‌های اجتماعی
 شغل‌های پردرآمد اینترنتی
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

  • پایان نامه شناخت معیارهای نظارت و کنترل از منظر آموزه های اسلام
  • پایان نامه بررسی رابطه بین مهارتهای مدیران با مدیریت زمان آنان در بین مدیران مدارس راهنمایی و متوسطه شهرستان بافت
  • پایان نامه تعارض اخبار و چگونگی حل آن از نظر اصولیون شیعه
  • قیمت‌گذاری کیفیت اقلام تعهدی و ارزیابی آن به عنوان عامل ریسک- قسمت ۳۲
  • پایان نامه بررسی ،اندازه گیری درجه بندی عوامل موثربررضایت مشتری ازبانکداری الکترونیکی
  • انواع مشتریان
  • پایان نامه بررسی عوامل مؤثر بر سودآوری شعب بانک سرمایه
  • مفهوم استراتژی

پیوندهای وبلاگ

  • پایان نامه حقوق: نقش قوه قاهره
  • "پایان نامه بررسی مقایسه ای عدم تحمل بلاتکلیفی"
  • "پایان نامه بررسی روش های کاهش نیروی اصطکاك پوسته ای"
  • "پایان نامه ارشد: مقایسه کارآیی پوشش‌های کروم و کروم‌ اکسید"
  • پایان نامه ارشد: اثر تغییرات اقلیمی
  • پایان نامه ارشد رشته تجارت الکترونیک
  • "پایان نامه ارشد ادبیات فارسی: بررسی سه تیپ شخصیتی"
  • "پایان نامه ارشد : بررسی رابطه بین مدیریت كیفیت جامع"
  • بررسی رابطه نارضایتی شغلی و افسردگی
  • بررسی رابطه تعهد شغلی
  • بررسی جرایم زنان
  • اموال مثلی و قیمی
  • اشتغال بخش صنعت ایران
  • "استفاده از فضای هوایی کشور با هدف افزایش پروازهای ترانزیت"
  • مناسك عزاداری
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان