علوم اجتماعی – جامعه شناسی
علوم ارتباطات
عمران
مدیریت آموزشی و برنامه ریزی درسی
معماری و شهرسازی
مهندسی برق
مهندسی شیمی
مهندسی صنایع
مهندسی کامپیوتر
 

ارکان جرم قتل عمد؛پایان نامه جرم قتل در حقوق ایران
 
ارکان جرم قتل عمد با ترک فعل

در حقوق کیفری، زمانی میتوان از وجود یک جرم سخن گفت که ارکان سه گانۀ آن (قانونی، مادی، معنوی) ثابت شده باشد. بنابراین ناچاریم این ارکان را در جرم قتل عمدبا ترک فعل اثبات کنیم.

4-6-1- رکن قانونی

اصل قانونی بودن جرم و مجازات اقتضا دارد که نفس جرم در قانون مجازات تعریف شود. رکن قانونی جرم قتل عمد با ترک فعل مادۀ ٢٠۶ قانون مجازات اسلامی است.

واژۀ “کار” در این ماده با توجه به نظر عرف هم فعل و هم ترک فعل است. شاید از ظاهر مادۀ ٢٠۶ ق.م.ا و نیز تعبیر انجام کار در آن این معنا برداشت شود که منظور،فعل مادی مثبت است و نصاً و ظهوراً دلالتی بر ترک فعل ندارد. در جواب باید گفت:

نباید به این ظاهر توجه کرد چون از یک طرف قانونگذار در مادۀ ٢٠۶ ق.م.ا در مقام تبیین عنصر روانی وبه عبارت دیگر عمدی بودن جنایت بوده است. از طرف دیگر از تعبیر انجام کار استفاده کرده که معنی عرفی آن شامل ترک فعل نیز میباشد

4-6-2- رکن مادی قتل عمدی ناشی از ترک فعل

رکن مادی تجلی عناصر روانی مرتکب در عالم خارج است که با وجود آنها جرم اتفاق میافتد و در صورت نبود هر یک از آنها جرم واقع نمیشود که در این خصوص عبارتند از:

ایجاد اسباب خطر  ترک فعل، زمانی که شخص تعهد یا مسئولیتی را در قبال حفاظت از دیگری میپذیرد، اسباب وقوع قتل قربانی را فراهم میکند و چون خطر مرگ به تبع تعهد شخص به وجود آمده، در نتیجه وی موظف به دفع آن خطراست. مثلاً شنا کردن بدون آشنایی با فنون آن در دریا یا استخر خطرناک است و یک انسان متعارف که آشنا به مهارتهای شناگری نیست، وارد آب نمیشود، اما همین انسان بررسی امکان ارتکاب قتل عمدی از طریق ترک فعل در فقه وحقوق کیفری ایران در صورت وجود نجات غریق دست به خطر میزند و وارد آب میشود به امید آنکه نجات غریق مواظب وی است. یا در فرضی که مریضی را که فاقد توان حرکتی است برای مراقبت به یک پرستار میسپارند. تعهد پرستار سبب میشود شخص مریض رها شود(ایجاد خطر) به این امید که پرستار از وی مواظبت خواهد کرد. چنانچه پرستار عمداً ازانجام وظیفۀ خود به قصد وقوع قتل خودداری کند، مرتکب قتل عمدی شده است.

4-6-3- تاثیر اسباب خطر نسبت به مجنی علیه

اسباب خطری که به واسطۀ تعهد شخص ایجاد شده باید سبب مرگ قربانی شوند.مثلاً شخصی ممکن

 

است به امید اقدام نجات غریق وارد استخر شود (ایجاد خطر ناشیاز تعهد دیگری) و بمیرد اما مرگ وی ناشی از عدم اقدام تارک نباشد بلکه ممکن استدر آب سکته کرده یا شخص دیگری عمداً او را در آب خفه کرده باشد. یا مرگ بیمار نه به سبب عدم مراقبت پرستار بلکه به واسطۀ افتادن از روی تخت بیمارستان باشد که کوتاهی و عدم مراقبت پرستار علت آن نبوده، که ناشی از بی احتیاطی خود بیمار بوده است. باید ثابت شود که وقوع مرگ ناشی از عدم اقدام تارک بوده است. به عبارت دیگرمرگ قربانی متأثر از عدم اقدام تارک میباشد. هر زمانی که شبهه حاصل شود سکوت تارک در وقوع حادثه نقشی نداشته، حصول این شبهه را باید به نفع وی تفسیر کنیم.

4-6-4- رابطۀ سببیت

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...