و حل آنها نیز ارائه شد.

جامعه هدف این مطالعه، به دو قسمت دانشگاهیان و متخصصین صنعت تقسیم شده و بر اساس روش­های نمونه­گیری مطالعات کیفی (نمونه­گیری ارجاعی زنجیره­ای)، نمونه­ای از این جامعه انتخاب گردید و با نظرسنجی از عناصر نمونه، موانع ارتباط فردی و همچنین راهکارهای آنها شناسایی شده و در مورد انها اجماع حاصل گردید.

پس از اجرای پنج مرحله­ای تکنیک دلفی در قالب مدل اسمارت، مهمترین موانع و راهکارهای رفع آنها، به تفکیک هر بخش (دانشگاهیان و صنعتگران) شناسایی شدند که مهمترین آنها عبارتند از:

ـ «تجربه ناکافی اعضای هیأت علمی برای شروع ارتباط با صنعت یا ادامۀ آن»؛ که راهکارهای آن شامل این موارد است: «تدوین استانداردهای تعامل و استفاده از فضای مجازی»؛ «ایجاد مراکز انتقال دانش و تکنولوژی و مراکز تحقیقاتی مشترک با صنعت در دانشگاه»؛ و «حرکت دادن دانشگاه­ها به سوی نسل سوم دانشگاه­ها».

ـ «عدم اعتماد متخصصین صنعت به اعضای هیأت علمی در ارتباط با مسائل حرفه­ای»؛ که راهکارهای آن عبارتند از: «حضور صنعتگران در دانشگاه از طرق مختلف»؛ «ایجاد صندوق ارتباط دانشگاه و صنعت»؛ «انتقال تجربیات دیگر صنعتگران با استفاده از رسانه­های مختلف»؛ «اجرای سیاست­های اصل 44 قانون اساسی»؛ «حمایت و پشتیبانی دولتی از واحدهای صنعتی»؛ و «تدوین استانداردهای تعامل و استفاده از فضای مجازی».

در نهایت، آمیخته بازاریابی اجتماعی حاصل از این نتایج و استراتژی­های رفع این موانع تعیین شدند.

 

کلمات کلیدی: موانع فردی ارتباط دانشگاه و صنعت، ارتباط اعضای هیأت علمی با صنعت، بازاریابی اجتماعی، تکنیک دلفی، مدل اسمارت (SMART)

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست مطالب

ـ فصل اول:

1 ـ 1 ـ مقدمه. 2

1 ـ 2 ـ بیان مسئله. 3

1 ـ 3 ـ اهمیت و ضرورت تحقیق. 3

1 ـ 3 ـ 1 ـ فواید نظری تحقیق: 3

1 ـ 3 ـ 2 ـ فواید کاربردی تحقیق: 4

1 ـ 4 ـ هدفهای تحقیق. 5

1 ـ 4 ـ 1 ـ هدف اصلی: 5

1 ـ 4 ـ 2 ـ اهداف فرعی: 5

1 ـ 5 ـ سؤالهای تحقیق. 5

1 ـ 5 ـ 1 ـ سؤال اصلی: 5

1 ـ 5 ـ 2 ـ سؤالات فرعی: 5

1 ـ 6 ـ تعریف علمیاتی واژگان کلیدی تحقیق. 6

موانع فردی: 6

اعضای هیأت علمی: 6

متخصصین بخش صنعت: 6

ارتباط صنعت و دانشگاه: 6

بازاریابی اجتماعی: 6

1ـ 7 ـ تعریف مفهومی واژگان کلیدی.. 7

ارتباط صنعت و دانشگاه: 7

بازاریابی اجتماعی: 7

روش دلفی: 7

ـ فصل دوم:

2 ـ 1 ـ مقدمه. 9

2 ـ 2 ـ اهمیت همکاری دانشگاه و صنعت در توسعۀ ملی و پایدار. 11

2 ـ 3 ـ فواید عمومی دانشگاهها برای صنعت.. 11

2 ـ 4 ـ الگوهای پیوند صنعت و دانشگاه 11

2 ـ 5 ـ مشوقهای تعامل با صنعت.. 13

2 ـ 6 ـ رابطۀ میان نوع مشوق و کانال ارتباطی.. 14

2ـ 7 ـ موارد مؤثر بر تعاملات میان شرکت (صنعت) و دانشگاه 15

2 ـ 7 ـ 1 ـ ویژگیهای شرکت (صنعت) 15

2 ـ 7 ـ 2 ـ ویژگیهای دانشگاه 17

2 ـ 8 ـ تأثیر ویژگیهای دانشگاهیان بر میزان تمایل آنها به تعامل با صنعت.. 19

2 ـ 9 ـ موانع بازدارندۀ دانشگاهیان از تبادل دانش با صنعت.. 19

2 ـ 10 ـ موانع فردی و اجتماعی انتقال دانش… 21

2 ـ 11 ـ عوامل تأثیرگذار بر ادراک دانشگاهیان از موانع مربوطبه تبادل دانش… 22

2 ـ 12 ـ عوامل تأثیرگذار بر محققین دانشگاهی برای تعامل با صنعت.. 23

2 ـ 13 ـ رابطه میان شایستگی و میزان تعامل. 24

2 ـ 14 ـ دانشگاه و تجاری­سازی دانش… 24

2 ـ 15 ـ مکانیسم انتقال فنآوری از دانشگاه به صنعت.. 25

2 ـ 16 ـ فرایند انتقال تکنولوژی از دانشگاه به صنعت.. 26

2 ـ 17 ـ ارتباط متقابل دانشگاه، صنعت و دولت.. 27

2 ـ 17 ـ 1 ـ ضرورت برقراری ارتباط.. 27

2 ـ 17 ـ 2 ـ مدل سه­بخشی ارتباط دانشگاه ـ صنعت ـ دولت… 30

2 ـ 17 ـ 3 ـ کارآفرینی در دانشگاه (الزامی برای تحقق ارتباط دانشگاه ـ صنعت ـ دولت) 32

2 ـ 18 ـ مسیر توسعه ارتباطات میان صنعت و دانشگاه 33

2 ـ 18 ـ 1 ـ توسعۀ ارتباط صنعت و دانشگاه پیش از دهۀ 1990. 34

2 ـ 18 ـ 2 ـ ارتباطات موجود از اوایل دهۀ 1990. 35

2 ـ 19 ـ وضعیت ارتباط صنعت و دانشگاه در ایران. 36

2 ـ 19 ـ 1 ـ تاریخچۀ همکاری دانشگاه و صنعت در ایران. 37

2 ـ 19 ـ 2 ـ موانع و عوامل ساختاری و محیطی (اقتصادی، فرهنگی) در ارتباط دانشگاه و صنعت… 38

2 ـ 20 ـ بازاریابی اجتماعی.. 40

2 ـ 21 ـ فرایند برنامه­ریزی بازاریابی اجتماعی.. 42

2 ـ 22 ـ مدلی برای اجرای بازاریابی اجتماعی.. 43

2 ـ 22 ـ 1 ـ انتخاب رسانۀ ارتباطی مناسب (کانال ارتباطی) 44

2 ـ 23 ـ فراگرد تغییر. 45

2 ـ 23 ـ 1 ـ خروج از انجماد. 45

2 ـ 23 ـ 2 ـ تغییر یا تمرین رفتارهای جدید. 46

2 ـ 23 ـ 3 ـ تثبیت رفتارهای جدید. 46

2 ـ 24 ـ علل فردی مقاومت در برابر تغییر. 46

2 ـ 25 ـ سطوح تغییر رفتار. 46

2 ـ 33 ـ پیشینۀ داخلی: 48

2 ـ 34 ـ پیشینۀ خارجی: 51

جمع­بندی.. 58

ـ فصل سوم:

3 ـ 1 ـ مقدمه. 62

3 ـ 2 ـ مدل مفهومی.. 62

3 ـ 3 ـ روش­شناسی تحقیق. 62

3 ـ 3 ـ 1 ـ از نظر هدف: 62

3 ـ 3 ـ 2 ـ از نظر روش: 62

3 ـ 4 ـ ابزار گردآوری داده­ها 63

3ـ 5 ـ تکنیک دلفی.. 63

3 ـ 5 ـ 1 ـ روایی و پایایی دلفی.. 64

پایایی (اعتماد) 64

 

روایی (اعتبار) 64

3 ـ 6 ـ تکنیک اسمارت.. 65

3 ـ 7 ـ جامعۀ آماری تحقیق و روش نمونه­گیری.. 69

3 ـ 8 ـروش تحلیل داده­ها 69

3 ـ 9 ـ قلمرو تحقیق. 70

3 ـ 9 ـ 1 ـ قلمرو موضوعی: 70

3 ـ 9 ـ 2 ـ قلمرو مکانی: 70

3 ـ 9 ـ 3 ـ قلمرو زمانی: 70

ـ فصل چهارم:

4 ـ 1 ـ مقدمه. 72

4 ـ 2 ـ ویژگیهای جمعیت­شناختی پاسخ­دهندگان. 72

4 ـ 2 ـ 1 ـ ویژگیهای جمعیت­شناختی مربوط به اعضای هیأت علمی دانشگاهها 73

4 ـ 2 ـ 2 ـ ویژگیهای جمعیت­شناختی مربوط به مخصصین بخش صنعت… 75

4 ـ 3 ـ آمار استنباطی.. 78

4 ـ 3 ـ 1 ـ آزمون فریدمن.. 78

4 ـ 3 ـ 2 ـ تجزیه و تحلیلهای مربوط به پاسخهای اعضای هیأت علمی دانشگاهها 79

تجزیه و تحلیلهای مربوط به موانع فردی ارتباط اعضای هیأت علمی دانشگاهها با متخصصین بخش صنعت… 79

تجزیه و تحلیلهای مربوط به راهکارهای ارتباط اعضای هیأت علمی دانشگاهها با متخصصین بخش صنعت… 82

4 ـ 3 ـ 3 ـ تجزیه و تحلیلهای مربوط به پاسخهای متخصصین بخش صنعت… 87

تجزیه و تحلیلهای مربوط به موانع فردی ارتباط متخصصین بخش صنعت با اعضای هیأت علمی دانشگاهها 87

تجزیه و تحلیلهای مربوط به راهکارهای ارتباط متخصصین بخش صنعت با اعضای هیأت علمی دانشگاهها 90

ـ فصل پنجم:

5 ـ 1 ـ مقدمه. 95

5 ـ 2 ـ نتیجه­گیری و پیشنهادات مربوط به اعضای هیأت علمی دانشگاهها 95

5 ـ 2 ـ 1 ـ نتیجه­گیری و پیشنهادات مربوط به موانع فردی ارتباط اعضای هیأت علمی دانشگاهها با متخصصین بخش صنعت            ………………………………………………………………………………………………………………………. 95

5 ـ 2 ـ 2 ـ نتیجه­گیری و پیشنهادات مربوط به راهکارهای ارتباط اعضای هیأت علمی دانشگاهها با متخصصین بخش صنعت            ………………………………………………………………………………………………………………………. 101

5 ـ 3 ـ نتیجه­گیری و پیشنهادات مربوط به پاسخهای متخصصین بخش صنعت.. 111

5 ـ 3 ـ 1 ـ نتیجه­گیری و پیشنهادات مربوط به موانع فردی ارتباط متخصصین بخش صنعت با اعضای هیأت علمی دانشگاهها          111

5 ـ 3 ـ 2 ـ نتیجه­گیری و پیشنهادات مربوط به راهکارهای ارتباط متخصصین بخش صنعت با اعضای هیأت علمی دانشگاهها 117

5 ـ 4 ـ جدول تقاطعی موانع و راهکارها 123

5 ـ 5 ـ نتایج تحقیق در قالب تکنیک اسمارت (بازاریابی اجتماعی) 125

5 ـ 6 ـ بحث.. 134

5 ـ 7 ـ محدودیتهای تحقیق. 141

5 ـ 8 ـ پیشنهاد برای تحقیقات آینده 141

 

 

 

 

 

 

 

فهرست اشکال

شکل 2 ـ 1 ـ الگوی مشاوره 12

شکل 2 ـ 2 ـ الگوی قرارداد تحقیقات.. 12

شکل 2 ـ 3 ـ الگوی آموزش مستمر. 12

شکل 2 ـ 4 ـ الگویقراردادتحقیقاتیغیرمستقیم. 12

شکل 2 ـ 5 ـ الگوی تحقیق مشترک.. 13

شکل 2 ـ 6 ـ مدل ایستا 30

شکل 2 ـ 7 ـ مدل آزاد. 30

شکل 2 ـ 8 ـ مدل بخشی.. 31

شکل 2 ـ 9 ـ فرایند اجرایی آمیخته بازاریابی.. 43

شکل 2 ـ 10 ـ مقایسه سطوح مختلف تغییر از حیث میزان دشواری و زمان مورد نیاز. 47

شکل 4 ـ 1 ـ توزیع فراوانی جنسیت اعضای هیأت علمی.. 73

شکل 4 ـ 2 ـ توزیع فراوانی سن اعضای هیأت علمی.. 74

شکل 4 ـ 3 ـ توزیع فراوانی مرتبه استادی اعضای هیأت علمی.. 74

شکل 4 ـ 4 ـ توزیع فراوانی سابقه ارتباط با صنعت اعضای هیأت علمی.. 75

شکل 4 ـ 5 ـ توزیع فراوانی جنسیت متخصصین صنعت.. 76

شکل 4 ـ 7 ـ توزیع فراوانی سِمت متخصصین صنعت.. 77

شکل 4 ـ 8 ـ توزیع فراوانی سابقه ارتباط بادانشگاه متخصصین صنعت.. 78

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست جداول

جدول 2 ـ 1 ـ جدول نوع مشوق و عناصر تشکیل‏دهنده آن. 14

جدول 4 ـ 1 ـ توزیع فراوانی جنسیت اعضای هیأت علمی.. 73

جدول 4 ـ 2 ـ جدول توزیع فراوانی سن اعضای هیأت علمی.. 73

جدول 4 ـ 3 ـ جدول توزیع فراوانی مرتبه استادی اعضای هیأت علمی.. 74

جدول 4 ـ 4 ـ جدول توزیع فراوانی سابقه ارتباط با صنعت اعضای هیأت علمی.. 75

جدول 4 ـ 5 ـ جدول توزیع فراوانی جنسیت متخصصین صنعت.. 75

جدول 4 ـ 6 ـ جدول توزیع فراوانی سن متخصصین صنعت.. 76

جدول 4 ـ 8 ـ جدول توزیع فراوانی سابقه ارتباط با دانشگاه متخصصین صنعت.. 77

جدول 4 ـ 9 ـ جدول نتایج آزمون فریدمن موانع فردی اعضای هیأت علمی.. 81

جدول 4 ـ 10 ـ جدول رتبه­بندی موانع فردی اعضای هیأت علمی.. 82

جدول 4 ـ 11 ـ جدول نتایج آزمون فریدمن راهکارهای مانع شماره 21. 84

جدول 4 ـ 12 ـ جدول نتایج آزمون فریدمن راهکارهای مانع شماره 3. 85

جدول 4 ـ 13 ـ جدول نتایج آزمون فریدمن راهکارهای مانع شماره 4. 85

جدول 4 ـ 14 ـ جدول نتایج آزمون فریدمن راهکارهای مانع شماره 28. 86

جدول 4 ـ 15 ـ جدول نتایج آزمون فریدمن راهکارهای مانع شماره 8. 86

جدول 4 ـ 16 ـ جدول نتایج آزمون فریدمن راهکارهای مانع شماره 29. 87

جدول 4 ـ 17 ـ جدول نتایج آزمون فریدمن رتبه­بندی موانع متخصصین صنعت.. 89

جدول 4 ـ 18 ـ جدول رتبه­بندی موانع فردی متخصصین صنعت.. 89

جدول 4 ـ 19 ـ جدول نتایج آزمون فریدمن راهکارهای مانع شماره 11. 91

جدول 4 ـ 20 ـ جدول نتایج آزمون فریدمن راهکارهای مانع شماره 7. 92

جدول 4 ـ 21 ـ جدول نتایج آزمون فریدمن راهکارهای مانع شماره 14. 92

جدول 4 ـ 22 ـ جدول نتایج آزمون فریدمن راهکارهای مانع شماره 19. 93

جدول 5 ـ 1 ـ جدول رتبه­بندی موانع فردی اعضای هیأت علمی.. 99

جدول 5 ـ 2 ـ جدول مجموع میانگین رتبه­ای موانع فردی اعضای هیأت علمی.. 100

جدول 5 ـ 3 ـ جدول رتبه­بندی راهکارهای مانع شماره 21. 109

جدول 5 ـ 4 ـ جدول رتبه­بندی راهکارهای مانع شماره 3. 110

جدول 5 ـ 5 ـ جدول رتبه­بندی راهکارهای مانع شماره 29. 111

جدول 5 ـ 6 ـ جدول رتبه­بندی موانع فردی متخصصین صنعت.. 115

جدول 5 ـ 7 ـ جدول مجموع میانگین رتبه­ای موانع فردی متخصصین صنعت.. 115

جدول 5 ـ 8 ـ جدول رتبه­بندی راهکارهای مانع شماره 11. 122

جدول 5 ـ 9 ـ جدول رتبه­بندی راهکارهای مانع شماره 7. 122

جدول 5 ـ 10 ـ جدول رتبه­بندی راهکارهای مانع شماره 14. 123

جدول 5 ـ 11 ـ جدول رتبه­بندی راهکارهای مانع شماره 19. 123

جدول 5 ـ 12 ـ جدول تقاطعی موانع و راهکارهای مربوط به اعضای هیأت علمی.. 124

جدول 5 ـ 13 ـ جدول تقاطعی موانع و راهکارهای مربوط به متخصصین صنعت.. 125

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست پیوست­ها

پرسشنامه مرحله اول: 147

پرسشنامه مرحله دوم: 147

پرسشنامه مرحله سوم: 148

پرسشنامه مرحله چهارم: 152

پرسشنامه مرحله پنجم: 159

 

 

 

 

 

 

v

 

 

 

 

 

 

فصل اول

کلیات تحقیق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه
تجمیع دانش، و خروجی آن بعنوان محصولات، فن­آوری­های نو، و توانمندیهای مولد، در تئوری­های جدید رشد، موتور اصلی توسعۀ اقتصادی شناخته می­شوند. تجمیع دانش (یادگیری) در سطح فرد و از طریق تجربیات فردی (یادگیری تجربی، جستجو، کاوش، و تحقیقات سازماندهی شده) اتفاق می­افتد یا از طریق همکاری­های میان افراد (یادگیری از طریق مشاهده، یا یادگیری از طریق تعامل). در حالی که تجربه­گرایی فرد محور، کسب دانش را محدود به تنها یک فرد می­کند؛ همکاری­های بین فردی، نه تنها تحصیل فردی دانش را ممکن می­کند بلکه از طریق ارتباطات، تقویت دانش را نیز امکان­پذیر می­کند. تمرکز بر روی تجمیع دانش از طریق فرایندهای پویا و تعاملی تولید دانش و اشاعۀ آن، و ترویج تغییر فن­آوری، هستۀ اصلی رویکرد سیستم­های نوآور می­باشد. در این رویکرد، خواستۀ اصلی، بهبود عملکرد نوآورانه در شرکت­ها و بخش­های مرتبط به آنهاست. در همین رابطه، دانشگاه­ها بعنوان تولیدکنندگان دانش، می توانند نقش مهمی ایفا کرده و با بخش صنعت، مشارکت داشته باشند (اسکارتینگر[1] و دیگران، 2001، ص. 256ـ 255).

در این میان، مسئله­ای که ذهن محقق را به خود مشغول داشته است جزئی از مسئله کلی ارتباط صنعت و دانشگاه می­باشد. این ارتباطات ابعاد مختلفی دارند که یک جزء آن، شخصی و فردی، و نیّات و انگیزه­هایی است که هر کدام از این بخش­ها به نوبه خود دارند. این بخش­ها همان اعضای دانشگاهی (هیأت علمی و دانشجویان) و اعضای صنعتی (متخصصین و مسئولین فعال در صنعت) هستند. از میان این افراد نیز اعضای هیأت علمی دانشگاه­ها و متخصصین و کارشناسان فعال در صنعت انتخاب شدند. با انتخاب این بخش بعنوان جامعه تحقیق، محقق در صدد است تا موانعی که در سطح فردی وجود داشته و از برقراری ارتباط با بخش دیگر، ممانعت به عمل می­آورد را شناسایی کرده و بهترین راهکارها را برای مرتفع کردن آنها شناسایی نماید.

برای نیل به این هدف، در این فصل، برای آشنایی با کلیات تحقیق و موضوع مورد بررسی در آن، مروری اجمالی بر بیان مسئله، اهمیت و ضرورت تحقیق، اهداف تحقیق، فرضیه­های تحقیق، و تعریف عملیاتی واژگان کلیدی آن خواهد شد و در فصول بعدی، توضیحات مبسوط­تری ارائه خواهد گردید.

بیان مسئله
توسعۀ صنعتی و پایدار در هر کشور منوط به ایجاد زیرساخت­های علمی، پژوهشی و صنعتی است و بارزترین شاخص توسعه­یافتگی هر کشور، پژوهش­های علمی و عملی و قابلیت­های فناوری آن کشور است. در این میان، دانشگاه به عنوان یک منبع دانش و یک کانون برای انجام تحقیقات علمی و کاربردی، نقش بسیار مهمی دارد. از طرفی صنعت نیز نقش کلیدی در توسعۀ اقتصادی و ارزش افزوده در یک کشور دارد (حق شناس فرد و زیودار، 1389)

پژوهش­های دانشگاهی، نقش مهمی در توسعۀ محصول، ابداعات و اختراعات صنعتی دارند. بر اساس پژوهش­هایی ارتباط صنعت و دانشگاه، کارایی تحقیقات دانشگاهی را افزایش می­دهد (وولگار[2]، 2007).

اگرچه ارتباط دانشگاه و صنعت، یک موضوع مهم در حیطۀ خط مشی علم و جامعه­شناسی علم است ولی مطالعات کمی روی مکانیسم ارتباط این دو بخش، انجام شده است. برخی از آنها این ارتباطات را در قالب مطالعات موردی بررسی نموده­اند و برخی در قالب بهینه کردن فرایند انتقال تکنولوژی از دانشگاه به صنعت (مِیِرـ کرامِر و اِسک­مُک[3]، 1998).

به همین روی، این تحقیق، در همان مسیر بررسی ارتباط این دو بخش مهم جامعه یعنی اعضای هیأت علمی دانشگاه و متخصصین بخش صنعت، به دنبال پاسخ به این سؤال است که «موانع فردی ارتباط اعضای هیأت علمی دانشگاه­ها با متخصصین بخش صنعت، کدام است؟» تا با شناسایی این موانع، بتواند راهکارهایی را با استفاده از الگوی بازاریابی اجتماعی، ارائه دهد. به همین منظور، محقق، ابتدا با شناسایی نیازها و خواسته­های این دو

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...